Forgetten✨part 3
از دید تیلور
داشتم دیوونه میشدم...تحمل کردن زین و دوست دخترش واقعا سخت بود(نمیگم کی که ماجرای دفعه قبل پیش نیاد
هرکیو میخان تصور کنین
جیجی پری...)
زین لج کرده بود..جلوی من اونو میبوسید..چون میدونست من چقد بدم میاد
تصمیم گرفتم که فرار کنم
قرار شد یکی از دوستام که اتفاقا تو مودست کار میکنه(:|) کمکم کنه فرار کنم و برم یه جایی دیگه
شب شده بود...ساعت دوازده...خب پس وقتشه
دنیلو بغل کردم
کیفمو برداشتم و اروم رفتم بیرون
از پلها خیلی اروم پایین رفتم و همین که میخواستم برم بیرون
صدای پا اومد
دویدم و پشت مبلا قایم شدم
شانس اوردم دنیل خوابش سنگینه
زین بود..اومد اب خورد..یه نگاهی به در و برش انداخت و بعد رفت
یکم صبر کردم..صدای در اتاقش که اومد دویدم و درو باز کردم و زدم بیرون
ا.د منتظرم بود..سریع سوار ماشینش شدم و از اونجا دور شدیم
ا.د با نفوذی که داشت یه تصادفو قرار بود صحنه سازی کنه و نشون بده که ما مردیم
شاید فکر کنین من چقد پستم اما این در مقابل کارایی که زین با من کرد هیچی نیست
(یک هفته بعد)
از دید زین
لعنتی..چجوری تونست فرار کنه..اصلا برام مهم نیست باید هرجوری شده پسرمو ازش پس بگیرم
به ا.د بهترین دوستش زنگ زدم
با اولین بوق جواب داد
زی:تیلور کجاس ا.د
من پسرمو میخوام
ا.د:چرا بیخیالش نمیشی..تیلور دیگه مرد..دستش از سرش بردار
زی:چی....
ا.د:همش تقصیر توئههه
اگه اذیتش نمیکردی اونم فرار نمیکرد که اینجوری شه
داد زدم:چی داری میگیییی
ا.د:خفه شو زین خفه شو..هم دنی هم تیلور تو اون تصادف لعنتی مردن و باعثش تویی..
نزاشتم ادامه بده و قطع کردم
سریع رفتم بیرون و سوار ماشینم شدم
دستام میلرزید و نمیدونستم دارم کجا میرم
چند باری نزدیک بود تصادف کنم..اما اهمیتی نداشت..اگه ا.د راست گفته باشه چی..
وای نه
به ادرسی که برام فرستاده بود رسیدم..
از ماشین پیاده شدم
پاپاها و فنارو کنار زدم و رفتم جلو...
روی زانوهام افتادم..
نه نه نه این دروغه..تیلور من زندس..پسر من سالمه
داد زدم:نههههه
اینا همش الکیه...هیلی من زندس..اون زندسسسس
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پسرمT-T
عاررررT-T
نظرT-T؟
#Ari_tommo #zayn #sad
@onlyimaginehttps://telegram.me/dar2delbot?start=send_WKoka4Q