Art Ashes


Гео и язык канала: Иран, Фарси
Категория: не указана


به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Admin: @book_adds

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


از دلار رکب نخوری!!


#فوری
دلار و بیتکوین دارن آرامش قبل طوفان رو تجربه میکنه و ممکنه بزودی حرکت بزرگش رو آغاز کنه
رفقایی که نمیدونن دلار میریزه یا رشد میکنه عضو کانال تحلیلمون بشن بهتون میگیم: @Dolar_daramad


می‌خوابد و چهره‌اش خسته و رنگ‌پریده است؛ چشمش گودافتاده و دست‌های لاغر و دخترانه‌اش بسیار ضعیف شده و بر لبانش لبخندی نقش بسته‌است. فردا، زمانی که خورشید طلوع کند، آن چهرهٔ انسانی به شکلکی غیرانسانی بدل شده، مغزش مملو از خونِ لخته است و چشم‌های بی‌فروغش از حدقه بیرون خواهد‌زد. اما حالا او آرام خوابیده است و دارد به جاودانگی عظیم خود لبخند می‌زند.

داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند/ آندری‌یف




«آن بوسه‌های شیرینی که در رؤیا می‌دیدم و سال‌ها در آرزویشان بودم و دیگر امیدی بدان‌ها نداشتم... اگر تصمیمی بگیرم، تصمیمی ابدی خواهد بود. در باب عشق و دلبستگی‌هایم نیز جز این نیست _ قلبم بیش‌ از حد بزرگ است، چنان‌که مرا می‌بلعد...»

آلکساندرا فیودرُونا به تزار نیکالای رُمانُف


بله، دلم گرفته بود و احساس اندوه می‌کردم. حتی نسبت به همنوعانم ترحمی احساس نمی‌کردم: همه‌ی‌ احساساتم، در تنها حسی که به جرأت باید آن را حس انزجار بنامم، جمع بودند و بیش از همه نسبت به خودم احساس انزجار می‌کردم.

اشباح/ تورگنیف




«و من دیده‌ام تو را که فرو می‌ریختی و به وَجد می‌آمدی از مُرده بودنت.»

ایو بون‌فوآ


Репост из: کتابیسم
درود دوستان 🌱
ما یک کانال آرشیو کتاب برای فایل‌های کانال و ربات @ketabiism_bot داریم. اگر با عضویت در ربات و کانال‌های مختلف مشکل دارید، می‌توانید فایل‌ها را به‌صورت یکجا در این کانال دریافت کنید.
هزینه عضویت دائمی حدود ۲۵۰ هزار تومان است." این هزینه صرفا به خاطر زمانی هست که صرف جمع‌آوری و اپدیت فایلها شده"
در صورت تمایل به عضویت، به این آیدی پیام دهید: @book_adds
لطفاً اگر قصد عضویت ندارید پیام ندهید تا برای وقت یکدیگر ارزش قائل باشیم. 🌱


چرا کسی در آن زمان در گوشم نگفت: «اشتباه می‌کنی عزیز من! برای آیندهٔ تو سرنوشتی کاملاً متفاوت مقدر شده است. تو تک‌وتنها در یک خانهٔ کوچک و فکسنی با غرغرهای غیرقابل‌تحمل زنی پیر خواهی مُرد که بی‌صبرانه، انتظارِ مرگت را می‌کشد تا پوتین‌هایت را در ازای چند پول سیاه بفروشد...».

یادداشت‌های روزانهٔ یک آدم زیادی/ تورگنیف


کلمات را غلط تلفظ می‌کنم... جابه‌جا به‌کار می‌برم، انگار دور کلمه‌ی اصلی می‌چرخم، بهش نزدیک می‌شوم و... حتی نام ساده‌ترین وسیله را فراموش می‌کنم. بعد از این‌که به خاطرش می‌آورم، باز تردید می‌کنم که درست بوده یا نه... مثلاً تکرار می‌کنم: لامپ، لامپ و لامپ، و ناگهان به نظرم می‌رسد که اصلاً چنین کلمه‌ای وجود ندارد، کسی هم نیست که کمکم کند. اگر هم باشد، نمی‌شود چیزی گفت. طرف فکر می‌کند حتماً دیوانه شده‌ام....

پترزبورگ/ آندری بِلی




زمانی که بی‌ وقفه دود می‌کردم، سیگار، پس از یک شب بی‌خوابی، طعمِ جنازه‌‌ی سوزانی پیدا می‌کرد که مرا به‌ خاطر همه‌ چیز تسلی می‌داد. 

امیل چوران




Pickpocket, 1959, Robert Bresson


«مرگ به عشق می‌ماند. در آخرین لحظات، تاریکی است و اسپاسم شدیدِ عضلات. مرگ راهِ بازگشت ندارد، ولی از عشق می‌توان بازگشت و به یادش داشت... آیا تاکنون غرق‌شدن را تجربه کرده‌اید؟ آیا گرداب شما را به سمت پایین کشیده؟ من غرق شدم... هرچقدر بیشتر مقاومت کنی، نیرویت کمتر می‌شود. باید با آن کنار بیایی و تا قعر دریا بروی. آن‌جاست که انتخاب تو مطرح می‌شود: آیا می‌خواهی بمیری یا زندگی کنی. اگر بخواهی زندگی کنی باید به آسمان بالای آب برسی و برگردی، ولی پیش از آن باید تا قعر رسیده باشی...»

سویتلانا آلکسی‌یویچ




فکر خودکشی همیشه بامن بود، پر قدرت، مثل مورچه‌هایی که زیر پوست ساعدم می‌خزیدند. خودکشی تنها فکر مثبتم بود. هرچیز دیگری منفی بود. و لو از این که داخل دستگاه شیرینی‌پزی را تمیز می‌کرد احساس خوشبختی می‌کرد. او از من عاقل‌تر بود.

عشق‌بازی مرده‌ها/ چارلز بوکفسکی


«یک تصمیم عجیب و باورنکردنی گرفته‌ام. اگه عملی شود، پس‌فردا از این شهر می‌روم.»
کلارا با خودش اندیشید: «واقعاً که چه آدم عجیبی است.» و آن احساس تنهایی دردناک به او غلبه کرد، که همیشه هنگامی بر ما غلبه می‌کند که می‌بینیم کسی که برایمان عزیز است تسلیم رؤیایی می‌شود و ما در آن رؤیا جایی نداریم.

ولادیمیر ناباکوف


«من آدمِ ضعیفی هستم، و همینطور که در بخشِ آسایشگاهِ خودم خوابیده‌ام، لبخندهای ضعیفی می‌زنم و منتظر هستم گلِ رُز به من بدهند.»

ولادمیر ناباکوف/ نامه به جیمز لافلین

Показано 20 последних публикаций.