تو زمونهای که یه دستشویی میری زیدتو رو هوا میدزدن، نصف متاهلا به غیر از همسرشون با یکی دیگه رابطه دارن، یه دختر پیدا شده که میدونه عشق زندگیش چند روز یا حتی چند ساعت بعد دیگه نیست.
با این حال نرفته با کس دیگه، خیلی راحت میتونست علیرضا رو نادیده بگیره و ولش کنه. میرفت پی زندگیش و علیرضا هم اعدام میشد.
چطوری دلتون میاد همچین عشقی رو نابود کنین، ۹ ماه گذشته اما هر شب بخاطر دی ماه اشکمون در میاد...