Ra


Гео и язык канала: Иран, Фарси
Категория: Блоги


یادداشت‌های بزمجه‌ای که در چشم‌هایش همیشه حلقه اشکی دارد.

Связанные каналы

Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
Блоги
Статистика
Фильтр публикаций




واقعا دلم از نازکی خودش می‌شکنه.


~عروسک‌ها، بهرام بیضایی


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram




از چی بگم برات؟


یادگار زریران داستان نبرد سپاه گشتاسب از ایران و سپاه خیونان به خداوندگاری ارجاسبه. علت نبرد این بوده که گشتاسب و ایرانیان دین مزدیسنایی رو به تازگی پذیرفتن در حالی که خیونان همچنان به آیین میترایسم باور دارن و ارجاسب واهمه داره که نکنه تغییر آیین در ایران باعث بهم خوردن نظم اجتماعی و سیاسی منطقه بشه‌. به ایران پیک می‌‌فرسته و به گشتاسب اول وعده می‌ده و بعد تهدید می‌کنه. در نهایت جنگ درمی‌گیره. زریر برادر گشتاسب، در میدان جنگ کشته می‌شه و پسرش بستور که اون زمان کم سن و سال بوده به گشتاسب پیشنهاد می‌ده که وارد میدان بشه و انتقام پدرش رو بگیره. گشتاسب به خاطر سن کم بستور نمی‌پذیره اما بعد رضایت می‌ده و بستور به همراه پسر گشتاسب که می‌شه اسفندیار به میدان می‌رن. بستور بالای بدن بی‌جان پدر حاضر می‌شه و سوگواری می‌کنه اما طفلک به خاطر سن کم و بی‌تجربگی و احتمالا جثه کوچیک نمی‌تونه از اسب پیاده بشه چون دوباره بر اسب نشستن براش مشکل بوده :))))
البته اگه تقلیل‌گرایی من جهت تولید محتوا رو بذاریم کنار، می‌شه این‌طور برداشت کرد که اسب جزئی از بدن جنگاوره و مثل یه آستانه عمل می‌کنه. جدا شدن از اسب در گرماگرم جنگ و سوگواری بر بدن پدر شاید مرز بستوری که شخصیت داستان حماسی-اسطوره‌ایه رو با بستورِ کودکی که سوگوارِ پدره پررنگ‌تر می‌کنه در حالی که احتمالا در منطق اسطوره‌ای تلفیق این دو شخصیت در آن واحده که باعث انتقال پهلوانی از زریر کشته شده به بستور خردسال می‌شه. با دونستن این‌که اسب بستور در این جنگ همون اسبیه که زریر در کودکی بر اون می‌نشسته، اسب تبدیل به آستانه‌‌ی جدی‌تری می‌شه که با عبور از اون بستور با پر کردن جای خالی پدر بر بدن اسب، پهلوانی پدر رو هم از آن خودش می‌کنه.




«The complete necessity of the human species is that there be an Other of the Other. It is this One that is usually called God, but of which analysis unveils that it is very simply The Woman.»

Jacques Lacan, Seminar XXI, Les non-dupes errent




Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram




Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
مرا نه سر نه سامان آفریدند




Репост из: تَهَوع
یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.






در روستای پدری‌ام کسی برنج کاشته است. چند وقت پیش پسرش را کشته‌اند و حالا فصل برداشت برنج‌ است.


Nothing that has been heard can be repeated with the same words.


Que la tempête traite universellement
Comme elle fait une herbe !
طوفان با همگان آن کند،
که با تیغه‌ی یک علف.
~Paul Valéry

Показано 20 последних публикаций.