#خاکستری_647
***
- پاشو خوشگلم؛ دست بابایی خواب رفت.
با صدای آبان که سعی داشت درنا رو بیدار کنه، چشم باز کردم و بهشون خیره شدم.
توی اوج سیاه و سفیدی هم این منظره قشنگ بود.
کمکش کردم که سر درنا رو از روی بازوش برداره و سمتم چرخید.
- سحرخیز شدی!
دستی به کمرم گرفتم و از تخت پایین رفتم.
- قرار بود بریم دکتر؛ مطبشون شلوغ میشه ...هرچی زود تر بریم بهتره ...
سر تکون داد و موهاشو عقب زد.
- از اخرین هفته مرخصیم باس کمال استفاده رو کرد ...
شاید این فقط یک جمله ساده بود اما برای من معنی زیادی داشت.
این که آبان به حرف های من فکر کرده بود، تصمیم داشت سر کارش برگرده و از علاقهش دست نکشه.
در حالی که برس رو لای موهام میکشیدم سمتش برگشتم.
- میخوای برگردی چون من گفتم؟
دست پشت گردنش کشید و تو گلو "هوم" گفت.
- نمیخواستم برگردم چون اونجا از من ادمی میسازه که نسبت به همه بی حس میشم ...ازم سنگ میسازه و نمیخوام واسه تو این آدم باشم.
لبخندی به حرفش زدم و با گذاشتن دست زیر چونه ش بهش خیره شدم.
- نگران نباش ...تو خیلی وقته دیگه ادم سنگی نیستی!
این رو بهش میگفتم تا احساس بهتری داشته باشه.
هم من هم خودش میدونستیم هنوز اثری از اون ادم خشن توش دیده میشه ولی میشد نادیدهش گرفت.
***
- پاشو خوشگلم؛ دست بابایی خواب رفت.
با صدای آبان که سعی داشت درنا رو بیدار کنه، چشم باز کردم و بهشون خیره شدم.
توی اوج سیاه و سفیدی هم این منظره قشنگ بود.
کمکش کردم که سر درنا رو از روی بازوش برداره و سمتم چرخید.
- سحرخیز شدی!
دستی به کمرم گرفتم و از تخت پایین رفتم.
- قرار بود بریم دکتر؛ مطبشون شلوغ میشه ...هرچی زود تر بریم بهتره ...
سر تکون داد و موهاشو عقب زد.
- از اخرین هفته مرخصیم باس کمال استفاده رو کرد ...
شاید این فقط یک جمله ساده بود اما برای من معنی زیادی داشت.
این که آبان به حرف های من فکر کرده بود، تصمیم داشت سر کارش برگرده و از علاقهش دست نکشه.
در حالی که برس رو لای موهام میکشیدم سمتش برگشتم.
- میخوای برگردی چون من گفتم؟
دست پشت گردنش کشید و تو گلو "هوم" گفت.
- نمیخواستم برگردم چون اونجا از من ادمی میسازه که نسبت به همه بی حس میشم ...ازم سنگ میسازه و نمیخوام واسه تو این آدم باشم.
لبخندی به حرفش زدم و با گذاشتن دست زیر چونه ش بهش خیره شدم.
- نگران نباش ...تو خیلی وقته دیگه ادم سنگی نیستی!
این رو بهش میگفتم تا احساس بهتری داشته باشه.
هم من هم خودش میدونستیم هنوز اثری از اون ادم خشن توش دیده میشه ولی میشد نادیدهش گرفت.