Forward from: گسترده نابیا
قلبها رو لمس کن و رمان ویژه امروزو بگیر👇👇
♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
#پارت_231💯👌
-ساعت چنده؟
-یک بعد از ظهر🕐
-تو کی بیدار شدی؟
-یه ساعت پیش. رفتم دوش🚿🛁 گرفتم، کلی هم سر و صدا کردم ولی بیدار نشدی
-بارون بند اومده؟ 🌦🌦
-آره؛ بیا برات معجون درست کردم🍨🍨
کمی بعد، سرشو جلو آورد و یه قطره از معجونو که گوشهی لبم مونده بود رو با زبونش پاک کرد.
آروم گفتم:
-پیمان...
صدا زدن اسمش تو اون لحظه معانی متفاوتی میتونست داشته باشه؛ پس زدن، پیش کشیدن، عشق، نیاز... در جواب تمام این معانی اون زمزمه کرد:
-جانِ پیمان
و لحافو از روم کنار زد و به پررنگ کردن رد پای کمرنگ شدهی بوسههاش روی تنم مشغول شد.
✔️رمان پارت 300 رو هم رد کرده👌
✔️زود جوین بده و برو ادامه این پارت جذابو تو کانالشون بخون👇🏃♀
https://t.me/joinchat/Ta_nS57aAE0Sd3t8
🔝🔝وای این رمان🥺😭 با عاشقانههای دلبرش🤗☺️
👻 یه آقا پیمان خفن و خوشتیپ و شوخطبع داره که همهجوره خانومشو بلده😃🤤🤭
https://t.me/joinchat/Ta_nS57aAE0Sd3t8
♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
#پارت_231💯👌
-ساعت چنده؟
-یک بعد از ظهر🕐
-تو کی بیدار شدی؟
-یه ساعت پیش. رفتم دوش🚿🛁 گرفتم، کلی هم سر و صدا کردم ولی بیدار نشدی
-بارون بند اومده؟ 🌦🌦
-آره؛ بیا برات معجون درست کردم🍨🍨
کمی بعد، سرشو جلو آورد و یه قطره از معجونو که گوشهی لبم مونده بود رو با زبونش پاک کرد.
آروم گفتم:
-پیمان...
صدا زدن اسمش تو اون لحظه معانی متفاوتی میتونست داشته باشه؛ پس زدن، پیش کشیدن، عشق، نیاز... در جواب تمام این معانی اون زمزمه کرد:
-جانِ پیمان
و لحافو از روم کنار زد و به پررنگ کردن رد پای کمرنگ شدهی بوسههاش روی تنم مشغول شد.
✔️رمان پارت 300 رو هم رد کرده👌
✔️زود جوین بده و برو ادامه این پارت جذابو تو کانالشون بخون👇🏃♀
https://t.me/joinchat/Ta_nS57aAE0Sd3t8
🔝🔝وای این رمان🥺😭 با عاشقانههای دلبرش🤗☺️
👻 یه آقا پیمان خفن و خوشتیپ و شوخطبع داره که همهجوره خانومشو بلده😃🤤🤭
https://t.me/joinchat/Ta_nS57aAE0Sd3t8