❌ آزموده را آزمودن خطاست ؛ هنوز فرصت هست؛ اگر اندازه نگه دارید!
از سال ۱۳۹۲ تا امروز، بارها و بارها بورس با مداخلات دولت در نرخ خوراک ـ روزی پتروشیمی، روزی پالایشی و روزی هر دو ـ به کما رفته و سرمایه و سرمایهگذاری در این کشور تا مدتها به فنا .
هر بار هم یک توجیه جدید؛
یکبار تأمین منابع، یکبار اصلاح فرمول، یکبار کیفیسازی و حالا هم بحث نرخ خوراک و تخفیف و کرکاسپرد.
اما موضوع تقریباً همیشه یک چیز بوده است:
دولت امروز چند ریال بیشتر برداشته و اقتصاد فردا چندین برابر آن را از دست داده است.
از این همه بیتدبیری همیشه در عجب بودهام.دفعات اول فکر میکردم از کمتجربگی است؛ اما امروز قاعدتاً باید از حماقت باشد.
🔷 مسئله فقط چند دلار بالا و پایین شدن نرخ خوراک نیست.
وقتی دولت در یک صنعت سرمایهبر، پس از آنکه سرمایهگذار بر مبنای یک قاعده و فرمول مشخص سرمایهگذاری کرده، ناگهان قواعد محاسبه خوراک و فرآورده و در نتیجه حاشیه سود را تغییر میدهد، در واقع فقط سود یک شرکت را تغییر نداده است؛ ریسک سیاستگذاری را به ترازنامه سرمایهگذار منتقل کرده است.
▪️ سرمایهگذار باید بتواند جریان نقدی آینده شرکت را تخمین بزند، نرخ بازده مورد انتظار خود را محاسبه کند و بر اساس آن تصمیم بگیرد.
▪️ وقتی فرمول خوراک، تخفیف، کرکاسپرد یا نحوه تسویه هر زمان که دولت به منابع بیشتری احتیاج پیدا کرد قابل تغییر باشد، دیگر مسئله فقط ریسک عملیاتی یا ریسک قیمت جهانی نفت نیست.یک ریسک جدید اضافه میشود: ریسک دولت و بازار برای تحمل این ریسک، نرخ بازده بیشتری طلب میکند.
🔷 هربار که این شرکتها سودآوری بالایی داشتهاند، دولت صدها برابر از محل سود تقسیمی این شرکتها، مالیات دریافتی، واگذاری سهام و توسعه صنعت منتفع شده است.
عجیب است که باز هم سر دماغ خود را میبینند.
واقعا نمی دانند این اسمش درآمد نیست؛ بلعیدن آینده است ؟
🔷 چندین سال پیش که نماد شرکتهای پالایشی مدت طولانی بسته بود، در جلسات مشترک سازمان بورس و وزارت نفت، صراحتاً دوستان وزارت نفت تأمین پول برای پرداخت یارانهها را دلیل پیش کشیدن موضوع کیفیسازی و تغییر نرخ پالایشیها عنوان میکردند.
دولت ها بارها برای جبران کسری امروز، مرغ طلا را سر بریده اند .
🔴 در این فقره مرض دولت ها اور دوز دانش ناشی از شفافیت مفرط است !!
متاسفانه کدال منشأ شفافیت است؛ زعما را از وضعیت شرکتها زیاد و زود مطلع میکند و بورس زیادی شفاف میگوید سهامداران چقدر سود میکنند.
🛑 متصدیان محترم امور مداخلات حماقتبار، دست در جیب مردم نکنید!
▪️ تخفیف خوراک، کرکاسپرد و فرمول قیمتگذاری، متغیرهای حسابداری روی کاغذ نیستند.
▪️ اینها مستقیماً به سود شرکت، مالیات دولت، ارزش سهام، سرمایهگذاری و در نهایت ارزش دارایی میلیونها سهامدار وصلاند.
▪️ وقتی قواعد را تغییر میدهید، در واقع بخشی از حقوق اقتصادی صاحبان این بنگاهها را جابهجا میکنید.
و اینجاست که موضوع از یک تصمیم صنعتی فراتر میرود و به حقوق مالکیت و اعتبار حاکمیت اقتصادی مربوط میشود.
▪️این تصمیمات فقط یک صنعت یا چند شرکت را متأثر نمیکند.
اعتماد را پودر میکند.
▪️ سرمایهگذار اگر نداند سود آینده شرکتی که امروز میخرد، فردا با تصمیم اداری چه مقدار قابل برداشت است، دیگر سرمایهگذاری نمیکند؛ سفتهبازی میکند.
▪️ اگر بداند دولت هرجا سودی شکل گرفت میتواند با تغییر فرمول بخشی از آن را برای خود بردارد، طبیعی است که افق سرمایهگذاری کوتاهتر شود.
سرمایه به جایی میرودکه حق مالکیت قابل پیشبینیتر باشد.
‼️ بورس اگر بعد از این تصمیمات کمر راست نکرد، دنبال دشمن خارجی یا ریسکهای ژئوپلیتیک نگردید.
⭕️ بیایید حجت را همینجا تمام کنیم تا راه را بر لاییکشیدنها برای توجیه خبط و خطایتان، همانند اردیبهشت ۱۴۰۱، ببندیم.
🛑 وزارت نفت و وزارت اقتصاد اگر بر طمع و هوس بلعیدن سریع و اندک، به جای ارتزاق مستمر، فائق نیایند، مسئول نابودی بخشی از آینده بورس خواهند بود.
چون دولت شاید بتواند امروز از پالایشگاهها درآمد بیشتری بگیرد؛
اما اگر همین سیاست، فقط چند واحد درصد به نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذار اضافه کند، هزینهای که از مسیر کاهش ارزش شرکتها، افزایش هزینه سرمایه و کاهش سرمایهگذاری آینده به اقتصاد تحمیل میشود، میتواند چندین برابر درآمد امروز دولت باشد.
🛑 هیأتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار هم اگر نتواند در این مورد، اصلیترین وظیفه خود یعنی حفظ حقوق سرمایهگذاران و دفاع از ثبات و پیشبینیپذیری بازار را انجام دهد، باید یا خود را برای یک استعفای محترمانه آماده کند یا ساک خود را ببندد که به واسطه مشکلات آینده این بازار تعویض شود.ایضاً اعضای شورای بورس،
فرصت برای اجتناب از تکرار این خطا هنوز هست .
✅انتخاب با شماست:
میتوانید هوشمند و غنی باشید؛
یا ابله و فقیر!
خواجه نصیری
از سال ۱۳۹۲ تا امروز، بارها و بارها بورس با مداخلات دولت در نرخ خوراک ـ روزی پتروشیمی، روزی پالایشی و روزی هر دو ـ به کما رفته و سرمایه و سرمایهگذاری در این کشور تا مدتها به فنا .
هر بار هم یک توجیه جدید؛
یکبار تأمین منابع، یکبار اصلاح فرمول، یکبار کیفیسازی و حالا هم بحث نرخ خوراک و تخفیف و کرکاسپرد.
اما موضوع تقریباً همیشه یک چیز بوده است:
دولت امروز چند ریال بیشتر برداشته و اقتصاد فردا چندین برابر آن را از دست داده است.
از این همه بیتدبیری همیشه در عجب بودهام.دفعات اول فکر میکردم از کمتجربگی است؛ اما امروز قاعدتاً باید از حماقت باشد.
🔷 مسئله فقط چند دلار بالا و پایین شدن نرخ خوراک نیست.
وقتی دولت در یک صنعت سرمایهبر، پس از آنکه سرمایهگذار بر مبنای یک قاعده و فرمول مشخص سرمایهگذاری کرده، ناگهان قواعد محاسبه خوراک و فرآورده و در نتیجه حاشیه سود را تغییر میدهد، در واقع فقط سود یک شرکت را تغییر نداده است؛ ریسک سیاستگذاری را به ترازنامه سرمایهگذار منتقل کرده است.
▪️ سرمایهگذار باید بتواند جریان نقدی آینده شرکت را تخمین بزند، نرخ بازده مورد انتظار خود را محاسبه کند و بر اساس آن تصمیم بگیرد.
▪️ وقتی فرمول خوراک، تخفیف، کرکاسپرد یا نحوه تسویه هر زمان که دولت به منابع بیشتری احتیاج پیدا کرد قابل تغییر باشد، دیگر مسئله فقط ریسک عملیاتی یا ریسک قیمت جهانی نفت نیست.یک ریسک جدید اضافه میشود: ریسک دولت و بازار برای تحمل این ریسک، نرخ بازده بیشتری طلب میکند.
🔷 هربار که این شرکتها سودآوری بالایی داشتهاند، دولت صدها برابر از محل سود تقسیمی این شرکتها، مالیات دریافتی، واگذاری سهام و توسعه صنعت منتفع شده است.
عجیب است که باز هم سر دماغ خود را میبینند.
واقعا نمی دانند این اسمش درآمد نیست؛ بلعیدن آینده است ؟
🔷 چندین سال پیش که نماد شرکتهای پالایشی مدت طولانی بسته بود، در جلسات مشترک سازمان بورس و وزارت نفت، صراحتاً دوستان وزارت نفت تأمین پول برای پرداخت یارانهها را دلیل پیش کشیدن موضوع کیفیسازی و تغییر نرخ پالایشیها عنوان میکردند.
دولت ها بارها برای جبران کسری امروز، مرغ طلا را سر بریده اند .
🔴 در این فقره مرض دولت ها اور دوز دانش ناشی از شفافیت مفرط است !!
متاسفانه کدال منشأ شفافیت است؛ زعما را از وضعیت شرکتها زیاد و زود مطلع میکند و بورس زیادی شفاف میگوید سهامداران چقدر سود میکنند.
🛑 متصدیان محترم امور مداخلات حماقتبار، دست در جیب مردم نکنید!
▪️ تخفیف خوراک، کرکاسپرد و فرمول قیمتگذاری، متغیرهای حسابداری روی کاغذ نیستند.
▪️ اینها مستقیماً به سود شرکت، مالیات دولت، ارزش سهام، سرمایهگذاری و در نهایت ارزش دارایی میلیونها سهامدار وصلاند.
▪️ وقتی قواعد را تغییر میدهید، در واقع بخشی از حقوق اقتصادی صاحبان این بنگاهها را جابهجا میکنید.
و اینجاست که موضوع از یک تصمیم صنعتی فراتر میرود و به حقوق مالکیت و اعتبار حاکمیت اقتصادی مربوط میشود.
▪️این تصمیمات فقط یک صنعت یا چند شرکت را متأثر نمیکند.
اعتماد را پودر میکند.
▪️ سرمایهگذار اگر نداند سود آینده شرکتی که امروز میخرد، فردا با تصمیم اداری چه مقدار قابل برداشت است، دیگر سرمایهگذاری نمیکند؛ سفتهبازی میکند.
▪️ اگر بداند دولت هرجا سودی شکل گرفت میتواند با تغییر فرمول بخشی از آن را برای خود بردارد، طبیعی است که افق سرمایهگذاری کوتاهتر شود.
سرمایه به جایی میرودکه حق مالکیت قابل پیشبینیتر باشد.
‼️ بورس اگر بعد از این تصمیمات کمر راست نکرد، دنبال دشمن خارجی یا ریسکهای ژئوپلیتیک نگردید.
⭕️ بیایید حجت را همینجا تمام کنیم تا راه را بر لاییکشیدنها برای توجیه خبط و خطایتان، همانند اردیبهشت ۱۴۰۱، ببندیم.
🛑 وزارت نفت و وزارت اقتصاد اگر بر طمع و هوس بلعیدن سریع و اندک، به جای ارتزاق مستمر، فائق نیایند، مسئول نابودی بخشی از آینده بورس خواهند بود.
چون دولت شاید بتواند امروز از پالایشگاهها درآمد بیشتری بگیرد؛
اما اگر همین سیاست، فقط چند واحد درصد به نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذار اضافه کند، هزینهای که از مسیر کاهش ارزش شرکتها، افزایش هزینه سرمایه و کاهش سرمایهگذاری آینده به اقتصاد تحمیل میشود، میتواند چندین برابر درآمد امروز دولت باشد.
🛑 هیأتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار هم اگر نتواند در این مورد، اصلیترین وظیفه خود یعنی حفظ حقوق سرمایهگذاران و دفاع از ثبات و پیشبینیپذیری بازار را انجام دهد، باید یا خود را برای یک استعفای محترمانه آماده کند یا ساک خود را ببندد که به واسطه مشکلات آینده این بازار تعویض شود.ایضاً اعضای شورای بورس،
فرصت برای اجتناب از تکرار این خطا هنوز هست .
✅انتخاب با شماست:
میتوانید هوشمند و غنی باشید؛
یا ابله و فقیر!
خواجه نصیری