خستهم،
از صبوری خستهم،
از فریاد هایی که توی گلوم خفه موند،
از آرزوهایی که زنده به گور شد توی قبرستون دلم...
انگار به تنم یه دنیا خستگی تزریق کردن و فقط دلم میخواد همه چی تموم بشه...
از صبوری خستهم،
از فریاد هایی که توی گلوم خفه موند،
از آرزوهایی که زنده به گور شد توی قبرستون دلم...
انگار به تنم یه دنیا خستگی تزریق کردن و فقط دلم میخواد همه چی تموم بشه...