اولین چیزی که باید به روشنی درک کنیم وضعیت ذهن است. اگر برای ده دقیقه بنشینید و خالصانه هر فکری که از ذهنتان میگذرد را بر روی کاغذ بنویسید، تمایلی به نشان دادن آن کاغذ حتی به قدیمیترین دوستتان نیز نخواهید داشت. زیرا افکاری را خواهید یافت که نه خودتان و نه کسی دیگر نمیتواند از شما انتظار داشته باشد.
شما چنان افکار بی ربط و بیهوده و متناقضی را خواهید یافت که فکر خواهید کرد دیوانه شده.اید. اگر خالصانه هر آنچه را که در مدت ده دقیقه به ذهنتان میآید را در کاغذ بنویسید از اتفاقاتی که در ذهنتان میافتد شگفت زده خواهید شد. متعجب خواهید شد که آیا سالمید یا دیوانه؟
ما حتی برای ده دقیقه هم به ذهنمان نگاه نمیکنیم تا ببینیم آنجا چه میگذرد، و شاید به این دلیل به آن نگاه نمیکنیم که در اصل میدانیم که آنجا چه می.گذرد، شاید می.ترسیم....به همین دلیل مردم از تنها بودن میترسند و بیست و چهار ساعت به دنبال با دیگران بودن هستند.
آنها میخواهند با دوستانشان دیدار کنند یا به باشگاه بروند و اگر کسی را پیدا نکنند روزنامه
میخوانند یا به رادیو گوش میدهند. هیچ کس نمیخواهد تنها باشد، زیرا لحظه ای که تنها میشوی شروع به یافتن وضعیت واقعی ات می.کنی.
جست وجو برای دیگری چیزی نیست جز جست وجو برای یافتن یک فرصت برای فرار از خویش. دلیل اصلی علاقه مندی ما به دیگران این است که از خودمان میترسیم. انسان از تنهایی می.ترسد، او به این دلیل از تنهایی میترسد که در تنهایی انعکاس وضعیت واقعی خودش را در می یابد، او با انعکاس چهره خودش روبرو می شود و آن بسیار ترسناک است.
بنابراین از صبح که بیدار میشود تا شب که می،خوابد تمام انواع روشها را برای فرار از خودش به کار میگیرد تا با خودش روبرو نشود، او میترسد که خودش را ببیند.
انسان هزاران راه برای فرار از خودش ابداع کرده است ( جدید ترن و مخوف ترینشان فضای مجازی است ) و ما هرچه بیشتر ابداعات جدید برای فرار از خودمان ساخته ایم وضعیت ذهنمان بدتر شده است. اگر به پنجاه سال اخیر نگاه کنیم درخواهیم یافت که بیشتر از کل تاریخ قبل از آن انسان تفریحات بیشتری برای فرار از خودش ایجاد کرده است. سالنهای سینما، رادیو، تلویزیون، همه برای فرار از خود هستند.
انسان بسیار ناآسوده شده است. ما به دنبال سرگرمی هستیم. ما کلی تدارکات میکنیم تا برای مدتی خودمان را فراموش کنیم، زیرا موقعیت درونیمان بدتر شده است.
و فکر نکن که فقط کسانی که به دیدن فیلم میروند میخواهند خودشان را فراموش کنند، کسانی که به معبد و عبادتگاها میروند نیز به همان دلیل میروند. تفاوتی وجود ندارد. معبد روشی قدیمی برای فراموشی خود است، فیلم دیدن و سرگر می هایی از این نوع روشی جدید است. اگر انسان بنشیند و شروع به گفتن ذکری مثلا معنوی کند فکر نکن که دارد کار دیگری جز فراموش کردن خودش انجام میدهد. هرگونه تلاش برای درگیر شدن در هر چیزی از بیرون خود، چه آن ذکر باشد چه فیلم، چه موسیقی، تلاش برای درگیر شدن در هر چیزی در اصل چیزی نیست جز تلاش برای فرار از خود.
ما همه مشغول تلاش برای فرار از خود به راههای گوناگون هستیم. این نشان میدهد که وضع درون ما بدتر شده و ما حتی شهامت نگاه کردن به آن را نیز از دست داده.ایم. ما از نگاه کردن به آن قسمت آشفته وجودمان بسیار میترسیم.
اوشو
✨⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯