آخوندی در اتوبوس نشسته بود.
یک نفر که کمی بوی الکل می داد سوار شد و کنار او نشست
مرد مست روزنامه ایی باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی ، از آخوند پرسید؛
حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟
آخوند هم موعظه را شروع کرد و گفت؛
روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بندو باری و روابط نامشروع ، حرام خواری،
خبث اندیشه ، چشم هیز و گناهان کبیره ی بسیار است!
مرد با حالت منفعل ، دوباره سرگرم روزنامه ی خویش شد.
آخوند از او پرسید ، چند وقت است روماتیسم داری؟
مرد گفت؛ من روماتیسم ندارم ، اینجا نوشته
امام جمعه شهر دچار روماتیسم حاد شده است!!
یک نفر که کمی بوی الکل می داد سوار شد و کنار او نشست
مرد مست روزنامه ایی باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی ، از آخوند پرسید؛
حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟
آخوند هم موعظه را شروع کرد و گفت؛
روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بندو باری و روابط نامشروع ، حرام خواری،
خبث اندیشه ، چشم هیز و گناهان کبیره ی بسیار است!
مرد با حالت منفعل ، دوباره سرگرم روزنامه ی خویش شد.
آخوند از او پرسید ، چند وقت است روماتیسم داری؟
مرد گفت؛ من روماتیسم ندارم ، اینجا نوشته
امام جمعه شهر دچار روماتیسم حاد شده است!!