شگفتیآور نیست که «مسئله اسلام» اکنون بهصورت موضوع اصلی انتخابات ریاستجمهوری فرانسه درآمده است. تقریبا تمامی ۱۲ نامزد رسمی و غیررسمی این انتخابات اسلام را تهدیدی برای فرهنگ و شیوه زندگی فرانسوی میدانند. به گمان من، بسیاری از آنان در این زمینه اغراق میکنند. همچنین، رمان «تسلیم» میشل ولبک، آلامدترین نویسنده فرانسوی در حال حاضر، که در آن یک مسلمان رئیسجمهوری فرانسه خواهد شد، بیشتر یک فانتزی کودکانه است تا یک اثر ادبی جدی.
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمتر تحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبه دیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا به گفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@allah_khodaye_doroghin
http://t.me/allah_khodaye_doroghin
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمتر تحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبه دیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا به گفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@allah_khodaye_doroghin
http://t.me/allah_khodaye_doroghin