آیا حضرت موسی علیه السلام حاضر نبود که خود را برتر از یک سگ هم معرفی کند ?
🤔#پرسش :
❓برخی از منبریان جریانی را نقل می کنند که حضرت موسی حتی خودش را از یک سگ هم بالاتر نمی دانست !!! آیا این جریان واقعیت دارد و با عقل جور می آید که یک پیامبر حتی از سگ نیز بالاتر نباشد !!!!
💠#پاسخ:💠
❕جریانی را مرحوم ابن فهد حلی نقل میکند و میگوید :
" برخی از اصحاب ما چنین حدیث کرده اند که : خداوند سبحان به موسى عليه السّلام وحى كرد كه: هر گاه براى مناجات نزد من مىآيى، فردى را به همراهت بياور كه تو از او بهتر باشى، موسى هر كس را كه مىديد، جرأت نمىكرد بگويد من از او بهترم، لذا دست از مردم برداشت و در ميان انواع حيوانات، شروع به جستجو كرد تا اينكه به سگ گر گرفتهاى برخورد كرد، با خود گفت: اين را با خود مىبرم، در گردنش ريسمانى انداخت و او را با خود كشيد، در ميان راه ريسمان را گشود و سگ را رها كرد، وقتى به مقام مناجات رسيد، پروردگار سبحان به او فرمود: اى موسى! كجاست آنچه كه ما به تو امر كرديم؟ گفت: پروردگارا! آن را نيافتم. خداوند متعال فرمود: به عزت و جلالم قسم! اگر حتى يك نفر را مىآوردى، نام تو را از ديوان «نبوّت» پاك مىكردم " " مَا حَدَّثَنِي بِهِ بَعْضُ أَصْحَابِنَا ... قَالَ يَا رَبِّ لَمْ أَجِدْهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْ أَتَيْتَنِي بِأَحَدٍ لَمَحَوْتُكَ مِنْ دِيوَانِ النُّبُوَّة "
📚عدة الداعي و نجاح الساعي، ص: 218
❕روایت فوق از پیامبر اسلام یا امام علیه السلام نقل نشده و سلسله راویان آن هم مشخص نیست , بنابراین نقل مذکور از نظر سندی ضعیف است .
▫️با این وجود , با توضیحی می توان محتوای آن را پذیرفت و آن توضیحات این است که :
❗️خداوند نمی پسندد که بندگانش گرفتار تکبر شوند .
▫️ تكبّر از مادّه «كبر» و آن حالتى در انسان است كه بر اثر خودپسندى، انسان خويش را برتر از ديگران ببيند. " فالكبر الحالة التي يتخصّص بها الإنسان من إعجابه بنفسه، و ذلك أن يرى الإنسان نفسه أكبر من غيره "
📚مفردات راغب ص 697
▫️پيامبر گرامی فرمود :
" چه بد بندهاى است، آن بندهاى كه تكبّر و غرور ورزد و خداى بزرگِ بلند مرتبه را از ياد ببرد. " " بِئس العَبدُ عَبدٌ تَجَبَّرَ وَاختالَ، ونَسِيَ الكَبيرَ المُتَعال "
📚نوادر راوندی ص 22
▫️امام على عليه السلام فرمود :
"اگر بنا بود خداوند به احدى از بندگانش رخصت تكبّر دهد، هر آينه اين رخصت را به خاصّان از انبيا و اولياء خود مىداد. اما خداوند سبحان، تكبّر را براى آنان نيز ناخوش داشت و فروتنى را برايشان پسنديد. " " فلو رَخَّصَ اللَّهُ في الكِبرِ لأحَدٍ مِن عِبادِهِ لَرَخَّصَ فيهِ لِخاصَّةِ أنبيائهِ وأوليائهِ، ولكنَّهُ سبحانَهُ كَرَّهَ إلَيهِمُ التَّكابُرَ، ورَضِيَ لَهُمُ التَّواضُع "
📚نهج البلاغه خطبه 192
❕دلیل آن هم روشن است , زیرا ملاک سعادت و رستگاری و برتری عاقبت امر است و انسان هم از عاقبت و نهایت امر خود خبر ندارد , لذا انسان نمی تواند به صورت مطلق حکم به برتری خود نسبت به دیگران کند .
▫️پيامبر گرامی فرمود :
"مؤمن پيوسته از بد فرجامى هراسان است و تا زمان جان كندن و ظاهر شدن ملك الموت بر او يقين ندارد كه به رضوان الهى خواهد رسيد. " " لا يَزالُ المؤمنُ خائفاً من سُوءِ العاقِبَةِ، لايَتَيقّنُ الوُصولَ إلى رِضْوانِ اللَّهِ حتّى يكونَ وَقتُ نَزْعِ رُوحِهِ وظُهورِ مَلَكِ المَوتِ لَهُ. "
📚تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام ص 239
❕و فرمود :
" ملاك كار، فرجام و سرانجام آن است. " " مِلاكُ العَمَلِ خَواتيمُه "
📚الاختصاص ص 343
▫️امام علی علیه السلام فرمود :
"حقيقت خوشبختى آن است كه عمل انسان به خوشبختى ختم شود، و حقيقت بدبختى آن است كه عمل انسان با بدبختى به سرانجام رسد. " " إنّ حَقيقةَ السّعادَةِ أن يُخْتَمَ للمَرءِ عَمَلُهُ بالسَّعادَةِ، و إنَّ حَقيقةَ الشَّقاءِ أنْ يُخْتَمَ للمَرْءِ عَمَلُهُ بالشَّقاءِ. "
📚معانی الاخبار ص 345
▫️در نقل دیگری آمده است که مسيح عليه السلام فرمود:
"مردم مىگويند: ساختمان به شالوده آن است، اما من به شما چنين نمىگويم. عرض كردند: پس شما چه مىگويى، اى روح اللَّه؟ فرمود: حقيقتى را به شما بگويم: آخرين سنگى كه كارگر مىگذارد، اساس كار است.ابو فروه، راوى حديث، مىگويد مراد آن حضرت، عاقبت كار است. " " ... بحَقٍّ أقولُ لَكُم: إنّ آخِرَ حَجَرٍ يَضَعُهُ العامِلُ هُو الأساس..."
📚معانی الاخبار ص 348
▫️ادامه 👇
🤔#پرسش :
❓برخی از منبریان جریانی را نقل می کنند که حضرت موسی حتی خودش را از یک سگ هم بالاتر نمی دانست !!! آیا این جریان واقعیت دارد و با عقل جور می آید که یک پیامبر حتی از سگ نیز بالاتر نباشد !!!!
💠#پاسخ:💠
❕جریانی را مرحوم ابن فهد حلی نقل میکند و میگوید :
" برخی از اصحاب ما چنین حدیث کرده اند که : خداوند سبحان به موسى عليه السّلام وحى كرد كه: هر گاه براى مناجات نزد من مىآيى، فردى را به همراهت بياور كه تو از او بهتر باشى، موسى هر كس را كه مىديد، جرأت نمىكرد بگويد من از او بهترم، لذا دست از مردم برداشت و در ميان انواع حيوانات، شروع به جستجو كرد تا اينكه به سگ گر گرفتهاى برخورد كرد، با خود گفت: اين را با خود مىبرم، در گردنش ريسمانى انداخت و او را با خود كشيد، در ميان راه ريسمان را گشود و سگ را رها كرد، وقتى به مقام مناجات رسيد، پروردگار سبحان به او فرمود: اى موسى! كجاست آنچه كه ما به تو امر كرديم؟ گفت: پروردگارا! آن را نيافتم. خداوند متعال فرمود: به عزت و جلالم قسم! اگر حتى يك نفر را مىآوردى، نام تو را از ديوان «نبوّت» پاك مىكردم " " مَا حَدَّثَنِي بِهِ بَعْضُ أَصْحَابِنَا ... قَالَ يَا رَبِّ لَمْ أَجِدْهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْ أَتَيْتَنِي بِأَحَدٍ لَمَحَوْتُكَ مِنْ دِيوَانِ النُّبُوَّة "
📚عدة الداعي و نجاح الساعي، ص: 218
❕روایت فوق از پیامبر اسلام یا امام علیه السلام نقل نشده و سلسله راویان آن هم مشخص نیست , بنابراین نقل مذکور از نظر سندی ضعیف است .
▫️با این وجود , با توضیحی می توان محتوای آن را پذیرفت و آن توضیحات این است که :
❗️خداوند نمی پسندد که بندگانش گرفتار تکبر شوند .
▫️ تكبّر از مادّه «كبر» و آن حالتى در انسان است كه بر اثر خودپسندى، انسان خويش را برتر از ديگران ببيند. " فالكبر الحالة التي يتخصّص بها الإنسان من إعجابه بنفسه، و ذلك أن يرى الإنسان نفسه أكبر من غيره "
📚مفردات راغب ص 697
▫️پيامبر گرامی فرمود :
" چه بد بندهاى است، آن بندهاى كه تكبّر و غرور ورزد و خداى بزرگِ بلند مرتبه را از ياد ببرد. " " بِئس العَبدُ عَبدٌ تَجَبَّرَ وَاختالَ، ونَسِيَ الكَبيرَ المُتَعال "
📚نوادر راوندی ص 22
▫️امام على عليه السلام فرمود :
"اگر بنا بود خداوند به احدى از بندگانش رخصت تكبّر دهد، هر آينه اين رخصت را به خاصّان از انبيا و اولياء خود مىداد. اما خداوند سبحان، تكبّر را براى آنان نيز ناخوش داشت و فروتنى را برايشان پسنديد. " " فلو رَخَّصَ اللَّهُ في الكِبرِ لأحَدٍ مِن عِبادِهِ لَرَخَّصَ فيهِ لِخاصَّةِ أنبيائهِ وأوليائهِ، ولكنَّهُ سبحانَهُ كَرَّهَ إلَيهِمُ التَّكابُرَ، ورَضِيَ لَهُمُ التَّواضُع "
📚نهج البلاغه خطبه 192
❕دلیل آن هم روشن است , زیرا ملاک سعادت و رستگاری و برتری عاقبت امر است و انسان هم از عاقبت و نهایت امر خود خبر ندارد , لذا انسان نمی تواند به صورت مطلق حکم به برتری خود نسبت به دیگران کند .
▫️پيامبر گرامی فرمود :
"مؤمن پيوسته از بد فرجامى هراسان است و تا زمان جان كندن و ظاهر شدن ملك الموت بر او يقين ندارد كه به رضوان الهى خواهد رسيد. " " لا يَزالُ المؤمنُ خائفاً من سُوءِ العاقِبَةِ، لايَتَيقّنُ الوُصولَ إلى رِضْوانِ اللَّهِ حتّى يكونَ وَقتُ نَزْعِ رُوحِهِ وظُهورِ مَلَكِ المَوتِ لَهُ. "
📚تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام ص 239
❕و فرمود :
" ملاك كار، فرجام و سرانجام آن است. " " مِلاكُ العَمَلِ خَواتيمُه "
📚الاختصاص ص 343
▫️امام علی علیه السلام فرمود :
"حقيقت خوشبختى آن است كه عمل انسان به خوشبختى ختم شود، و حقيقت بدبختى آن است كه عمل انسان با بدبختى به سرانجام رسد. " " إنّ حَقيقةَ السّعادَةِ أن يُخْتَمَ للمَرءِ عَمَلُهُ بالسَّعادَةِ، و إنَّ حَقيقةَ الشَّقاءِ أنْ يُخْتَمَ للمَرْءِ عَمَلُهُ بالشَّقاءِ. "
📚معانی الاخبار ص 345
▫️در نقل دیگری آمده است که مسيح عليه السلام فرمود:
"مردم مىگويند: ساختمان به شالوده آن است، اما من به شما چنين نمىگويم. عرض كردند: پس شما چه مىگويى، اى روح اللَّه؟ فرمود: حقيقتى را به شما بگويم: آخرين سنگى كه كارگر مىگذارد، اساس كار است.ابو فروه، راوى حديث، مىگويد مراد آن حضرت، عاقبت كار است. " " ... بحَقٍّ أقولُ لَكُم: إنّ آخِرَ حَجَرٍ يَضَعُهُ العامِلُ هُو الأساس..."
📚معانی الاخبار ص 348
▫️ادامه 👇