Forward from: Roohan hoseinzadeh
اعراب در651 میلادی موفق شدند دودمان ساسانیان را منقرض و برکشور پهناور ایران چیره شوند. اعراب به سرزمینهایی دست یافتند که نه تنها منابع آبی فراوان و خاک حاصلخیز و کشتزارهای وسیع بلکه مردمانی ثروتمند و صنعتگرانی ماهر داشت. در واقع اعراب تمام آن چیزهایی راکه در رویاهایشان تصور میکردند بصورت یکجا در ایران یافتند!
ثروت ایرانیان سبب شد تا اعراب علاوه بر غارتگریها و چپاولهای ابتداییشان، تمامی مناطق و سرزمینهای ایران را خراج گزار خود نمایند.
ابن خلدون مقدار این مالیاتها راتنها در سیستان چنین مینویسد: خراج سیستان 4 میلیون درهم "سکه نقره" و 300 دست پارچههای تافته و 20هزار رطل شکر سفید بود. رطل = یکونیم کیلوگرم
خراج البته در سالهای مختلف فرق میکرد اما هرگز از رقم بالا کمتر نبوده است. چنانچه در 827 میلادی "ده سال قبل از قحطی معروف" خراج سیستان 7 میلیون درهم بجز ولایات اطراف بوده است. خراج تمام خراسان دراین سال 440 میلیون درهم و دوهزار گوسفند و دوهزار برده بوده است.
این خراجهای عظیم که سالیان دراز از سیستان و خراسان و کابل و سایر نواحی ایران به دستگاه خلافت سرازیر میشد صرف ساخت کاخها و باغهای خلفا و سرداران و سپاهیان اعراب میشد و آنچه باقی میماند صرف عیاشیها، خلعتها، سوغاتها، صله شاعران و مداحان و خرید غلام و کنیز از نواحی دوردست مثل چین و گرجستان و روم و یونان میشد.
یک درهم از این پولها صرف عمران و آبادی شهرها و ولایات ایران نمیشد. در هیچ نقطهای از ایران درهیچ کجای تاریخ سابقه ندارد که توسط خلفا کمکی به مردم بینوا شده باشد یا سدی بسته شده باشد یا فرمان آبادانی ناحیهای صادرشده باشد.
زبیده همسر هارون الرشید جز درظروف طلایی غذا نمیخورد. او در هر سفر مکه سه میلیون دینار خرج میکرد. اینها بجز مخارج سنگین عیاشیها و خوشگذرانیهای خود هارون الرشید با کنیزکان رومی، یونانی، گرجی و... است.
در دوران مامون بسیاری از خاندانها وابسته به حکومت بودند و مخارج زندگیهای اشرافی آنان میبایست از طریق همین خراجها تامین گردد. تنها خاندان عباس بن عبدالمطلب سی هزار تن از زن و مرد بودند که همگی از دستگاه خلافت تیول و مواجب میگرفتند.
تیول = ملک و آب و زمینی که ازطرف پادشاه به شخص بخشیده میشود.
این بود سرنوشت پولهایی که قبل از قیام یعقوب لیث از جیب مردم ثروتمند ایران به بغداد رفته بود. مردمی که از ثروت به فقر و فلاکت رسیدند و بسیاری از تجار از گرسنگی مُردند و خیل عظیم ثروتمندان از شدت فقر به ساخت زنبیل نیای و حصیر بافی روی آوردند.
برای آنکه میزان ولخرجیهای دستگاه خلافت را بهتر درک کنید تنها به عروسی مامون با دختر حسن بن سهل اشاره میکنیم که تنها در شب زفاف هزار قطعه یاقوت به عروس بخشید. صدوچهل قاطر در مدت یکسال و روزانه سه مرتبه هیزم به آشپزخانه حمل میکردند و همه این هیزمها در مدت دوشب عروسی مامون سوخته شد. مخارج کل عروسی مامون بیش از پنجاه میلیون درهم برای مردم بینوا هزینه در برداشت. همین ظلمهای بیحد و حصر دستگاه خلافت بود که یعقوب لیث صفاری را به خیزش و قیام در برابر دستگاه خلافت واداشت.
منبع
یعقوب لیث، باستانی پاریزی
ثروت ایرانیان سبب شد تا اعراب علاوه بر غارتگریها و چپاولهای ابتداییشان، تمامی مناطق و سرزمینهای ایران را خراج گزار خود نمایند.
ابن خلدون مقدار این مالیاتها راتنها در سیستان چنین مینویسد: خراج سیستان 4 میلیون درهم "سکه نقره" و 300 دست پارچههای تافته و 20هزار رطل شکر سفید بود. رطل = یکونیم کیلوگرم
خراج البته در سالهای مختلف فرق میکرد اما هرگز از رقم بالا کمتر نبوده است. چنانچه در 827 میلادی "ده سال قبل از قحطی معروف" خراج سیستان 7 میلیون درهم بجز ولایات اطراف بوده است. خراج تمام خراسان دراین سال 440 میلیون درهم و دوهزار گوسفند و دوهزار برده بوده است.
این خراجهای عظیم که سالیان دراز از سیستان و خراسان و کابل و سایر نواحی ایران به دستگاه خلافت سرازیر میشد صرف ساخت کاخها و باغهای خلفا و سرداران و سپاهیان اعراب میشد و آنچه باقی میماند صرف عیاشیها، خلعتها، سوغاتها، صله شاعران و مداحان و خرید غلام و کنیز از نواحی دوردست مثل چین و گرجستان و روم و یونان میشد.
یک درهم از این پولها صرف عمران و آبادی شهرها و ولایات ایران نمیشد. در هیچ نقطهای از ایران درهیچ کجای تاریخ سابقه ندارد که توسط خلفا کمکی به مردم بینوا شده باشد یا سدی بسته شده باشد یا فرمان آبادانی ناحیهای صادرشده باشد.
زبیده همسر هارون الرشید جز درظروف طلایی غذا نمیخورد. او در هر سفر مکه سه میلیون دینار خرج میکرد. اینها بجز مخارج سنگین عیاشیها و خوشگذرانیهای خود هارون الرشید با کنیزکان رومی، یونانی، گرجی و... است.
در دوران مامون بسیاری از خاندانها وابسته به حکومت بودند و مخارج زندگیهای اشرافی آنان میبایست از طریق همین خراجها تامین گردد. تنها خاندان عباس بن عبدالمطلب سی هزار تن از زن و مرد بودند که همگی از دستگاه خلافت تیول و مواجب میگرفتند.
تیول = ملک و آب و زمینی که ازطرف پادشاه به شخص بخشیده میشود.
این بود سرنوشت پولهایی که قبل از قیام یعقوب لیث از جیب مردم ثروتمند ایران به بغداد رفته بود. مردمی که از ثروت به فقر و فلاکت رسیدند و بسیاری از تجار از گرسنگی مُردند و خیل عظیم ثروتمندان از شدت فقر به ساخت زنبیل نیای و حصیر بافی روی آوردند.
برای آنکه میزان ولخرجیهای دستگاه خلافت را بهتر درک کنید تنها به عروسی مامون با دختر حسن بن سهل اشاره میکنیم که تنها در شب زفاف هزار قطعه یاقوت به عروس بخشید. صدوچهل قاطر در مدت یکسال و روزانه سه مرتبه هیزم به آشپزخانه حمل میکردند و همه این هیزمها در مدت دوشب عروسی مامون سوخته شد. مخارج کل عروسی مامون بیش از پنجاه میلیون درهم برای مردم بینوا هزینه در برداشت. همین ظلمهای بیحد و حصر دستگاه خلافت بود که یعقوب لیث صفاری را به خیزش و قیام در برابر دستگاه خلافت واداشت.
منبع
یعقوب لیث، باستانی پاریزی