Forward from: @Femofilm
خشونت خانگی و مقاومت زنان در سینما: معرفی پنج فیلم در هفته جهانی منع خشونت علیه زنان
قسمت دوم
✍️طاهره جورکش
روز جهانی منع خشونت علیه زنان که هر ساله در ۲۵ نوامبر برگزار میشود، فرصتی برای تأمل در موضوعاتی چون خشونت خانگی است که بهطور سیستماتیک زنان را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. براساس آمارهای سازمان ملل، از هر سه زن در دنیا، یک نفر در طول عمر خود بهنوعی قربانی خشونت خانگی میشود.در این میان، سینما با ابزارهای نمادین و روایتهای جذاب، توانسته بهعنوان یک رسانه قدرتمند در نمایش خشونت خانگی و چالشهای مربوط به آن ایفای نقش کند. فیلمهای فمینیستی نهتنها به نقد ساختارهای قدرت مردسالارانه میپردازند بلکه بازتابدهندهی مبارزات زنان برای رهایی از این خشونتها نیز هستند.
۱. Brimstone (2016)
به کارگردانی مارتین کولهوف یک اثر درام گوتیک و روانشناختی است که در آن، داستان زندگی زنی به نام لیزا روایت میشود که تحت سلطه پدر کشیشِ متجاوز و آزارگر خود قرار دارد. این فیلم با فضاسازی تاریک و استفاده از نمادهای مذهبی، خشونت خانگی را بهصورت فراگیر و چندلایهای به نمایش میگذارد.لیزا در این فیلم نهتنها با خشونتهای جنسی و جسمی، بلکه با خشونتهای روانی و مذهبی نیز مواجه است. اما او بهطور فعال از طریق مقاومت در برابر سلطهی مردانه و مبارزه با قدرت کشیش، به تدریج از این وضعیت رهایی مییابد. در نهایت، او با استفاده از هوش و ارادهی خود موفق میشود تا از این چرخه خشونت فرار کند. تصاویری از جهنم و نجات از آتش در فیلم، نشانگر تلاش او برای رهایی از یک وضعیت جهنمی است.یکی از لحظات تکاندهنده، صحنهای است که کشیش بهطور بیرحمانهای همسرش(مادر لیزا) را مورد آزار قرار میدهد. در یکی از این صحنهها، کشیش دهانش را با پوزبند آهنی میبندد و برای تحقیر و نابود کردنش او را با پوزبند به شهر می برد.این شیء که خود نمادی از خشونت و سرکوب در تاریخ بشر است، به عنوان یکی از زن ستیزانه ترین ابزار تاریخی برای کنترل زنان، بهویژه زنان سرکشی که از نظر اجتماعی یا جنسی نمیخواستند در حیطهی سلطهی مردانه قرار گیرند، استفاده میشده است. تأکید فیلم بر رنجهای تاریخی زنان است که تحت سلطهی قدرتهای مردانه و مذهبی قرار گرفتند.
۲. Dangerous Intentions (1995)
به کارگردانی مایکل توشیویکی اونو داستان زنی است که در دام یک رابطه آزارگرانه گرفتار شده و تلاش دارد از شوهر خشونتپیشهاش فرار کند. این فیلم بهطور عمیق و با تأکید بر ابعاد مختلف خشونت خانگی، بهویژه خشونتهای جسمی و روانی، بحرانهای درونی قربانیان را بهتصویر میکشد. هدر در ابتدا دچار تضادهای درونی است. او درک میکند که شوهرش نهتنها در نقش همسر آزارگر، بلکه در مقام «پدر خوب» نیز ظاهر میشود، که این تضاد ذهن او را به جنگ میاندازد. در حالی که در لحظاتی ظاهراً مهربان است، در لایههای پنهان خود خشونت و تسلط خطرناکی را اعمال میکند. این نقاب در ابتدا باعث میشود که هدر به آنچه میبیند بهعنوان واقعیت «خانواده» دل خوش کند، حتی زمانی که شواهد از شکستهشدن این واقعیت آشکار است. فیلم بهخوبی روند تحول و بیداری هدر را نشان میدهد. زمانی که او بهطور کامل درمییابد که تهدیدات شوهرش نهتنها جسمش بلکه روانش را نیز تخریب میکند، تصمیم میگیرد از این «توهم خانواده» رها شود. خانههای امن که در فیلم بهطور نمادین از آنها استفاده میشود، نهتنها پناهگاهی فیزیکی از خشونت هستند، بلکه فضایی برای بازسازی هویت زنانه و یافتن دوباره خود. این خانهها به هدر فرصتی میدهند تا خود را از نو تعریف کند و زندگی آزاد و مستقل خود را شروع کند. تغییر درونی هدر از تصمیم به تحمل خشونت در یک رابطه توهمی، به انتخاب زندگی مستقل و رهایی از سلطه، نماد قدرت زنانه و ایستادگی در برابر سیستم مردسالارانه است.
۳. Mine Alone (2001)
به کارگردانی خاویر بالاگِر، داستان آنجلا را روایت میکند که در میانهی یک رابطه آزارگرانه و نابرابر، تلاش میکند هویت خود را بازیابد و از چنگ سلطهی شریک زندگیاش فرار کند. در این فیلم، خشونت خانگی نهتنها بهصورت جسمی، بلکه در قالب تحقیرهای روانی و جنسی نیز خود را نشان میدهد. آنجلا در یک رابطهای مملو از خشونتهای عاطفی و روانی بهسر میبرد و فیلم بهطور دقیق نشان میدهد که چگونه زنانی مانند او، بهویژه در جوامع سنتیتر، ممکن است باور کنند که مسئولیت نگهداری از خانواده، حتی به قیمت جان و روان خود، بر دوششان است. یکی از ویژگیهای برجسته فیلم نمادهای قدرت و تسلط است. در یکی از صحنههای کلیدی، آنجلا بهطور نمادین در مقابل درب بستهای قرار میگیرد که نمایانگر محدودیتهای اجتماعی و روانی اوست.
قسمت دوم
✍️طاهره جورکش
روز جهانی منع خشونت علیه زنان که هر ساله در ۲۵ نوامبر برگزار میشود، فرصتی برای تأمل در موضوعاتی چون خشونت خانگی است که بهطور سیستماتیک زنان را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. براساس آمارهای سازمان ملل، از هر سه زن در دنیا، یک نفر در طول عمر خود بهنوعی قربانی خشونت خانگی میشود.در این میان، سینما با ابزارهای نمادین و روایتهای جذاب، توانسته بهعنوان یک رسانه قدرتمند در نمایش خشونت خانگی و چالشهای مربوط به آن ایفای نقش کند. فیلمهای فمینیستی نهتنها به نقد ساختارهای قدرت مردسالارانه میپردازند بلکه بازتابدهندهی مبارزات زنان برای رهایی از این خشونتها نیز هستند.
۱. Brimstone (2016)
به کارگردانی مارتین کولهوف یک اثر درام گوتیک و روانشناختی است که در آن، داستان زندگی زنی به نام لیزا روایت میشود که تحت سلطه پدر کشیشِ متجاوز و آزارگر خود قرار دارد. این فیلم با فضاسازی تاریک و استفاده از نمادهای مذهبی، خشونت خانگی را بهصورت فراگیر و چندلایهای به نمایش میگذارد.لیزا در این فیلم نهتنها با خشونتهای جنسی و جسمی، بلکه با خشونتهای روانی و مذهبی نیز مواجه است. اما او بهطور فعال از طریق مقاومت در برابر سلطهی مردانه و مبارزه با قدرت کشیش، به تدریج از این وضعیت رهایی مییابد. در نهایت، او با استفاده از هوش و ارادهی خود موفق میشود تا از این چرخه خشونت فرار کند. تصاویری از جهنم و نجات از آتش در فیلم، نشانگر تلاش او برای رهایی از یک وضعیت جهنمی است.یکی از لحظات تکاندهنده، صحنهای است که کشیش بهطور بیرحمانهای همسرش(مادر لیزا) را مورد آزار قرار میدهد. در یکی از این صحنهها، کشیش دهانش را با پوزبند آهنی میبندد و برای تحقیر و نابود کردنش او را با پوزبند به شهر می برد.این شیء که خود نمادی از خشونت و سرکوب در تاریخ بشر است، به عنوان یکی از زن ستیزانه ترین ابزار تاریخی برای کنترل زنان، بهویژه زنان سرکشی که از نظر اجتماعی یا جنسی نمیخواستند در حیطهی سلطهی مردانه قرار گیرند، استفاده میشده است. تأکید فیلم بر رنجهای تاریخی زنان است که تحت سلطهی قدرتهای مردانه و مذهبی قرار گرفتند.
۲. Dangerous Intentions (1995)
به کارگردانی مایکل توشیویکی اونو داستان زنی است که در دام یک رابطه آزارگرانه گرفتار شده و تلاش دارد از شوهر خشونتپیشهاش فرار کند. این فیلم بهطور عمیق و با تأکید بر ابعاد مختلف خشونت خانگی، بهویژه خشونتهای جسمی و روانی، بحرانهای درونی قربانیان را بهتصویر میکشد. هدر در ابتدا دچار تضادهای درونی است. او درک میکند که شوهرش نهتنها در نقش همسر آزارگر، بلکه در مقام «پدر خوب» نیز ظاهر میشود، که این تضاد ذهن او را به جنگ میاندازد. در حالی که در لحظاتی ظاهراً مهربان است، در لایههای پنهان خود خشونت و تسلط خطرناکی را اعمال میکند. این نقاب در ابتدا باعث میشود که هدر به آنچه میبیند بهعنوان واقعیت «خانواده» دل خوش کند، حتی زمانی که شواهد از شکستهشدن این واقعیت آشکار است. فیلم بهخوبی روند تحول و بیداری هدر را نشان میدهد. زمانی که او بهطور کامل درمییابد که تهدیدات شوهرش نهتنها جسمش بلکه روانش را نیز تخریب میکند، تصمیم میگیرد از این «توهم خانواده» رها شود. خانههای امن که در فیلم بهطور نمادین از آنها استفاده میشود، نهتنها پناهگاهی فیزیکی از خشونت هستند، بلکه فضایی برای بازسازی هویت زنانه و یافتن دوباره خود. این خانهها به هدر فرصتی میدهند تا خود را از نو تعریف کند و زندگی آزاد و مستقل خود را شروع کند. تغییر درونی هدر از تصمیم به تحمل خشونت در یک رابطه توهمی، به انتخاب زندگی مستقل و رهایی از سلطه، نماد قدرت زنانه و ایستادگی در برابر سیستم مردسالارانه است.
۳. Mine Alone (2001)
به کارگردانی خاویر بالاگِر، داستان آنجلا را روایت میکند که در میانهی یک رابطه آزارگرانه و نابرابر، تلاش میکند هویت خود را بازیابد و از چنگ سلطهی شریک زندگیاش فرار کند. در این فیلم، خشونت خانگی نهتنها بهصورت جسمی، بلکه در قالب تحقیرهای روانی و جنسی نیز خود را نشان میدهد. آنجلا در یک رابطهای مملو از خشونتهای عاطفی و روانی بهسر میبرد و فیلم بهطور دقیق نشان میدهد که چگونه زنانی مانند او، بهویژه در جوامع سنتیتر، ممکن است باور کنند که مسئولیت نگهداری از خانواده، حتی به قیمت جان و روان خود، بر دوششان است. یکی از ویژگیهای برجسته فیلم نمادهای قدرت و تسلط است. در یکی از صحنههای کلیدی، آنجلا بهطور نمادین در مقابل درب بستهای قرار میگیرد که نمایانگر محدودیتهای اجتماعی و روانی اوست.