درباره‌ی ما


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: ko‘rsatilmagan


نوشته‌های من محمدرضا کلاهی، درباره‌ی اوضاع اجتماعی و سیاسی ما

Связанные каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی برگزار می‌کند:

نقد و بررسی کتاب
مجموعه مقالات «عناصر و ساختارهای هویتی در ایران»

ناقدان
▪️ محمدرضا کلاهی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی
▪️آرش حیدری
عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ
گردآورنده مجموعه مقالات
▪️مهدی حسین‌زاده فرمی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی

دبیر نشست
▪️آمنه صدیقیان
عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی

زمان
شنبه 11 اسفند 1403 ساعت 13 الی 15

مکان
پاسداران، خیابان مؤمن‌نژاد(گلستان یکم)، پلاک ۱۲۴، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی، تالار فارابی


صوت نشست:
نسبت جمهوری اسلامی و غرب

بخش اول: ارائه‌ها
▪️ محمدرضا کلاهی 04:42
▪️ علی‌رضا خوشبخت 39:15
▪️ ابوالفضل دلاوری 01:07:49

بخش دوم: پرسش و پاسخ
▪️ محمدرضا کلاهی 01:36:53
▪️ علیرضا خوشبخت 01:52:20
▪️ ابوالفضل دلاوری 01:57:24
▪️ محمدرضا کلاهی 02:04:34


نسبت جمهوری اسلامی و آمریکاستیزی
محمدرضا کلاهی

این روزها بحث درباره‌ی مذاکره ایران با آمریکا بالا گرفته است. آیا جمهوری اسلامی با آمریکا مذاکره خواهد کرد یا آمریکاستیزی در ماهیت جمهوری اسلامی تنیده است؟ این پرسش در منازعات جریان‌های سیاسی و فکری مختلف در ایران امروز بیان‌های متفاوتی یافته است.

از یک سو اصول‌گرایان قدیم (اسلام‌گرایان راست)، جمهوری اسلامی را نقطه‌ی رهبری مسلمانان جهان و مرکز ثقل جهان اسلام می‌دانند دربرابر دین‌زدایی و اباحه‌گری‌ای که به رهبری آمریکا و بلوک غرب می‌خواهد جهان را فرابگیرد. اینان، ایران اسلامی را در قله‌ی رشد و توسعه، و مرکز سرمایه‌داری در جهان می‌خواهند نه آمریکای سکولار را. از این نظر به توافق رسیدن با آمریکا با ماهیت جمهوری اسلامی در تعارض است و چنین توافقی اگر رخ دهد جمهوری اسلامی را از ماهیت خود تهی خواهد کرد.

اصول‌گرایان جدید (اسلام‌گرایان چپ، عدالت‌خواهان)، مخالف سرمایه‌داری جهانی‌اند و محور مقاومت اسلامی را به رهبری جمهوری اسلامی جدی‌ترین نقطه‌ی مبارزه علیه امپریالیسمِ سرمایه‌دارانه‌ای می‌دانند که آمریکا و بلوک غرب در حال تحمیل آن بر جهان‌اند. از این منظر نیزی توافق با آمریکا که به معنای ادغام در سرمایه‌داری جهانی است، جمهوری اسلامی را از ماهیت خود تهی خواهد کرد.

اصلاح‌طلبان (لیبرال-دموکرات‌های ایرانی) نیز هم‌رأی با اسلام‌گرایان، ضدیت با آمریکا را بخشی از هویت اسلامیِ جمهوری اسلامی می‌دانند که نمی‌تواند از آن دست بکشد. تفاوت آن است که اینان، خلاف اسلام‌گرایان،‌ با این آمریکاستیزی مخالف‌اند. نه مانند اسلام‌گرایان قدیم‌ خواهان مبارزه با بی‌دینی هستند، چراکه تفاوت‌های دینی و حتا تفاوت میان دین‌وبی‌دین را به رسمیت می‌شناسند؛ و نه مانند اسلام‌گرایان جدید خواهان مقاومت دربرابر سرمایه‌داری هستند، چراکه اصولاً با سرمایه‌داری مخالفتی ندارند. آنان رابطه با جهان و از جمله آمریکا، و ادغام در سرمایه‌داری جهانی را راه پیش‌رفت و بهبود اوضاع در ایران می‌دانند.

تمام جریان‌های بالا، هریک از منظری، آمریکاستیزی را (چه با آن موافق باشد چه مخالف) بخشی از هویت جمهوری اسلامی می‌داند و دست‌کشیدن از آن را به معنای اضمحلالِ دست‌کم هویتیِ جمهوری اسلامی تلقی می‌کند. اما از سوی دیگر از یک موضع چپ، جمهوری اسلامی نه مقاومتی دربرابر نظم موجود، که خود بخشی از همان نظم است. از این منظر جمهوری اسلامی دست‌کم از پایان جنگ به بعد، روند ادغام در منطق سرمایه‌داری جدید را درپیش گرفته و به سمت آن جهت‌گیری کرده است. اگر تاکنون کاملاً به آن نرسیده، به دلیل مخالفت با منطق سرمایه‌داری نبوده است. نزاع جمهوری اسلامی با غرب، یک مبارزه‌ی طبقاتی، مبارزه‌ای از موضع فرودستی علیه نظم فرادستِ امپریالیستی در جهانی نیست؛ بلکه نزاعی هویت‌گرا است که خود برآمده از همین نظم سرمایه‌دارانه در جهان و خود بخشی از همین نظم است.

به نظر من هر پاسخی به پرسش بالا نیازمند روشن کردن چیستیِ حکومت در جمهوری اسلامی است. حکومت جمهوری اسلامی در تلاقی کدام نیروهای ملی، منطقه‌ای و جهانی شکل گرفته و چه شکلی گرفته است؟ این پرسشی است که پیش از هر موضع‌گیری باید ابتدا به آن پاسخ داد. ادعای من آن است که در میان متفکران ایرانی تا به امروز درک ماهیت دولت به طور کلی (و از جمله ماهیت جمهوری اسلامی) دچار نوعی ایدآلیسم و سوژه‌محوری بوده است. یعنی درک دولت به عنوان تلاقی شکل خاصی از آریش نیروها نادیده گرفته شده و دولت به عنوان مجموعه‌ای از افراد متخصص یا متعصب دیده شده که سیاست‌های آن ناشی از «هوشمندی و آگاهی» یا «جهل و تعصب» تصمیم‌گیران‌اش است.
من در گفتاری که در این نشست ارائه خواهم داد، دوگانه‌های «غرب‌گرایی-غرب‌ستیزی» و «چپ-راست» را موقتاً کنار خواهم گذاشت و در تلاش برای به‌دست‌آوردن فهمی از چیستی دولت و حکومت در ایران سراغ آرایش نیروها خواهم رفت. صرف‌نظر از این‌که نتیجه‌ی این تلاش تا چه حد معتبر باشد، تأکید من بر «بررسی آرایش نیروها» به عنوان روش تحلیل است.


نسبت جمهوری اسلامی و آمریکاستیزی
▪️علی‌رضا خوشبخت
▪️ ابوالفضل دلاوری
▪️ محمدرضا کلاهی

- یک‌شنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۳
- گوکل‌میت:
https://meet.google.com/pkt-ccou-xoh




از مقدمه‌ی مترجم:

انسان‌شناسی در جهان، در سه دوره، از قرن نوزدهم تا کنون، تجربیات متفاوتی پشت سر گذاشته است. برخلاف آن‌چه در ایران درباره‌ی این شاخه از انسان‌شناسی تصور می‌شود، این حوزه‌ی علمی در جهان بسیار پویا و رو به رشد است... نگاه چندوجهی به مسأله‌ی انسان، از جمله تغییرات مهم در انسان‌شناسی به‌شمار می‌رود که رویکرد زیستی-فرهنکی را به رویکردهای یک‌وجهی و تخصصی که در قرن بیستم شکل کرفت، اضافه کرده است. در ایران اطلاعات درباره‌ی این شاخه از علم انسان‌شناسی تنها مربوط به دوره‌ی اول، یعنی قرن نوزدهم است که در آن، نژاد محور اصلی مباحث است. تغییر و تحولات این علم پس از نیمه‌ی دوم قرن بیستم در ایران چندان مطرح نشده و به همین دلیل نسبت به این شاخه از انسان‌شناسی بدبینی وجود دارد...


کتاب «انسان‌شناسی زیستی،‌ تاریخ طبیعی نوع بشر» با ترجمه‌ی گرهی از مترجمان و سرویراستاری زهره انواری،‌ در بیش از ۸۰۰ صفحه در انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. انتشار این کتاب بی‌شک نقطه عطفی در رشته‌ی انسان‌شناسی زیستی در ایران است. انسان‌شناسی زیستی تا کنون کتاب مرجع معتبری در فارسی نداشته است. منابع موجود به فارسی، اغلب بسیار قدیمی‌اند و غیر از محتوای ضعیف‌شان، متعلق به پارادایمی در انسان‌شناسی زیستی هستند که سال‌ها است در جهان منسوخ شده.
ویرایش چهارم کتاب «انسان‌شناسی زیستی؛ تاریخ طبیعی نوع بشر»، انتشار سال ۲۰۱۹ که ترجمه از روی آن انجام شده، یکی از به‌روز‌ترین منابع در این حوزه و یکی از متون درسی در دانشگاه‌های مختلف جهان است.
این کتاب را اکنون باید مهم‌ترین و تنها مرجع تخصصی رشته‌ی انسان‌شناسی زیستی در زبان فارسی دانست و با انتشارش می‌توان گفت رشته‌ی انسان‌شناسی زیستی در زبان فارسی نقطه اتکایی قابل اعتماد یافته است. به همین دلیل ترجمه‌ی این کتاب را باید تحولی بزرگ در انسان‌شناسی زیستی در ایران دانست.




نشست روز علوم اجتماعی
بازآفرینی علوم اجتماعی و رسالت آن در دهه‌ی ۱۴۰۰

بخش اول: ارائه‌ها

00:15 مقدمه‌ی حسن حسن‌زاده
02:41 تقی آزاد ارمکی
28:51 محمدرضا کلاهی

بخش دوم: گفت‌وگوها

01:04:26 گفت‌وگو

برگزار کنندگان
- پژوهشگاه مطالعات فرهنگی-اجتماعی
- گروه روان‌شناسی اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران
- انجمن انسان‌شناسی ایران

https://t.me/dar_bare_ma




پژوهشگاه مطالعات فرهنگی-اجتماعی با همکاری گروه روان‌شناسی اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن انسان‌شناسی ایران برگزار می‌کند:

بازآفرینی علوم اجتماعی و رسالت آن در دهه‌ی ۱۴۰۰
پاسداشت روز علوم اجتماعی

سخن‌رانان
▪️ تقی آزاد ارمکی
(استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

▪️ محمدرضا کلاهی
(استادیار پژوهشگاه مطالعات فرهنگی-اجتماعی)

دبیر نشست
▪️ حسن حسن‌زاده
(دانشجوی دکتری پژوهشگاه مطالعات فرهنگی-اجتماعی)

زمان: یک‌شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳
ساعت: ۱۵ تا ۱۷

مکان: خیابان پاسداران، خیابان مؤمن‌نژاد (گلستان یکم)، پلاک ۱۲۴، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی-اجتماعی، تالار فارابی

نشست به صورت حضوری و مجازی برگزار می‌شود.

لینک مجازی نشست:
b2n.ir/icscs


انجمن جامعه شناسی ایران dan repost
انجمن جامعه شناسی ایران با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی در روز علوم اجتماعی برگزار می کند: 
گردهمایی خانواده بزرگ علوم اجتماعی همراه با میزگرد تخصصی:
نسبت علوم اجتماعی با دانشگاه، دولت و نهادهای مدنی
دوشنبه 12 آذرماه 1403
ساعت 16 تا 20
خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)، بوستان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی

@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران


هشتمین *پیش‌نشست تخصصی* همایش علمی هیأت و آیین‌های مذهبی۱۴۰۳
با همکاری اندیشکده هیأت
🔹
با موضوع: *پیدایش هیأت مذهبی در گذار ایران به مدرنیته *
🔸
👤 دکتر *محمدرضا کلاهی؛* عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
👤 دکتر *امیر صفری؛* پژوهشگر تاریخ معاصر ایران
🔹
📆 زمان: سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۰
📍مکان: خیابان ولیعصر، پایین‌تر از زرتشت، خیابان امینی، ساختمان البسکو، طبقه دوم، واحد ۴، اندیشکده هیأت
🔸
📎 پیوند حضور مجازی
🔻
🏴 *روایت اجتماعی هیأت* 🏴

👤 ارتباط با پشتیبانی
🔗 شناسه ما در شبکه‌های مجازی


علیه چپ فرضی
محمدرضا کلاهی

اخیراً گویا رقم یارانه‌ی نان منتشر شده و مبلغ بالای‌اش، اعتراضات راست‌گرایان معتقد به اقتصاد آزاد را برانگیخته. راست‌گرایان در ایران، مقصر سیاست‌های کنترل دولتیِ اقتصاد (از قبیل پرداخت یارانه یا قیمت‌گذاری دولتی کالاها) را فشار رویکردهای چپ‌گرا و سوسیالیستی می‌دانند.

ولی ازیک طرف دیده نمی‌شود که هیچ سیاست‌مدار یا سیاست‌گذاری با چنین سیاست‌هایی موافقت کرده باشد. گرچه این سیاست‌ها اجرا می‌شود ولی مسئولان هم، هم‌صدا با اقتصاددان (راست) مدام با چنین سیاست‌هایی مخالفت کرده‌اند. (نمونه‌ی حاضرش یارانه‌ی بنزین است که چه در دولت قبلی و چه فعلی، در سطح رئیس جمهور مخالفت با آن اعلام شده).
و از طرف دیگر هیچ نیروی چپ قدرت‌مند (یا حتا ضعیفی) در کشور به‌چشم نمی‌خورد که بخواهد اثری بر هیچ سیاستی داشته باشد؛ و معلوم نیست منتقدان چنین سیاست‌هایی، از کدام نیروی چپ عصبانی هستند.

به نظر می‌رسد مانع لغو سیاست‌های کنترل و مدیریت دولتیِ اقتصاد (چه با آن‌ها موافق باشیم و چه مخالف)، نه رویکردهای چپ، که از جنس‌های دیگر است.

یکی از موانع، موانع (یا دست‌کم ترس‌های) امنیتی است. وگرنه سیاست‌گذار، هر زمان که روزنه‌ای پیدا کرده، تا جایی که توانسته و ترس‌های امنیتی او اجازه داده برخی از چنین سیاست‌هایی را لغو کرده است. و البته گاهی هزینه‌های امنیتی آن را هم پرداخته (مثل مورد بنزین در ۹۸).

اما مانع دوم، و‌مهم‌تر، گروه‌های ذی‌نفع هستند. گروه‌هایی هستند که از طریق رانت انباشت سرمایه می‌کنند؛ و در وضعیت ضعف تولید، این شیوه، به شیوه‌ی مسلط انباشت سرمایه در کشور تبدیل شده و نوع خاصی از «سرمایه‌داری رانت‌خوار» و طبقه‌ی سرمایه‌دار خاصی پدید آورده که منافع‌اش از طریق اشکال مختلف رانت تضمین می‌شود. از جمله سیاست‌هایی مثل یارانه یا قیمت‌گذاری دولتی تبدیل به رانتی شده که این طبقه از آن سود می‌برد و هم‌او، که در مجاری مختلف سیاست‌گذاری نفوذ دارد، اجازه‌ی تغییر این سیاست‌ها را نمی‌دهد.

اما نکته‌ی مهم آن است که این‌ «انباشت سرمایه از طریق رانت» فقط به سیاست‌های کنترل دولتی اقتصاد (اعم از یارانه یا قیمت‌گذاری) محدود نمی‌شود. این طبقه (که البته الزاماً منسجم و یک‌دست نیست) از سیاست‌هایی که درظاهر درنقطه‌ی مقابل سیاست‌های کنترل دولتی اقتصاد است هم به همین شیوه‌ی رانتی سود می‌برد. نمونه‌ی مهم این سیاست‌های دیگر، سیاست‌های خصوصی‌سازی است. خصوصی‌سازی، به یک شیوه‌ی رانتیِ انباشت ثروت تبدیل شده که اموال دولت را به قیمت ناچیز‌ به این طبقه‌ی سرمایه‌دار منتقل می‌کند. این اموال احتمالاً عموماً در حوزه‌ی تولید صنعتی سرمایه‌گذاری نمی‌شود و به شیوه‌های مختلف، به ابزار انباشت ثروت رانتی تبدیل می‌شود. مثلاً به ابزاری برای دریافت وام‌های کلان و کم‌بهره‌ی بانکی تبدیل می‌شود یا به بخش‌های سودآورتر و عموماً غیرتولیدی (مثل بخش مسکن، یا فعالیت‌های دلالی و وارداتی) منتقل می‌شود؛ و نه به تقویت تولید، که به افزایش بیشتر سرمایه رانتی و فربه‌تر شدن طبقه‌ی سرمایه‌دار رانتی منجر می‌شود.

سیاست‌های ریز و درشت دیگری هم هست (ورای راست‌گرا یا چپ‌گرا بودن این سیاست‌ها) که طبقه‌ی سرمایه‌دار رانتی از طریق آن‌ها انباشت سرمایه می‌کند. مثلاً محدودیت واردات خودرو یک سیاست مهم دیگر است (که نه در چپ‌گرایی، که در نسبت با مافیای خودرو‌ باید فهمیده شود).‌ فیلترینگ سیاست دیگری است. حمایت از سیاست خارجی تحریم‌زا سیاست دیگری است (با پذیرش این‌که بخش عمده‌ی «تحریم» نتیجه‌ی سرکوب‌گری نظام سلطه‌ی جهانی است و ربطی به سیاست‌های داخلی ندارد). و قس‌علی هذا.

برون‌رفت از این وضعیت می‌تواند راه‌حل‌های راست‌گرا یا چپ‌گرا داشته باشد. مثلاً گویا شیوه‌ی راست‌گرای تغییر وضعیت، خروج کامل دولت از هرگونه سیاست‌گذاری اقتصادی و واگذاری کامل هرگونه فعالیت اقتصادی به طبقات سرمایه‌دار است (اگر چنین سیاستی اصلأ ممکن باشد).
و شیوه‌ی چپ‌گرای تغییر وضعیت، عمومی‌سازی اقتصاد است (که الزاماً به معنای دولتی‌سازی اقتصاد نیست) و می‌تواند بدیل سیاست راست‌گرای خصوصی‌سازی باشد.‌ (مثلاً واگذاری سهام بنگاه‌های اقتصادی به کارگران و کارکنان آن‌ها).

اما تا اطلاع ثانوی هیچ‌یک از این دو سیاست نمی‌تواند در دستور کار قرار بگیرد. خصوصاً امروز پس از چند دهه، با شکل‌گیری طبقه‌ی سرمایه‌دار رانتی بسیار ثروتمند و قدرتمند، هر گونه پیشنهاد سیاستی، به سمت منافع این طبقه خواهد چرخید و امکانی برای تغییر وضعیت متصور نخواهد بود. بنابراین‌ به‌نظر می‌رسد پیش از هر تغییر سیاستی لازم است به نحوی منطق انباشت ثروت رانتی از بین برود و منطق تولیدی جایگزین آن شود. (چه‌گونه؟)


انجمن جامعه شناسی ایران dan repost
✅ششمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره جامعه‌ایران

🔻انجمن جامعه‌شناسی ایران


▪️زمان: ۲۷ الی ۲۹ خرداد ۱۴۰۴

🔹توضیحات بیشتر در زمینه محورهای جزیی و ویژه همایش اطلاع‌رسانی خواهد شد

▫️برای کمک به همایش به حامی‌باش انجمن بپیوندید

https://hamibash.com/isaconferences.com

🔺لینک سایت همایش

https://isaconferences.com

☑️سایت انجمن جامعه‌شناسی‌ایران
http://www.isa.org.ir/


امضا کنیم

فراخوان جمعی علیه نظم «نوین» تحمیلی بر خاورمیانه

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏                                      
۱. عصر ما طی یک سال گذشته ناباورانه یک کودک‌کشی‌ هولناک را به خود دیده است و گویی پایانی هم برای آن پیدا نیست. ساده‌دلیِ قساوت‌باری است این تصور که پیامدهای فاجعه‌ای در این مقیاس گریبان همگان را نگیرد و سرنوشتِ سیاره را رقم نزند. تنها سایه‌‌ی سیاه یا برای برخی آفتابِ رویشنی‌بخشِ جنگ نیست که سخن‌گویان به زبان این نوشته را نگران کرده است، فهرست مسائل آینده‌ی نزدیک شامل این مداخل‌ است:‌ گسترش وسیع تکنولوژی‌های جدیدِ کشتار و سلطه پس از آزمایشگاه فلسطین، سرکوب‌گرتر شدن دولت‌ها درون‌ و حوالی مرزها از پیِ فعالیتِ نظامیِ خشونت‌بار خارجی‌شان، برون‌ْدادِ سرسام‌آور گازهای ناشی از فعالیت‌های صنعتی-نظامی و تشدید گرمایش جهانی بر اثر بمباران، افزایش بیماری‌های همه‌گیر و در یک کلام شدت‌گرفتنِ تخریبِ جلوه‌های حیات انسانی، حیوانی و گیاهی به‌ قصدِ جلوگیری از سکونتِ مردمی بومی. ماحصلِ این همه البته تروماهای بی‌پایانی است که تکرار خشونت در آینده را تقریباً ناگزیر می‌سازد. روشن است دیر یا زود شعله‌های آتشِ این خشونت در دیگر شهرها و سیاست‌های ملّی و منطقه‌ای زبانه خواهد کشید. شبح غزه تا نسل‌ها ما را رها نخواهد کرد.
 
۲- ما جمعی متکثر از ایرانیانِ داخل و خارج کشور -که خیل جامعه‌ی دانشگاهی، دانش‌پژوهان، فعالان سیاسی و اجتماعی و هنرمندان را تشکیل می‌دهیم- از تجاوز نسل‌کشانه‌ی اسرائیل به مردم فلسطین در باریکه‌ی غزه، آپارتاید سرکوب‌گر در کرانه‌ی باختری‌ِ اشغالی، قشون‌کشی به خاک لبنان، حملات به یمن و سوریه و هر گونه اقدام نظامی علیه ایران تحت هر عنوانی اعلام انزجار می‌کنیم و آن‌را جلوه‌‌ای آشکار از خشونت گسترده، فرا‌قانونی و افسارگسيخته علیه شرایط زیستِ جمعی مردمان در منطقه‌ می‌دانیم، خشونتی  تحت حمایت کامل مادی و معنوی دولت‌های غربی و درهم‌تنیده با گردش جهانی سرمایه. گفتارها و شواهد گویای آن است که ایران از اهداف بعدیِ تخاصم اسرائیل تحت عنوان «نظم نوین» خواهد بود. این بیانیه حامل هشداری اضطراری‌ علیه بی‌تفاوتی در قبال تبعات جنایت‌های نظام‌مند بر  هم‌زیست‌های جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی ماست.

(ادامه بندهای بیانیه و نام افراد امضاکننده را این‌جا ببینید. در انتها هم امکان امضا کردن بیانیه هست.)

968 0 16 8 16



پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی dan repost
پانزدهمین کرسی علمی ـ ترویجی با عنوان
«جنگ هویت‌ها در زمانه زوال امر مشترک»

با حضور:
🔻محمدرضا کلاهی
🔻حامد طاهری‌کیا
🔻عباس خورشیدنام
🔻مهدی حسین‌زاده فرمی
🔻فرهاد بیانی (دبیر نشست)

زمان: شنبه 14 مهرماه ساعت ۱0 تا ۱2

مکان: پاسداران، خیابان مؤمن‌نژاد(گلستان یکم)، پلاک ۱۲۴، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، تالار فارابی

‏پخش زنده در : b2n.ir/icscs
.


آ‌کادمی علوم اجتماعی سپنتا dan repost
لیست درس‌گفتارهای سال ۱۴۰۲ در کانال خصوصی آکادمی سپنتا

برای عضویت و خرید اشتراک دائمی با ادمین در تماس باشید
@kazhemi


۱. جامعه‌شناسی فروطبقه در ایران ، عباس کاظمی

۲. نوکیسگی و تعینات فرهنگی، آرش حیدی

۳. جرج هربرت مید و جامعه‌شناسی روابط روزمره، فاطمه علمدار

۴. گرامشی در زمانه فقدان سوژه جمعی، محمدرضا کلاهی

۵. جامعه‌شناسی وجودی جک داگلاس، حسن محدثی

۶.کارگاه راه و رسم نگارش متون علمی، مسعود زمانی‌مقدم

۷. کارگاه موضوع پژوهش و پایان‌نامه، مهدی سلیمانیه و افسانه کامران

۸. نقد زندگی‌روزمره در ایران معاصر ۱ : عباس کاظمی

۹. تجربه بیگانی، فضای شهری و زندگی روزمره: نیلوفر باغبان

۱۰ گفتارهایی در جامعه‌شناسی سلیبریتی‌ها، فردین علیخواه

۱۱.دورتی اسمیت، جنسیت و روابط قدرت، شیوا علینقیان

۱۲. رمان و حیات ذهنی جامعه، شهرام پرستش

۱۳. مردم‌شناسی برای مردم، شیوا علینقیان

۱۴. آشنایی با تثلیث سکولار جامعه‌شناسی، مسعود زمانی‌مقدم

۱۵. نشانه‌شناسی اجتماعی، افسانه کامران



▪️برای عضوریت در کانال خصوصی درس‌گفتارهای سال ۱۴۰۲ سپنتا به ادمین زیر پیام دهید.

🔻عضویت برای افرادی که توان پرداخت اشتراک ندارند، و دانشجویان و فارغ التحصیلان ساکن در افغانستان رایگان است.


@kazhemi


امپراتوری نجف‌زاده دربرابر امپراتوری هارت و نگری
محمدرضا کلاهی

استادی می‌گفت برخی از ترجمه‌های فارسی جهل بسیط آدم را به جهل مرکب تبدیل می‌کنند. اثری را تا وقتی نخوانده‌ای نمی‌شناسی و می‌دانی که نمی‌شناسی. وقتی ترجمه‌اش را می‌خوانی، باز هم نمی‌شناسی اما این‌بار نمی‌دانی که نمی‌شناسی.
تاجایی که من برخورد داشته‌ام، فکر می‌کنم اکثر ترجمه‌های فارسی چنین‌اند. بسیار کم‌تعدادند مترجمانی که می‌توانی با طیب خاطر خود را به ترجمه‌شان بسپاری و اطمینان داشته باشی که چیزی که می‌خوانی همان است که باید. هنگام خواندن اکثر ترجمه‌ها آدم اضطراب دارد که چیزی که می‌خواند همان است که باید بخواند یا نه. خصوصاْ در متن‌های تخصصی‌تر و سنگین‌تر، آدم نمی‌داند ابهام یک جمله از پیچیدگی متن است یا از اشتباه ترجمه. و برای من بسیار بیش‌تر پیش آمده که مشکلِ ترجمه بوده نه پیچیدگیِ متن.

ترجمه‌ی رضا نجف‌زاده از کتاب امپراتوری، نوشته‌ی آنتونیو نگری و مایکل هارت، (نشر قصیده‌سرا، ویرایش دوم، چاپ سوم، ۱۳۹۷) یکی از ترجمه‌های نیازمند بررسی است. می‌دانیم که «امپراتوری» یک اثر مهم در علوم اجتماعی معاصر، و هارت و نگری دو تن از مهم‌ترین متفکران مؤلف و صاحب سبک امروزند. از قضا خود نجف‌زاده در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته، اهمیت آن‌ها را به خوبی شرح داده. بنابراین ترجمه‌ی این متن به زبان فارسی کاری بسیار مهم و لازم بوده است. اما ترجمه‌ی نجف‌زاده از این کتاب، متنی است که هنگام خواندن‌اش مدام به دست‌انداز می‌افتی و در خطاهای ترجمه گیر می‌کنی تا دست آخر که عطای‌اش را به لقای‌اش می‌بخشی و مجاب می‌شوی که از اول همان متن انگلیسی را بخوانی.
سابقه‌ی نجف‌زاده در ترجمه‌هایی از فوکو (از قبیل تولد زیست‌سیاست، باید از جامعه دفاع کرد)، برخی از کارهای دیگر هارت و نگری (از قبیل بازگشت به آینده، ژیل دلوز نوآموزی در فلسفه، کار دیونیسوس) و ترجمه‌ی آثار فلسفی و اجتماعی دیگری از سایر نویسندگان، تو را قانع کرده بوده با دیدن اسم‌اش روی جلد کتاب امپراتوری، آن را بخری و با حد قابل قبولی از اعتماد، شروع به خواندن کنی. وقتی شروع کرده‌ای، پیش‌گفتار نسبتاً مفصلی که او بر کتاب نوشته و در آن نویسندگان و سایر آثارشان و خود این اثر را در بستر تاریخی‌شان معرفی کرده، در تو این اعتماد را ایجاد کرده که مترجم، آثار دیگر هارت و نگری و متفکران هم‌فکر آنان را خوانده و به روش و رویکردشان اشراف دارد و می‌تواند مترجم معتبری برای نوشته‌های آنان باشد. تا رسیده‌ای به اصل متن. فصل اول، قسمت اول.
من البته مترجم نیستم. فقط خواننده‌ام. بنابراین این‌جا به عنوان یک مترجم، متن مترجم دیگر را داوری نمی‌کنم. فقط مصائب خواننده‌ای را که با ترجمه‌ای بد مواجه شده توصیف می‌کنم. البته علاوه بر آن درک خودم را هم از جملات اصلی کتاب، باز فقط به عنوان خواننده، پیشنهاد می‌دهم.

ادامه را این‌جا بخوانید.



20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.