اولین روزهایی که مترو تهران افتتاح شد رو خوب یادمه. اون موقع تازه مامان و بابا داشتن تو کرج دنبال خونه میگشتن. قرار بود بریم از تهران، هفت هشت سالم بود. هنوز یادمه بوی صندلی های آبی، خیلی مرتب و تمیزش رو. آدمای اتو کشیده و مرتب، کنجکاو و خوشحال.
چند روز پیش از میدون فردوسی میخواستم برم چیتگر، گفتم بذار با مترو برم ببینم چطوری میشه، آخرین باری که مترو سوار شدم، هفت هشت سال پیش بود! آخرین بار یادمه آدما سر صندلی دم در همو محکم هل میدادن، یکی رو دیدم که چرخ ویلچیرش گیر کرد به در قطار، چپ شد افتاد رو زمین، جوونا به سالمندها جاشون رو نمیدادن، سکوت معنا نداشت، یکی بلند لواشک میفروخت یکی هندزفری فیک، آدما همه خسته، چهرهها خسته، هیچکی به هیچکس لبخند نمیزد. مترو که خلوتتر میشد پاهاشون رو دراز میکردن رو صندلی رو به رو، همون صندلی که فردا باید یکی دیگه رو تمیز برسونه به مقصد.
خلاصه که دیدن این صحنهها، سالها نمیذاشت سوار مترو بشم. نزدیک چیتگر بودیم، به راهروها به صندلی ها به آدما یه بار دیگه نگاه کردم. هنوزم همونقدر غمگین بود... داشتم فکر میکردم واقعا چرا متروهای ما هیچوقت تمیز نیست؟ چرا بعد این همه سال یه دستی به سر و روش نکشیدن؟ نیاز ندیدن برامون؟ خودمون نیاز نداشتیم؟ من میتونم سالها سراغ مترو نرم، ولی هیچوقت نمیتونم از این دو تا سوال فرار کنم. نیاز ندیدن برامون؟ خودمون نیاز نداشتیم؟ و من همیشه این دو تا سوال رو در مورد همه چیز از خودم میپرسم...
امیرعلی ق
@Amiralichannel
چند روز پیش از میدون فردوسی میخواستم برم چیتگر، گفتم بذار با مترو برم ببینم چطوری میشه، آخرین باری که مترو سوار شدم، هفت هشت سال پیش بود! آخرین بار یادمه آدما سر صندلی دم در همو محکم هل میدادن، یکی رو دیدم که چرخ ویلچیرش گیر کرد به در قطار، چپ شد افتاد رو زمین، جوونا به سالمندها جاشون رو نمیدادن، سکوت معنا نداشت، یکی بلند لواشک میفروخت یکی هندزفری فیک، آدما همه خسته، چهرهها خسته، هیچکی به هیچکس لبخند نمیزد. مترو که خلوتتر میشد پاهاشون رو دراز میکردن رو صندلی رو به رو، همون صندلی که فردا باید یکی دیگه رو تمیز برسونه به مقصد.
خلاصه که دیدن این صحنهها، سالها نمیذاشت سوار مترو بشم. نزدیک چیتگر بودیم، به راهروها به صندلی ها به آدما یه بار دیگه نگاه کردم. هنوزم همونقدر غمگین بود... داشتم فکر میکردم واقعا چرا متروهای ما هیچوقت تمیز نیست؟ چرا بعد این همه سال یه دستی به سر و روش نکشیدن؟ نیاز ندیدن برامون؟ خودمون نیاز نداشتیم؟ من میتونم سالها سراغ مترو نرم، ولی هیچوقت نمیتونم از این دو تا سوال فرار کنم. نیاز ندیدن برامون؟ خودمون نیاز نداشتیم؟ و من همیشه این دو تا سوال رو در مورد همه چیز از خودم میپرسم...
امیرعلی ق
@Amiralichannel