فرهیختگان


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: ko‘rsatilmagan


آسمانِ فکرِ آزاد رنگ و لباس نمی‌شناسد
از زمینِ سنت تا آسمانِ تجدد با اراده پرواز
فرهیختگی پایی در زمین و فکری آسمانی می‌خواهد

ارتباط با ادمین
@farhikhtehgan_bot
امام علی(ع):
شجاع‌تر از خردمند، وجود ندارد...
گروه تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Toifa
ko‘rsatilmagan
Statistika
Postlar filtri


ایران و موضع احتمالی روسیه

سرمقاله هم‌میهن
۰۸ اسفند ۱۴۰۳


شاید آیندگان هنگامی که به مرور این سال‌ها می‌رسند، آن را به‌عنوان دوره زمانی گذر به دنیای جدید تصویر و معرفی کنند و به نظرشان مردمی که در این دوره می‌زیسته‌اند، رویدادها و تحولات مهمی را تجربه کرده‌اند. درحالی‌که ما به‌عنوان کسانی که در متن این تحولات هستیم، به دلیل همراهی آرام با آنها چندان به اهمیت ماجرا پی‌ نبریم و برای‌مان امری عادی بنماید.

این تحولات در اصل ریشه فن‌آورانه و اقتصادی دارد و در مرحله بعد در سیاست داخلی و بین‌الملل کشورها بازتاب دارد. اقتصاد دیجیتال و رمزارزها، شبکه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی، فن‌آوری‌های نظامی، سلاح‌های هایپرسونیک، جنگ سایبری، حضور بازیگران جدید و قدرتمند جهانی، رشد انرژی‌های سبز، تغییرات اجتماعی، پیشرفت‌های ژنتیک و سلول‌های بنیادی، سلاح‌های زیستی، و حتی آغاز تحولات مهم در رسانه‌ها و آموزش و نهادهای آن و... نمودهای مهم این تحولات هستند.

متاسفانه جامعه ایران هنوز نتوانسته است نگاهی متوازن و عینی به این تحولات، از جمله به رفتار قدرت‌های جهانی پیدا کند. این نگاه اغلب متاثر از آموزه‌های گذشته و تابع حب و بغض‌های تاریخی و به‌صورت صفر و یک است. درحالی‌که سیاست خارجی واقعی کشورها تابع منافع ملی آنهاست. منافعی که بر اثر تحولات جدید جهانی دچار تغییر و تحول می‌شود و شده است.

شاید و بر اساس قرائن و شواهد چنین به نظر می‌رسد که در حال ورود به ترتیبات امنیتی جدیدی هستیم؛ ترتیباتی که پیش‌فرض‌های امنیتی گذشته در تقابل دو کشور کارایی ندارد. بنابراین، در چنین قالبی می‌توان ظرفیت ایفای نقش روس‌ها در مواجهه کنونی ایران و آمریکا را بازتعریف کرد. به‌ویژه اینکه روس‌ها قدرت و ابزار لازم برای ایفای نقش در این میانجیگری را دارند.

ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین


🔴 عملیات ویژه و معاملات ترامپوتین
✍ مرضیه حاجی هاشمی

🗒 این گونه به نظر می‌رسد که رهبری جدید آمریکا در حال دست شستن از موضع ابر قدرتی در عرصه بین المللی و هزینه‌های گسترش ارزش‌های دموکراتیک در جهت منافع کلان خویش است؛ گرچه موضع دیرینه ایالات متحده در ۷۰ ساله اخیر پس از جنگ جهانی برای بسیاری از محافظه‌کاران قابل عدول نیست و همه آنها بر سر موضع جدید اشتراک ندارند، اعم از «کنسرواتیست‌»های «ریگانیست» و «نئوکنسرواتیست‌»های معتقد به تز «بوش» که برای گسترش ارزش‌های دموکراتیک می‌توان حتی حمله نظامی را نیز تجویز کرد؛ ولی تا اینجا همه آنها در جهت منافع حزبی با «ترامپیست‌»ها کنار آمده‌اند.

⬅️ این تغییر موضع البته بدان معنا نیست که رهبری جدید، منافع اقتصادی ایالات متحده را در مناسبات جهانی دنبال نمی‌کند که برخلاف آن، گویی «ترامپ» تنها سه معیار را در کنشگری‌هایش در سیاست داخلی و خارجی مد نظر دارد: ۱- هر آنچه «بایدن» و دولتش انجام داده‌اند را اشتباه و خسارت بار بخواند و خلاف آن عمل کند؛ ۲- صرفاً سود و زیان اقتصادی را برای ایالات متحده محاسبه کند؛ ۳- تسویه حسابهای شخصی با بازیگران داخلی و خارجی که جانب او را گرفته یا نگرفته‌اند یا به باورش او را تحقیر کرده‌اند.

⬅️ همین معیارهای سه گانه است که تنها در فاصله یک ماه او را به نسبت‌های مختلف در تقابل و تنش با همسایگان و برخی از کشورهای منطقه، اعم از کانادا، مکزیک، پاناما و گرینلند و همچنین فراتر از آن آلمان، اوکراین و به طور کلی متحدان دیرینه اروپایی قرار داده است. ترامپ به طور حتم از نتایج نظرسنجی‌ها و عدم محبوبیتش بین ملت‌های اروپا و عدم تمایل اکثر دولت‌هایشان به پیروزی او در رقابت‌های انتخاباتی آگاه است. هزینه‌های کلان ایالات متحده برای ناتو و بسیاری دیگر از اتحادیه های بین المللی را نیز با سنجه صرفاً اقتصادی‌اش به صرفه نمی‌داند و در پی تخریب سیاست‌های خارجی بایدن نیز هست؛ لذا مطابق معیارهای سه گانه‌اش بیشترین تنش را با اتحادیه اروپا خواهد داشت و جنگ روسیه با اوکراین را نیز جنگ اروپا با روسیه می‌داند و برای پایان این مناقشه توجهی به منافع اروپا نخواهد کرد.

⬅️ لذا با توجه به روابط شخصی ترامپ با «پوتین» و مداخله‌ روسیه به نفع او در رقابت‌های انتخاباتی و مواضع بالعکس اوکراین‌ در این زمینه، همه این عوامل موجب رفتار به شدت غیرمعمول و معقول یک رئیس جمهور ایالات متحده در نسبت با «زلنسکی» به عنوان رهبری کشور مورد تجاوز روسیه و تحت حمایت غرب می‌باشد، جایی که ترامپ و بنیادگراهای شرق زده داخل ایران را کنار هم قرار می‌دهد. آنهایی که تحسین کننده روسیه در تقابل با غرب هستند و تجاوز آشکارش به خاک یک کشور مستقل و اشغال بخش‌هایی از آن و ویرانی شهرها و کشتار ۵۷ هزار نفر که تعداد زیادی از آنها غیرنظامی بودند و آوارگی میلیون‌ها شهروند را تنها به دلیل آمریکا ستیزی می‌ستایند و حتی به دلیل ارسال تسلیحات به متجاوز، کشور را در تقابل با اروپا نیز قرار داده اند.

⬅️ از عجایب روزگار است که آمریکا به رهبری کسی که بالاترین تحریم‌ها را علیه ایران، اعمال و جمهوری اسلامی را حتی تهدید به حمله نظامی کرده است با آنانی که حتی ترامپ را شایسته مذاکره و گفتگو نمی‌دانند، در مواضع مشترک نسبت به تجاوزی آشکار قرار داده است، اینکه اوکراین با تحریک آمریکا عامل آغاز جنگ است. از عجایب دیگر اینکه نمونه‌ای از پهپادی که در این تجاوز در اختیار روسیه قرار داده‌اند، به آمریکا برده می‌شود و در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران (CPAC) به نمایش در می‌آید، کنفرانس آنهایی که به رهبری ترامپ قائل به این تجاوز نیستند. مشخص نیست با چه معیاری از نظر آنها ارسال این پهپاد محکوم خواهد شد!

⬅️ نداشتن معیارهای روشن اخلاقی، حقوق بشری و منطبق بر منافع ملی سبب می‌شود، به طور کلی دوستی‌ها و دشمنی‌ها غیر واقع گرایانه باشند و تنها یک آمریکا ستیزی و غرب ستیزی کور و خسارت بار، حالا دشمنان قسم خورده ترامپ را در کنار او و هواداران ایرانی‌اش قرار می‌دهد که شاهدی بر حمایت جمهوری اسلامی از یک تجاوز را به وی عرضه می‌کنند، در حالی که او هم چونان «جمهوری اسلامی» اصلاً قائل به تجاوز نیست با این تفاوت که بنیادگرایان، تنها آمریکا و غرب را عامل این «عملیات ویژه» می‌دانند.

⬅️ این شرمساری برای همیشه در تاریخ بر چهره آنان حک خواهد شد که در حالی در بلوک «ترامپوتین» در مقابل کشوری قرار دارند که حاضر نشدند، تجاوز به خاکش را حتی یک بار محکوم کنند که حتی تمام منافع ملی سرزمین و مردمان خویش را نیز قربانی کردند، با این سودا که روسیه در دشمنی با آمریکا کنار آنها خواهد بود و اکنون شاید در حال معامله شدن بین این دو دوست جدید هستند؛ چنانچه در سوریه معامله شدند، معامله با تمام خاک‌هایی که پوتین، متجاوز بدان نیست و در عملیات ویژه آزاد کرده است!


#فرهیختگان راهی به رهایی


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
ما ایرانی‌ها گرفتار دو جماعتیم که دارای یک ویژگی مشترکند و آن میل شدید به پرستش و بندگی همنوع خود می‌باشد؛
جماعتی که بنام دین و برخلاف اصل توحید، از یک روحانی خدا ساخته و برای او اختیارات خدایی قائلند  و او را می‌پرستند و معتقدند که او منصوب لاهوتیان است و جماعت دیگری که مانند این ابله، اسپرم‌پرستند و انگلی مثل رضاپهلوی و خانواده‌اش را که حدود نیم قرن است در آمریکا و اروپا، از ثروت به یغمارفته ملت ارتزاق می‌کنند، خداوند می‌نامند و می‌پرستند!!

تا امثال این دو جماعت به آزادگی و ارزش و کرامت والای انسانی خود و اینکه جانشینان خدا در روی زمینند پی‌ نبرده‌اند، دستیابی ایران به توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، خیالی واهی است!

اکبراعلمی


#فرهیختگان راهی به رهایی

632 0 34 4 28



از آنجا که محتمل است برخی افراد دفتر نخست را ندیده باشند و یا به هر دلیل علاقه دارند ببینند، پی دی اف دفتر اول نیز به مناسبت انتشار دفتر دوم، در اینجا بازنشر می شود.
حسن یوسفی اشکوری
👇👇👇


👆👆👆
می‌دانیم که ظریف به هر حال کارگزار جمهوری اسلامی است و در جایگاه دیپلماتیک شاید گاه ناچار شود خلاف خواست خود موضعی بگیرد ولی آیا کسی او را مجبور کرده الفبای کار علمی را زیر حرفهای آشکارا بی‌پایه و حاکی از بیسوادی بزند؟
دفعه بعد که خواستید ظریف را امیرکبیر دوران و بهترین وزیر خارجه ایران از زمان هوخشتره تاکنون بنامید، اینها را به خاطر بیاورید.

مهرداد فرهمند

#فرهیختگان راهی به رهایی


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
ظریف با آن همه ادعای آکادمیک در مراسم رونمایی سیاستنامه هم نقل قول بی‌پایه کرد و هم نظریه کاملاً بی‌پایه پیش کشید. گفت اسرائیل از دهه نود میلادی راهبرد خود را از دشمنی با اعراب به دشمنی با ایران تغییر داد. در حالی که هر بچه‌ای می‌داند که در آن دهه، فلسطینیان با حمایت بیشتر دولتهای عربی در حال مذاکرات صلح با اسرائیل بودند که به نتیجه هم رسید و ایران در رأس جبهه‌ مخالفان فرایند صلح بود. ایران بود که خود را دشمن اسرائیل کرد.
ظریف اگر این بدیهیات را نمی‌داند، وای بر او. اگر می‌داند و خلافش را می‌گوید، پس چه فرقی با آن عقبمانده‌های ذهنی دارد که همین ادعاها را در رسانه‌های حکومتی مطرح می‌کنند.
ویدیوی سه ماه پیش ظریف را هم خطاب به یهودیان جهان به یاد بیاوریم که این «استاد روابط بین‌الملل» نشان داد نه صهیونیسم را درست می‌شناسد و نه اسرائیل را.
ظریف همچنین نقل قولی بی‌پایه از آخرین رئیس هیئت نمایندگی دیپلماتیک اسرائیل در ایران کرد که تمر گیندین عزیز در ویدیویی که در توییت اول گذاشتم، بخوبی بی‌پایه بودن آن را توضیح داده است.
👇👇👇
#فرهیختگان راهی به رهایی


بنابر آمارهای رسمی، ایران رکورددار احکام اعدام در جهان است


#فرهیختگان راهی به رهایی


خودتان خنده تان نمی‌گیرد؟

تصور کنید که صد سال از این روزها گذشته و کسی از شما می‌خواهد حال و روز تهران در سال ۱۴۰۳ را به تصویر بکشید. تهران این روزها را چگونه به یاد می‌آورید؟ بگذارید خودم بگویم: یک میدان آزادی و یک برج میلاد حتما در خیالاتتان خواهد بود. خیابان‌ها، ایستگاه‌های مترو و بی‌آر‌تی، پارک‌ها، تاکسی‌ها، کافه‌ها، رستوران‌ها و بسی بیش از اینها را به یاد خواهید آورد.،

حالا اگر از شما بخواهم که صد‌سال پیش از این روزها را به تصویر بکشید چه خواهید گفت؟ اگر در تصویر شما از آن روزگار، باز هم برج میلادی وجود داشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟


روی آنتن زنده تلویزیون این مملکت، منتقدینی یک‌شبه(!) که معلوم نیست تا حالا کجا بوده‌اند و اصلا چقدر از هنر و سینما و تاریخ و همه اینها با هم سر در می‌آورند، فغان سر داده‌اند که باید سکانس‌هایی از سریال تاسیان خارج شود و وقتی فهمیده‌اند که بعد از پخش قسمت اول، بخشی در سریال حذف شده خدا را شکر کرده‌اند! واقعا کرده‌اند، دروغ نمی‌گویم، خودتان بروید در اینترنت ویدیویش‌ را ببینید.
متن کامل و منبع

#فرهیختگان راهی به رهایی

1k 0 11 2 18

ما اصولگراهای شرق‌گدا،
خاک ‌بر سرتر از زلنسکی غرب‌گدا


روزی که زلنسکی در انتخابات ریاست‌جمهوری اوکراین رای آورد، واکنش مااصولگراها بسیار جالب بود. گفتیم و نوشتیم یک یهودی‌زاده و بازیگر جلف برنامه‌های کمدی که طرفدار غرب و امریکاست رئیس‌جمهور شده. او رقیبش را که از سرمایه‌دارهای بزرگ کشورش و وزیرخارجه دولت‌پیشین بود شکست داد.

انتخاب زلنسکی را مااصولگراها دوست نداشتیم. دلیلش؟ خب، معلوم است. روس ها دوستش نداشتند. رای 73 درصدی‌اش هم از نظر ما بخاطر دفاع امریکاییها و صهیونیست‌ها بود. ان‌هم در کشوری که معتقدبودیم مهد انقلابهای‌رنگی است.

زلنسکی که آمد ، طمع پوتین برای تصرف بخش هایی از خاک اوکراین تحریک شد. اوکراین پس از فروپاشی اتحاد شوروی، محل حسادت روسیه است. کشوری با معادن فراوان و کشاورزی پرمحصول، در مسیر ارتباطی لوله‌های گاز روسیه به اروپای غربی است. این ویژگی‌ها چرا نباید پوتین را به فکر اشغال می انداخت؟ اوکراینی‌ها به فکر پیوستن به ناتو افتادند و همین بهترین بهانه برای حمله روسیه بود.

جنگ شروع شد و مااصولگراها باید تکلیفمان را روشن می کردیم. خب، زلنسکی یهودی است و طرفدار پیوستن به ناتو. محوراصلی ناتو هم امریکاست و چون امریکا دشمن ماست، همین کفایت می‌کند که طرف روسیه را بگیریم. چون منافع ما با امریکا در تضاد است، قرار گرفتن پشت روسیه، با نگاه ایدئولوژیک‌مان می سازد.

روسیه لشکرکشی کرد. میلیونها اوکراینی آواره شدند.هزاران نفر کشته شدند و تانک های روسی  خاک اوکراین را اشغال کردند. مااصولگراها نوشتیم و گفتیم این مردک دلقک (زلنسکی) مقاومت نمی‌کند و به زودی جا می‌زند. قند توی دل مان آب می‌کردیم که سقوط او را جشن بگیریم. اما استعفا نکرد. وقتی لباس نظامی پوشید دستش انداختیم و به پوپولیست‌بودن متهمش کردیم.

قصه پهپادهای ایرانی مطرح شد و غربی‌ها با کمک زلنسکی، ایران را متهم به حمایت از روسیه کردند. مقامات رسمی ایران خبر را تکذیب کردند اما رئیس‌جمهور اوکراین بر مبنای این خبر تکذیب شده دائما به ایران حمله می‌کرد.

جنگ از یک سال و دوسال گذشت. زلنسکی با اینکه بخشهایی از کشورش اشغال شد و اقتصادش رو به نابودی گذاشت تسلیم نشد.به هر طریقی بود، حمایت اروپا و امریکا را به دست آورد و سیل کمکهای نظامی آنها عازم اوکراین شد. اما قدرت نظامی روسیه همچنان برتر بود.

اروپایی‌ها  و امریکا با عضویت اوکراین در ناتو کنار نیامدند و همین هم مایه شعف ما اصولگراها شد.

دوره بایدن تمام شد و ترامپ آمد..ترامپ یکهویی ضد زلنسکی شد.قاعدتا هرکه ضدترامپ و امریکاست باید به کام مااصولگراها شیرین بیاید. همین جا بود که دم‌خروس‌مان بیرون زد و  گرگیجه گرفتیم. اما خودمان را زدیم به کوچه علی چپ و سیاستی دیگر در پیش گرفتیم.

نوشتیم که دیدید رئیس‌جمهو اوکراین مزد اعتماد به غرب را گرفت؟ دیدید ترامپ او را فروخت؟ هرکس غربگدا باشد همین بلا به سرش می آید.

اما همه قصه که این نیست. ترامپ زلنسکی را فر وخت. اما به چه کسی؟ به پوتین. در قبال چه؟ این سوال بدی است. واقعا ترامپ با پوتین بر سه چه چیزی معامله کردند؟ ترامپ کاسب است و همینطوری الکی موافقت نمی کند که  بخش بزرگی از بهترین مناطق اوکراین به تصرف روسیه درآید. ترامپی که یک گله جا (غزه) را مال خودش می داند چرا باید بخش مهمی از خاک اوکراین را مفت به پوتین واگذار کند؟

ما اصولگراها نمی خواهیم به این پرسش فکر کنیم. الان فکر و ذکرمان این است که زلنسکی زمین گیر شده. واقعا هم همین است. البته زلنسکی در چند سال گذشته دو راه بیشتر نداشت. یا باید با خفت تمام و بدون اینکه جنگی صورت گیرد، ذلیلانه خاک کشورش را به نام پوتین سند می زد، یا باید با پناه بردن به غرب، استقلالش را می فروخت. او در معامله ای شرکت کرده بود که بالاخره یکطرفش باخت بود و ما اصولگراها خوشایندمان این بود که ذلت را بپذیرد، در برابر پوتین زانو بزند و از طرف 73درصد مردمی که به او رای داده بودند، خاک میهنش را به پوتین تقدیم کند.

حالا این بقول ما دلقک یهودی زاده که حتی کمک خواهی اش از اسراییل هم برایش نان داشت، دراوج خاک برسری بخاطر غربگدایی است، اما خاک برسرتر از او ما شرق گداهای اصولگراییم که معلوم نیست در برابر معاملات بعدی پوتین با امریکا، نمی دانیم، پرگار قدرت، چه محدوده ای برای مان ترسیم می کند؟

محمد مهاجری




#فرهیختگان راهی به رهایی


دو چپِ مطرود و تنها در یک قاب
علی مرادی مراغه ای

این عکسی که در زیر این نوشته آورده ام عکس مشترک مصطفی شعاعیانِ چریک با جلال آل احمد است که در سال ۱۳۴۸ در ساعت پنج صبح در اسالم جلوی ویلای جلال گرفته شده است.
شب آن روز مصطفی شعاعیان با دوستش مهندس منجمی از تهران به دیدار جلال رفته «پس از خوش و بش ها، شعاعیان به منجمی می گوید که سر سیمین(دانشور) را با تخته نرد گرم کند تا او بتواند سنگش را با جلال وابکند و تکلیف را روشن کند...مصطفی هم یقه‌ی جلال را می‌گیرد که در فضای سیاسی موجود هیچ راه حل سیاسی کارساز نیست چون رژیم و ساواکش چنان هر روزنه‌ی کوچکی را بسته‌اند که هیچ راهی جز رو آوردن به مبارزه‌ی مسلحانه نیست.
سیمین ساعت ۱۲ شب می خوابد. مصطفی و جلال تا ساعت پنج صبح بحث می‌کنند، و سرانجام جلال می‌پذیرد که هیچ راهی جز اسلحه و مبارزه‌ی مسلحانه باقی نمانده است، به مصطفی می‌گوید: من برای مبارزه‌ی مسلحانه از لحاظ جسمانی شرایط مناسبی ندارم، اما تا جان در بدن دارم با قلم از مبارزه‌تان حمایت می‌کنم»۷

این عکس را در همان صبح بخواست شعاعیان، منجمی از آنها گرفته است. البته عکسی که بعدا نصف آن یعنی شعاعیان بریده و حذف می گردد و تنها جلالِ پیر می ماند و بارها در مناسبتها و کتابهای مربوط به جلال طرح جلد کتابها می گردد!

برادر جلال(شمس)، بعدا بصورت ناقص و پرت در مورد این دیدار چیزهایی گفته که در کتاب «جان های شیفته» آورده ام.
شمس آل احمد که خودش اصلا آنجا نبوده بعدها می گوید:
«يك‌ بچه‌ای بود به‌ اسم‌ مصطفی‌ شعاعيان‌ از شاگردان‌ جلال‌. شمال‌ كه‌ بوديم‌، آمده‌ بود شمال‌ به‌ جلال‌ گفت‌ اين‌ قلمت‌ را بايد درش‌ فشنگ‌ بگذاری‌ به‌ سمت‌ رژيم‌ پرتاب‌ كنی‌. با كلمه‌ پرتاب ‌كردن‌ كار به‌ جايی‌ نمی رسد... جلال‌ گفت‌ من‌ در قلم‌ به‌ جای‌ جوهر باروت‌ می ريزم‌ اما از نوك‌ قلم‌ام‌ به‌ جای‌ گلوله‌ ناسزا پرتاب ‌می كنم‌. اين‌ حكومت‌ آنقدر پوشالی‌ است‌ كه‌ با همين‌ ناسزا هم ‌از بين‌ می رود».

همچنانکه گفتم عکس شعاعيان‌ و آل‌ احمد در اسالم‌ گرفته‌ شده‌ و به‌ نظر می رسد كه‌ آخرين‌ و مشهورترين‌ تصويری‌ است‌ كه‌ از آل‌احمد در ذهن‌ها داريم.‌ چهره‌ پيرمردی‌ است‌ با موی‌ و محاسن‌ سپيد و شكسته‌ كه‌ بر عصايی تكيه‌ كرده‌ و روبروی ‌خانه‌ای با شيروانی‌ شمالی‌ رودرروی‌ دوربين‌ عكاسی‌ ايستاده‌ است‌.
اگرچه‌ اين‌ عكس‌ بارها در كتاب‌ها و مجلات پس‌ از انقلاب‌ و حتی‌ در كتاب «غروب‌ جلال‌» اثر سيمين‌ دانشور خودنمایی‌ می كند، اما اين ‌تمامی‌ عكس‌ نيست، بلكه‌ نيمی‌ از تصوير که تصوير شعاعيان‌ در كنار جلال باشد، بريده‌ شده‌...

آنها هر دو چپ بودند و چپ ماندند اما هر دو بر چپها شوریدند و چپ ها و مخصوصا حزب توده را نقد کردند که چون روسی حرف می زد!
جلال با خلیل ملکی از حزب توده انشعاب کرد و مصطفی بر سیاست اتحاد جماهیر شوروی و حتی بر لنین نیز می تاخت که چرا بر جنبش جنگل خیانت کرده است. که، تاختن بر لنین در آن زمان جسارت می خواست و  اصطلاح چپول از شعاعیان ماند تا بعدا و حتی امروزه، دشمنان چپ برای حمله به چپها بکار برند...

البته هر دو، هم جلال و هم شعاعیان موردِ لعن و نفرین و مطرودِ چپ ها واقع شدند، تکفیر شدند و تنها ماندند!.
پس از شوریدن بر چپِ غالب، هر دو شدند «جوجه اردکِ زشتِ چپ»!

جلال اندکی پس از زمان عکس در شهریور ۱۳۴۸ش بخاطر افراط در عرق سگی درگذشت و مصطفی شعاعیان نیز ۶ سال بعد در ۱۶ بهمن ۱۳۵۴م در درگیری با عوامل حکومت شاه کشته شد.
در زمان مرگ، شعاعیان تنها ۳۸ سال داشت او در درگیری با پاسبان یونسی وسط خیابان استخر تهران، با فشردن دندان بر سیانوری که در دهان داشت خودکشی کرد تا زنده بدست همکاران آقای پرویز ثابتی نیفتد!

جلال پیر و شکسته در زمان عکس را شعاعیان می خواست به طرف جنبش چریکی بکشد و البته پس از مرگ پیرمرد نیز، هر گروهی تلاش کردند او را  به یک طرف بکشید! اما مثل اینکه، سرانجام اسلام گرایان و فرزندان شیخ فضل الله نوری موفق شدند او را بطرف خود کشند با «غرب زدگی» اش و با «در خدمت و خیانت روشنفکران» اش.
که البته نه «خدمتِ روشنفکران» اش بلکه تنها «خیانت روشنفکران» اش را برداشتند و مدام در کیهان مصرف کردند برای کوبیدن روشنفکران...!


#فرهیختگان راهی به رهایی


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
نگاه‌نوی تازه متفاوت از شماره‌های پیشین است. معنای زندگی... تنهایی انسان و رنج‌ها و امیدهایش، بن‌مایه‌ی این شماره است. بخرید و بخوانید و لذت ببرید.

فصل‌نامه‌ی نگاه‌نو
اجتماعی، فرهنگی، ادبی و هنری
مدیرمسئول و سردبیر: علی میرزایی

میهن‌نامه

#فرهیختگان راهی به رهایی


🔻معرفی کتاب

🔹مهندسان انقلابی: یادگیری، سیاست، و
فعالیت‌گرایی در دانشگاه صنعتی آریامهر

🔸نوشته: سپهر وکیل، مهدی گنجوی و مینا خانلرزاده

در سال ۱۹۶۶، شاه ایران دانشگاه صنعتی آریامهر (AMUT) را، که اکنون به نام دانشگاه صنعتی شریف شناخته می‌شود، به عنوان بخشی از کمپین گسترده‌تر برای مدرن‌سازی کشور تأسیس کرد. در سال ۱۹۷۹، دانشجویان مهندسی آریامهر نقشی حیاتی در انقلابی که شاه و رژیم او را سرنگون کرد، ایفا کردند. در کتاب "مهندسان انقلابی"، سپهر وکیل، مهدی گنجوی و مینا خانلرزاده نشان می‌دهند که چگونه مفاهیم غربی دقت علمی و فنی به طرز غیرمنتظره‌ای با ارزش‌های ایرانی و اسلامی در آریامهر در سال‌های مستقیماً پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران ترکیب شدند. آنها همچنین استدلال می‌کنند که دیدگاه‌های جهانی، به ویژه از جنوب جهانی، می‌توانند بحث‌های معاصر در مورد اخلاق، معرفت‌شناسی و تولید دانش در زمینه‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) را عمیق‌تر و پیچیده‌تر کنند.

نویسندگان تاریخ فرهنگی، سیاسی و آموزشی آریامهر را، از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۶۶ تا نقش محوری آن در انقلاب ۱۹۷۹، ارائه می‌دهند، در حالی که به تعامل پیچیده ارزش‌های جهانی، ملی و اسلامی در آموزش STEM می‌پردازند. در چند سال گذشته، محققان آموزش STEM پایه‌های معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی تحقیقات و عملکرد آموزش STEM را به چالش کشیده‌اند، در حالی که مشارکت این حوزه را با مسائل قدرت، اخلاق، نژاد و عدالت عمیق‌تر کرده‌اند. مورد آریامهر فرصتی را برای مشارکت دیدگاه جنوب جهانی در مطالعات کارکردها و بنیان‌های مدنی، فرهنگی و سیاسی آموزش علوم و مهندسی فراهم می‌کند. دانشگاه شریف همچنان در مرکز سیاست در ایران قرار دارد.

🔸تقریظ ها بر این‌ کتاب:

🔻«مهندسان انقلابی داستان جذاب نقش دانشگاه شریف در انقلاب ۱۹۷۹ ایران را آشکار می‌کند، روایت‌های متعارف STEM را به چالش می‌کشد و دیدگاهی عمیق درباره قدرت دانشجویان برای شکل دادن به تاریخ ارائه می‌دهد.»
—روها بنجامین، دانشگاه پرینستون، نویسنده کتاب نژاد پس از فناوری

🔻«کتاب مهندسان انقلابی با بهره‌گیری از طیف گسترده‌ای از منابع اولیه و ثانویه، بررسی‌ای آموزنده و روشن از برتری آموزشی و فعالیت‌های رادیکال دانشجویی در اواخر دوران پهلوی ایران ارائه می‌دهد.»
—علی قیصری، نویسنده کتاب روشنفکران ایرانی در قرن بیستم

🔻«نویسندگان با استفاده از صدای دانشجویان و فعالان هیئت علمی، به طرز تازه‌ای بررسی می‌کنند که چگونه و چرا افراد با STEM درگیر می‌شوند تا به اهداف آزادی‌بخش دست یابند، و بررسی دقیقی از ابعاد اخلاقی معناسازی در یک رشته و زمینه سیاسی شده ارائه می‌دهند—خواندنی ضروری در علوم یادگیری.»
—آنجلا کالابرس بارتون، استاد و رئیس مطالعات آموزشی، دانشگاه میشیگان

🔻«از اوایل قرن نوزدهم تا به امروز، ایران مرکز بسیج‌های انقلابی علیه سلطه خارجی و استبداد داخلی بوده است. کتاب مهندسان انقلابی که عمدتاً بر اساس تاریخ شفاهی جدید است، هسته یک رویداد آموزشی غیرمنتظره در ایران در اواسط قرن بیستم را شرح می‌دهد، زمانی که دانشجویان و اساتید یک مدرسه بزرگ مهندسی هم در تحقیقات STEM خود جسور و درخشان بودند و هم در آرمان‌های انقلابی خود برای وطن‌شان سرکش و جسورانه عمل می‌کردند. در این مطالعه درسی جدی برای بحران معرفت‌شناختی کنونی در علوم اجتماعی و انسانی در مراحل پساانسانی آنها وجود دارد که چه کسی جرأت می‌کند فراتر از شکنندگی پیچ و مهره‌های زندگی روزمره ما، بزرگتر و بهتر رؤیاپردازی کند: آنهایی که بینی خود را به سنگ آسیاب می‌چسبانند یا آنهایی که پرسه می‌زنند، مارکس، فروید و آدورنو می‌خوانند و وضعیت پسااستعماری زمین ویران شده ما را می‌نویسند. این کتاب درباره جریان متقابل آن گفتگوی انتقادی بسیار دارد که بگوید.»
—حمید دباشی، استاد مطالعات ایرانی و ادبیات تطبیقی هاگو کورکیان،
دانشگاه کلمبیا، نویسنده کتاب الهیات نارضایتی: بنیان ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در ایران

https://sites.northwestern.edu/sepehrvakil/revolutionary-engineers/

https://x.com/mehdiganjavi/status/1894345803876937855?t=1ZyEqiAtK8v8ncl13EeUcA&s=19

https://x.com/FGhoddoussi/status/1894374308228534325?t=2eOJ_1k_PalImTtp3CTXOw&s=19


وحشی‌ها!

گر ازین درد بمیریم رواست!

دیشب عده‌ای موجوداتِ ابله و ویرانگر، کاشی‌کاری ۷۰۰ ساله‌ی بی‌نظیر مسجد جامع نطنز را تخریب کرده‌اند!
وحشی‌ها!/ ستاره تاج الدین

#فرهیختگان راهی به رهایی

1.1k 0 20 12 22



👆👆👆
زیرا روسیه بیشتر به‌دنبال کسب امتیاز برای خودش است تا کمک به رژیم ولایی.
لاوروف که به تهران سفر کرده است، احتمالاً حامل پیامی از سمت پوتین برای تنظیم رفتار رژیم ولایی در نظم جدید جهانی بوده است.این همان چیزی است که در نظریه مئیرشایمر به آن "کنترل قدرت‌های کوچک‌تر توسط
قدرت‌های بزرگ‌تر" گفته می‌شود.

#فرهیختگان راهی به رهایی


اقتصاد سیاسی بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی،ترامپ و پوتین: بازی دوسر باخت برای رژیم ولایی؟
احمد علوی
۸ اسفند ۱۴۰۳

سفر اخیر لاروف دارای لاوروف با این پیام به
تهران است که ترامپ و پوتین خطوط قرمزمشترکی برای رژیم ولایی ترسیم کرده اند که این به معنای بازی دوسر باخت برای رژیم ولایی است.
۱. موقعیت بازیگران در معادله امتیازدهی
در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، روابط بین سهبازیگر اصلی – رژیم ولایی، روسیه و آمریکا – به نوعی معامله قدرت (Power Bargaining) تبدیل شد که هر کدام اهداف
خاص خود را دنبال می کنند:
آمریکا (ترامپ): سیاست فشار حداکثری علیه رژیمولایی را در پیش گرفته بود، اما همزمان به دنبال پرهیز از جنگ مستقیم و ایجاد
فضایی برای مذاکرات آینده بود که در آن بتواند با کمترین هزینه، امتیاز بیشتریبگیرد. ترامپ به تعاملات غیرمستقیم و واسطه‌هایی مانند روسیه و عمان و حتی قطر
برای مدیریت این بحران علاقه دارد.
روسیه (پوتین): از رژیم ولایی به‌عنوان یک کارتبازی در مذاکرات خود با آمریکا و اروپا استفاده می کند و همزمان به دنبال تعمیق
نفوذ خود در تهران، هم در عرصه‌های نظامی-امنیتی (تسلیحات، همکاری‌های نظامی درسوریه) و هم در عرصه اقتصادی (نفت، انرژی، قراردادهای عمرانی) بود.
رژیم ولایی: بخصوص پس از فروپاشی "هلال
شیعی" و "محور مقاومت " درموقعیت ضعف استراتژیک قرار دارد، زیرا تحت تحریم‌های شدید آمریکا بود و گزینه‌هایش
برای دور زدن تحریم‌ها محدود شده است. در چنین شرایطی، به روسیه نیاز دارد، امااین نیاز به وابستگی تبدیل شد که دست روسیه را برای گرفتن امتیازات بیشتر باز می
کند.
۲. بازی روسیه: کسب امتیاز بدون پرداخت هزینه
اگر بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه وآمریکا را بر اساس نظریه بازی‌ها(Game theory) تحلیل کنیم، روسیه در موقعیتی بود که بدون متحمل شدن هزینه
مستقیم، از هر دو طرف سود می‌برد:
از آمریکا امتیاز می گیرد:
روسیه با ایفای نقش میانجی میان رژیم ولایی وآمریکا، برای خود در مذاکرات کلان‌تر با ترامپ (مانند مسأله اوکراین، تحریم‌های
روسیه، و توافقات امنیتی) امتیاز خواهد گرفت. یکی از نشانه‌های این معامله، برخوردمنفعلانه ترامپ با مسأله اوکراین بود که به نفع روسیه تمام شد.
از رژیم ولایی امتیاز می گیرد:
روسیه قراردادهای اقتصادی و نظامی پرسودی با رژیم
ولایی بست (از جمله خرید نفت در برابر کالا و فروش سامانه‌های تسلیحاتی مثل S-300 و وعده S-400).
در عرصه سوریه، روسیه در دوره اسد به‌تدریج رژیمولایی را کنار زد و نقش خود را در دمشق تقویت کرد.
نتیجه: روسیه بدون دادن امتیاز واقعی به رژیم
ولایی، هم از تهران امتیاز اقتصادی و استراتژیک گرفت، و هم از آمریکا بهره‌برداریکرد.
۳. سفر لاوروف به تهران: پیام روسیه به رژیم
ولایی درباره نظم جدید جهانی
سفر لاوروف به تهران در آن مقطع، حامل چند پیامکلیدی از سوی پوتین است:
۱) پذیرش نظم جدید جهانی:
پس از خروج آمریکا از برجام و افزایش فشارها،
روسیه به رژیم ولایی پیام داد که به‌جای تقابل با آمریکا، باید با نظم جدید وفق پیداکند. اینک همان سیاست ادامه می یابد.
این همان مفهومی است که مئیرشایمر (Mearsheimer) در نظریه واقع‌گرایی تهاجمی
مطرح می‌کند:
"قدرت‌های کوچک‌تر باید خود را با هژمونیقدرت‌های بزرگ‌تر تطبیق دهند، در غیر این صورت منزوی می‌شوند."
پیام روسیه به رژیم ولایی این بود که در نظم
جدید، شما دیگر نمی‌توانید بازیگر مستقل باشید و باید تحت چتر مسکو حرکت کنید.
۲) معامله غیرمستقیم با آمریکا:
اگرچه روسیه در ظاهر از رژیم ولایی حمایت می کند،اما عملاً در حال مدیریت بحران برای ختم جنگ با اوکراین است.
به‌عنوان مثال، در ماجرای حملات اسرائیل به
مواضع رژیم ولایی در سوریه، روسیه به‌طور ضمنی اجازه این حملات را داد، که نشان می‌دهدنمی‌خواست برای دفاع از رژیم ولایی با آمریکا و اسرائیل درگیر شود.
در این شرایط، رژیم ولایی متوجه شد که نمی‌تواند
روی حمایت استراتژیک روسیه حساب کند و درواقع، روسیه بخشی از بازی کنترل‌شدهآمریکا برای مهار رژیم ولایی شده است.
۳) روسیه، امتیازدهنده نیست؛ امتیازگیرنده است:
برخلاف تصور تهران که فکر می‌کرد روسیه به‌عنوان
یک "متحد" در برابر آمریکا ایستاده است، روسیه خود را در نقش "دلالقدرت" و نه "حامی رژیم ولایی" می‌دید.
این رفتار دقیقاً مطابق با نظریه واقع‌گرایی
مئیرشایمر است که می‌گوید:
"قدرت‌های بزرگ فقط تا جایی از متحدانشانحمایت می‌کنند که برای منافع خودشان مفید باشد، نه بیشتر."
روس‌ها حاضر بودند تا جایی رژیم ولایی را حمایت
کنند که منافعشان تأمین شود، اما اگر لازم باشد، رژیم ولایی را قربانی امتیازگیریاز آمریکا می‌کنند. بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه و آمریکا در دوران
ترامپ را می‌توان نوعی "بازی دوسر باخت" برای رژیم ولایی دانست،



👇👇👇
#فرهیختگان راهی به رهایی




پرسەی روح هیتلر در آلمان شرقی سابق!

ابتدا تصویر پایین را نگاه کنید. نقشەای که توزیع آرای انتخابات پارلمانی آلمان را نشان می دهد.
پدیدەی این انتخابات، حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان - AFD- است که با کسب بیش از 20 درصد آرا در جایگاه دوم ایستاد.
از این عجیب تر فتح تمام و کمال استان های آلمان شرقی سابق - رنگ آبی - توسط این حزب است!

آلمان شرقی با نام رسمی جمهوری دمکراتیک آلمان، ویترین بلوک شرق و فخر اردوگاه کمونیستی بود.
احسان طبری نظریه پرداز حزب تودە که بخش اعظم سال های تبعیدش را در آن زیست، کمتر می توانست احساس سراپا تحسین و شورش را نسبت به آن پنهان کند:
پیروزی نظام سوسیالیستی بر ویرانه های رایش هیتلری از معجزات تاریخ است.
کمونیست ها جهد بسیار کردند تا خودآگاهی انترناسیونالیستی را در دماغ آلمانی هایی فاشیستی فرو کنند که از زمان بیسمارک، با ترنم سرود؛ آلمان والاتر از هر چیز پرورده شدەاند.

لابد اگر طبری امروز زنده بود و پیروزی AFD را می دید، سخت رنجیده خاطر می شد؛
وارثان معنوی هیتلر و حزب نازی بر ویرانه های سوسیالیسم سابق نشسته و از سوی ترامپ و ماسک ستایش می شوند!

ظهور یک جریان ناسیونالیست بیگانه ستیز در آلمان شرقی سابق با تحلیل های متعارف به سختی قابل توضیح است.
احتمالا هیچ کشوری در جهان به اندازەی آلمان با گذشتەی گناه آلودش تسویه حساب نکرده است.
آلمانی ها دائما خاطرەی نحس هولوکاست و کشتارهای سازمان یافته را زنده نگه می دارند و از یادآوری مسئولیت های خود ابایی ندارند.
حتی در مفام مقایسه آلمان شرقی سابق در قیاس با همسایەی غربی اش، با گذشتەی فاشیستی خود، مواجهەای شدید و خالی از انعطاف تر داشت.

دولت کمونیستی حاکم بر برلین، در قیاس با آلمان غربی، سنخیت کمتری با رژیم نازی داشت و با بازماندگان آن ملاطفت بسیار کمتری به خرج داد.
با این اوصاف تقصیر نباید به گردن باخت در نبرد معروف " حافظه علیه فراموشی " انداخته شود.
چه بسا شاید یادآوری بیش از حد موضوع تاثیری منفی بر جا گذاشته و مصداق این پند حکیمانه شده است:
گاه اجرای عدالت به بهای به خطر انداختن صلح تمام می شود!
حزب AFD کار خود را به عنوان یک جریان ضد یورو آغاز نمود. آنها می گفتند جهان غرب با تاکید افراطی روی تقصیر گذشتەی آلمان در پی تحقیر آن است.
آنها اتحادیەی اروپا را یک پیمان ورسای نوین به قصد استثمار آلمان به عنوان ثروتمندترین و بزرگ ترین اقتصاد قاره می دیدند.

اما سخن این است که چرا پروپاگاندای مذکور بیشتر در شرق کشور کارگر شد؟
یحتمل به علت خاطرات تلخ گذشته از دعوت به همبستگی بین المللی و انترناسیونالیسم از سوی مسکوی کمونیست که مآلا نسخەی لیبرالی و قرن بیست و یکمی آن در بروکسل کاپیتالیست را ملکوک و بی اعتبار می نمود.
علاوه بر آن پایین تر بودن استانداردهای زندگی در شرق به نسبت غرب که سالها چوب ناکارامدی و کژکارکردی سوسیالیسم واقعا موجود را شمرده بود.

برای اهالی شرق که با حسرت به شکوفایی اقتصادی آلمان غربی می نگریستند، شراکت اتباع سایر کشورها در مزایای اقتصادی آن، حسرت آور و اندوهناک بود.
به این فهرست باید عاملی مهم تر را هم افزود. در هنگامەی به هم پیوستن دو آلمان، اتحادی راستین رخ نداد.
بلکه شرق گرسنه اما مغرور با شتاب به غرب مرفه ملحق شد.
در نگاه آنان، شرق تا زمانی که به راست گرایش نیافته بود، نادیده گرفته می شد.
تفاوت های فرهنگی و رفتاری میان دو بخش آلمان بر اثر شکاف اقتصادی چند دهەای آنقدر زیاد بود که در فرهنگ عمومی و نظام زیبایی شناسی بازتاب می یافت.
در کشوری که هر نوع شوخی با یهودیان و اقلیت ترک تبار با انگ نژادپرستی شماتت می شود، اهالی شرق بردوام آماج لطیفەهای تحقیر آمیز بخش غربی کشور قرار می گیرند.

عامل مهم دیگر مهاجرت است. آلمان مهمان نوازترین و سخی ترین کشور اروپایی به نسبت مهاجران خاورمیانەای و اهالی جنوب جهانی بوده است.
شاید در یک مورد سرزنش های راستگرایان آلمانی خطاب به آمریکا و اروپا منصفانه باشد؛
بزرگ ترین موج مهاجرت دوران اخیر که شامل دهها میلیون نفر از اهالی خاورمیانه و شاخ آفریقاست، عمدتا معلول سیاست های شکست خورده و مداخلات مخرب واشنگتن در منطقه است.
این مساله در سراسر اروپا به احیای راست افراطی و رواج جهت گیری های هویت خواه و ضد مهاجرتی انجامیده است.

به این فهرست می توان عامل اساسی دیگری به نام ظهور ترامپ را افزود.
وقتی در راس به اصطلاح جهان آزاد که از قضا قید و بندهای لیبرال منشانەی فراوانی را پس از جنگ به آلمان و اروپا تحمیل کرده، رهبری خاص گرا و هویت طلب و معتقد به برتری سفیدپوستان و مردان قرار گرفته، چرا بقیە از او پیروی نکنند؟

صلاح الدین خدیو


#فرهیختگان راهی به رهایی


بی‌تردید میرسلیم سمبل تزویر و ریا در تاریخ معاصر است

او می‌گوید ۲۰۶ و لندکروز فرقی ندارند اما لندکروز سوار می‌شود، پسرش از اردوگاه اشرف سر در میاورد، می‌گوید پسر من گول خورده، اما به معترضین رحم نکنید،‌ جلوی واردات خودرو را می‌گیرد چون عضو هیئت مدیره چندین شرکت خودروسازیست!



#فرهیختگان راهی به رهایی

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.