🎲اسلام و اصحاب سکولاریزاسیون: مورد مودودی و سید قطب
چنانکه پیشتر آوردیم نزد قدمای مسلمان دو مفهوم غایب بودند: حکومت اسلامی و حکومت سکولار. در عوض آنها دو مفهوم دیگر را میشناختند: حکومت مسلمین و حکومت کفار. اما در دوران معاصر نویسندگان بسیاری دربارهی نسبت اسلام و سکولاریسم سخن گفتهاند که مخرج مشترک بخش بزرگی از این نویسندگان برغم اختلافات چشمگیری که با هم دارند ـ از سید قطب گرفته تا جواد طباطبایی و از مودودی گرفته تا وائل حلّاق ـ رصد روند سکولاریزاسیون در ساخت سیاسی دولت است.
نزد کسانی چون سید قطب و احتمالا مودودی، حکومت از دو حالت خارج نیست و شق سومی ندارد: حکومت اسلامی یا حکومت سکولار. سید قطب در تصویرکردن این دوگانه از الگویش مودودی هم قاطعتر است. بنابراین در الهیات سیاسی این قبیل متفکران ـ و البته طیف بزرگی از نویسندگان و سیاستمداران غربی ـ جایی برای تصویر حکومت تلفیقی (تاحدی اسلامی و تا حدی سکولار) وجود ندارد چنانکه حد وسطی هم بین توحید و شرک نیست. بنابراین حکومتی که اسلامی نباشد لاجرم سکولار است. با این مقدمه تکلیف حکومتهایی مانند امویان، عباسیان، ایوبیان، مملوکیان، عثمانی و... چیست؟ ابوالاعلی مودودی مینویسد:
نهایتا باید گفت گروهی از سردمداران مهم و مؤثر نظریهی سکولاریزاسیون در اسلام ـ و در رأسشان ابوالاعلی مودودی و سید قطب ـ آغاز این سکولاریزاسیونِ دولت و سیاست در اسلام را نه به قرن بیستم بلکه به اواسط قرن اول هجری برمیگردانند.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. المودودي، الخلافة والملك، ص111،112، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978
[2]. سید قطب، العدالة الاجتماعیة في الاسلام، ص154، القاهرة: دار الشروق، طـ13.
[3]. سید معتقد است که امویان و عباسیان نهایتا از "روح اسلامی" پسرفت کردند (همان، ص167).
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
چنانکه پیشتر آوردیم نزد قدمای مسلمان دو مفهوم غایب بودند: حکومت اسلامی و حکومت سکولار. در عوض آنها دو مفهوم دیگر را میشناختند: حکومت مسلمین و حکومت کفار. اما در دوران معاصر نویسندگان بسیاری دربارهی نسبت اسلام و سکولاریسم سخن گفتهاند که مخرج مشترک بخش بزرگی از این نویسندگان برغم اختلافات چشمگیری که با هم دارند ـ از سید قطب گرفته تا جواد طباطبایی و از مودودی گرفته تا وائل حلّاق ـ رصد روند سکولاریزاسیون در ساخت سیاسی دولت است.
نزد کسانی چون سید قطب و احتمالا مودودی، حکومت از دو حالت خارج نیست و شق سومی ندارد: حکومت اسلامی یا حکومت سکولار. سید قطب در تصویرکردن این دوگانه از الگویش مودودی هم قاطعتر است. بنابراین در الهیات سیاسی این قبیل متفکران ـ و البته طیف بزرگی از نویسندگان و سیاستمداران غربی ـ جایی برای تصویر حکومت تلفیقی (تاحدی اسلامی و تا حدی سکولار) وجود ندارد چنانکه حد وسطی هم بین توحید و شرک نیست. بنابراین حکومتی که اسلامی نباشد لاجرم سکولار است. با این مقدمه تکلیف حکومتهایی مانند امویان، عباسیان، ایوبیان، مملوکیان، عثمانی و... چیست؟ ابوالاعلی مودودی مینویسد:
مصیبت بزرگی که در زمان ملوکیت [= پس از عصر خلافت راشده] بر مسلمین وارد آمد زوال حاکمیت قانون بود ولو اینکه حکومت قانون از مبادی اساسی دولت اسلامی بود... خلافت راشده در تمام دوران خود بر مدار این قاعده در جریان بود... اما وقتی که خلافت به ملوکیت تبدیل شد پادشاهان ـ به سبب منافع شخصی و اغراض سیاسیشان و خاصه برپایی و حفظ حکومت خود ـ در نابودی تمام قید و بندها و تجاوز از تمام حدودی که شریعت وضع کرده بود تردیدی به خود راه ندادند. و برغم اینکه قانون دولت در دورهی پادشاهان همچنان اسلامی بود... و تمام امور و معاملات در حیات عمومی بر اساس احکام شریعت بود اما سیاست این پادشاهان تابعی از دین نبود و چنین چیزی به این میانجامید که آنها سیاستشان را با هر شیوهی مشروع یا نامشروع اجرا کنند و بین حلال و حرام فرقی قائل نبودند... چنین سیاستی با آغاز دوران معاویه شروع شد[1].بنابراین از نگاه مودودی شالودههای حکومت اسلامی بعد از دوران سی ساله و کوتاه مدت خلفای راشدین از بین رفته و حلال و حرام در حوزهی سیاست رنگ باخته بود. بر اساس همین منطق، اگر دوباره به دوگانهی سیاسی اسلامی/سکولار برگردیم حکومتی که پایههای اسلامیت خود را از دست داده لاجرم حکومتی سکولار است. پس حکومتهای اموی و عباسی و عثمانی و... ـ که از وضعیت خلافت راشده به حالت پادشاهی استحاله شدهاند ـ قدرتهایی سکولار بودند. این سخن اگرچه عجیب مینماید اما نتیجهی منطقی مقدمات فوق است چنانکه سید قطب هم تصریح میکند که حکومت اموی برآمده از "وحی جاهلی" است[2] که طبعا در نقطهی مقابل وحی اسلامی قرار دارد[3].
نهایتا باید گفت گروهی از سردمداران مهم و مؤثر نظریهی سکولاریزاسیون در اسلام ـ و در رأسشان ابوالاعلی مودودی و سید قطب ـ آغاز این سکولاریزاسیونِ دولت و سیاست در اسلام را نه به قرن بیستم بلکه به اواسط قرن اول هجری برمیگردانند.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. المودودي، الخلافة والملك، ص111،112، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978
[2]. سید قطب، العدالة الاجتماعیة في الاسلام، ص154، القاهرة: دار الشروق، طـ13.
[3]. سید معتقد است که امویان و عباسیان نهایتا از "روح اسلامی" پسرفت کردند (همان، ص167).
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi