‘𝘔𝘢𝘔𝘢𝘔𝘰𝘰 𝄢 dan repost
هرچی بهش #نزدیک تر میشد ابروهاشو هم به همون اندازه به هم #نزدیکتر میکرد و چشماشو #گردتر !
_ه- هی !
#انگشتشو تو #لپ پسرک فرو کرد و سریع دستشو عقب کشید.
با تعجب به #سبابه ش نگاه کرد و با #شستش نوک انگشتش رو #لمس کرد .
"صورتش چرا انقدر #نرم بود ؟
"، "لعنتی انگار واقعا داشتم #بدن یه #ماهی رو لمس میکردم " !🌈
•| https://t.me/joinchat/AAAAAFJJgIA7_8nWMU9j0Q |•
این فیکُ از دست ندین 🥀
_ه- هی !
#انگشتشو تو #لپ پسرک فرو کرد و سریع دستشو عقب کشید.
با تعجب به #سبابه ش نگاه کرد و با #شستش نوک انگشتش رو #لمس کرد .
"صورتش چرا انقدر #نرم بود ؟
"، "لعنتی انگار واقعا داشتم #بدن یه #ماهی رو لمس میکردم " !🌈
•| https://t.me/joinchat/AAAAAFJJgIA7_8nWMU9j0Q |•
این فیکُ از دست ندین 🥀