منعکس در تو ۲ - سیلویا دیگیدین کراس همون قدر که در ظاهر زیبا و بی نقص بنظر میرسید، در باطن آسیب دیده و زجر کشیده بود.
اون مثل یه شعلهی داغ و سوزان بود که منو با لذتی مرموز و تاریک می سوزوند.
نمیتونستم و نمی خواستم که ازش دور بمونم.
اعتیاد من، اوج نیاز من و مال من بود.گذشته ام به دردناکی گذشته اش بود و خودم به درهم شکستگی خودش، ما هرگز توی رابطه امون موفق نشدیم. خیلی سخت بود؛ خیلی مشکل،مگر در لحظاتی که اشتیاق دیوانه کننده و عشق بی حد و حصرمون بیشتر از هر چیزی زیبا و دل پسند به نظر میرسید.
@Parsslibrary