Postlar filtri


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
#ابراهيم_گلستان :

هدایت مردِ فوق العاده خوبی بود. مردِ فوق العاده درجه اولی بود... به نفسِ هنر آشنا بود، اهل هنر بود، چاخان نبود، باانصاف بود، باشرف بود، و انسان بود. آی انسان بود.


@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
موج‌ها خوابيده‌اند آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمه‌های شعله‌ور خشكيده‌اند
آب‌ها از آسيا افتاده است
در مزارآباد شهر بی‌تپش
وای‌ِ جغدی هم نمی‌آید به‌گوش
دردمندان بی‌خروش و بی‌فغان
خشمناكان بی‌فغان و بی‌خروش
آه‌ها در سينه‌ها گم‌ كرده راه
مرغكان سرشان به‌زیر بال‌ها
در سكوت جاودان مدفون شده‌ست
هر چه غوغا بود و قيل و قالها
آب‌ها از آسيا افتاده است
دارها برچيده خون‌ها شسته‌اند
جای رنج و خشم و عصيان بوته‌ها
پشكبن‌های پلیدی رسته‌اند
مشت‌های آسمان‌كوب قوی
واشده‌ست و گونه‌گون رسوا شده‌ست
يا نهان سيلی‌زنان, يا آشكار
كاسه‌ی پست گدایی‌ها شده‌ست
خانه خالی بود و خوان بی‌آب و نان
وآنچه بود, آش دهن‌سوزی نبود
اين شب ست, آری شبی بس هولناک
لیک پشت تپه هم روزی نبود...

#مهدی_اخوان_ثالث

@Vaajpub


حميدرضا بصيرت dan repost
࿐჻ᭂ⸙☕⸙჻ᭂ࿐

منتشر شد
مجموعه شعر سپید
از زمستان تنها تو بودی که آب می شد
ـ حمیدرضا بصیرت
ـ با مقدمه فیض شریفی
ـ نشر واج
ـ دکتر لیلا کردبچه

@Hamidrezabasirat1
@vaajpub


- برف
شعر #علیرضا_جهانشاهی
صدای #علی_حیدری‌نیا و #غزل_بی‌گناه

@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
« برف »

خواننده: علی حیدری نیا
شاعر: علیرضا جهانشاهی
آهنگساز و تنظیم کننده: محمد مهدی قوام
همخوان: غزل بیگناه
پیانو: محیا مرعشی
ویولن: علی مداح
تمبک: نیما افتخار شاهرودی
سه تار: محمد مهدی قوام
سازهای الکترونیک: جلیل حیدری

@Vaajpub


کوبیدن بر دف شعر فارسی

کتابی برای یادگیری اصول وزن شعر کلاسیک پارسی بدون پیچیدگی‌های غیر لازم عروض سنتی. به زبان ساده برای عموم، بویژه مناسب نوازندگان و هنرجویان موسیقی.

@Vaajpub




Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
من از نهایت شب حرف می‌زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می‌زنم...



#فروغ_فرخزاد
#مهدی_اخوان‌ثالث

@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
حقیقت دارد
تو را دوست دارم در این باران...



#احمدرضا_احمدی
@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
مستند #احسان‌_عبدی‌پور
از مراسم زار یا همان جن‌گیری
⛔️این ویدیو شامل صحنه‌های ناخوشایند
مثل بریده‌شدن سر حیوانات
و نوشیدن خون است
اگر آزار می‌بینید تماشایش نکنید⛔️

@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
مستند باد‌جن #ناصر_تقوایی
نریشن این فیلم را #احمد_شاملو می‌خواند

@Vaajpub


عکس کمتر دیده شده
#عارف_قزوینی
در کنار
#قمرالملوک‌وزیری
همدان ۱۳۱۰


@Vaajpub


آدمی را توانایی عشق نیست
در عشق می‌شکند
و می‌میرد!



#احمدرضا_احمدی

@Vaajpub


زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه، در پارک دختر کوچکی رو می‌بینه که عروسک مورد علاقه‌ش را گم کرده و گریه میکنه.
کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمی‌کنن و به دخترک میگه، فردا بیا پارک تا با هم به دنبالش بگردیم.

فردا کافکا نامه‌ای را به دخترک می‌ده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامه‌ای برای دخترک می‌آورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت می‌برد.
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه می‌کنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک می‌ده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.

دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه‌ش میره. یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامه‌ای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته

هر چیزی را که بدان عشق می‌ورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.

@Vaajpub


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
از من
درمقابل شب شفاعت کن؛
از من درمقابل دلتنگی،
از من درمقابل بی‌خبری،
از من درمقابل فکر کردن به اینکه حالا
درست در همین لحظه داری چه‌کار می‌کنی؟
از من
درمقابل فکر کردن شفاعت کن!



#لیلا_کردبچه


@leila_kordbacheh


Video oldindan ko‘rish uchun mavjud emas
Telegram'da ko‘rish
«چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» ۱۳۸۵

بازیگران: محسن تنابنده، نادر فلاح، محسن نامجو، حسن رشید قامت، محمود نظرعلیان، رضا طرهانی و...

کارگردان: سامان سالور

یدی عاشق دختری در شهر مجاور است و با کمک اسماعیل پستچی منطقه سعی دارد نامه‌هایش را به دختر برساند، در حالی که پستچی نیز عاشق همان دختر است...

برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره لوکارنو، بهترین فیلم جشنواره‌های سه قاره، ادینبورگ، آبرن و اوبنی، نامزد تندیس بهترین فیلم‌نامه و کارگردانی جشن خانه سینما و چندین جایزه جهانی دیگر



@Vaajpub


من مثل دانش‌آموزی
که درس هندسه‌اش را
دیوانه‌وار دوست می‌دارد
تنها هستم...


#فروغ_فرخزاد

@Vaajpub


شروع دوره: پس‌فردا، جمعه


بوف گاردن dan repost
🔘 نشر واج 🔘 ناشر تخصصی ادبیات 🔘

🖋 شعر
🖋 داستان کوتاه
🖋 رمان
🖋 نمایشنامه
🖋 ترجمه
🖋 پژوهش
🖋 نقد ادبی و...

☎️ ارتباط با ما:

🔘 تلفن: 09123151251
🔘 ایمیل: vaajpub@gmail.com
🔘 سایت: vaajpup.cm || @vaajpub.ir
🔘 کانال تلگرام: @vaajpub
🔘 اینستاگرام: https://instagram.com/vaajpub
🔘 ارتباط در تلگرام: @Vajpub


- قطعه ۳
- شعر و صدای مهدی اخوان‌ثالث
- موسیقی فریدون شهبازیان

@Vaajpub

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.