Souvenirs D'un Autre Monde


Kanal geosi va tili: Eron, Forscha
Toifa: San’at


( هنر ماندگار است و زندگی کوتاه )
- بقراط









t.me/HidenChat_Bot?start=5162420684
https://boxd.it/7ZFC7

Связанные каналы

Kanal geosi va tili
Eron, Forscha
Statistika
Postlar filtri


Looking at the same moon dan repost
«هرکه در عاشقی قدم نزده‌ست
بر دل از خونِ دیده نَم نزده‌ست

او چه داند که چیست حالتِ عشق؟
که بر او عشق، تیرِ غَم نزده‌ است!»

• خاقانی


توضیحات یکم طولانی شد و مجبور شدم هر دو تا رو پشت سر هم بذارم.
ولی خب جالب هستند، سعی کنید بخونید. (البته اگر علاقه دارید.)


این نقاشی که به طور کلی یکی از شاهکارهای کاراواجو محسوب می‌شود، لحظه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن عیسی مسیح الهام‌بخشِ متی رسول می‌شود تا او را دنبال کند. این نقاشی در سال 1600 برای نمازخانه کونتارلی، واقع در کلیسای سن لویی دی فرانچسی در رم، تکمیل شد. این اثر همچنان در همان مکان باقی مانده و در کنار دو نقاشی دیگر کاراواجو یعنی "شهادت سن متی" و "الهام سن متی" درباره متی قرار دارد. بیش از یک دهه پیش از تکمیل این نقاشی، کاردینال ماتیو کوینترل در وصیت‌نامه خود، بودجه و دستورالعمل‌های مشخصی برای تزئین یک نمازخانه بر اساس مضامینی مرتبط با نام قدیس خود، سن متی، تعیین کرده بود. گنبد این نمازخانه توسط هنرمند شیوه‌گرایی، کاوالیه دارپینو، که کارفرمای سابق کاراواجو و یکی از محبوب‌ترین نقاشان رم در آن زمان بود، با فرسکوهایی تزئین شد. با این حال، از آنجا که دارپینو مشغول دریافت سفارش‌های سلطنتی و پاپی بود، کاردینال فرانچسکو دل مونته، حامی کاراواجو، مداخله کرد تا نخستین سفارش مهم کلیسایی را برای این هنرمند جوان به دست آورد.
این نقاشی داستانی را از انجیل متی (Matthew 9:9) روایت می‌کند: «عیسی مردی به نام متی را در محل دریافت مالیات دید و به او گفت: "مرا پیروی کن"، و متی برخاست و او را پیروی کرد.» کاراواجو، متی را به عنوان یک مامور مالیات نشان می‌دهد که با چهار مرد دیگر بر سر یک میز نشسته است. او نمایشی دراماتیک از لحظه‌ای انتخاب کرده که مسیح و سن پطرس وارد اتاق شده‌اند و مسیح مستقیما به متی اشاره می‌کند. پرتوی نور، چهره‌های مردان نشسته بر سر میز را روشن می‌کند، در حالی که آن‌ها با شگفتی به مسیح می‌نگرند.

هنوز بحث‌هایی در مورد اینکه کدام شخصیت در نقاشی همان سن متی است وجود دارد، زیرا حرکت تعجب‌آمیز مرد ریش‌دار نشسته بر سر میز، تا حدودی دوپهلو است. اکثر تاریخ‌نگاران هنر اکنون معتقدند که متی همان مرد ریش‌دار است که با اشاره به خودش، گویی می‌پرسد: «من؟» و به فراخوان مسیح واکنش نشان می‌دهد. این نظریه زمانی قوت می‌گیرد که مرد ریش‌دار، در دو اثر دیگر کاراواجو درمورد سن متی؛ حضور دارد و نقش مشابهی را بازی می‌کند.
کاراواجو در این نقاشی ژست مسیح و دستش را هنگام اشاره، شبیه به ژست خدا در نقاشی "خلقت آدم" اثر میکل‌آنژ، ترسیم کرده است. اگر مسیر بازوی چپ مسیح را دنبال کنیم، به نظر می‌رسد که او متی را دعوت می‌کند تا او را دنبال کند و به دنیای جدیدی وارد شود. این ترکیب‌بندی تا حدی از دو بخش تشکیل شده است: مسیح و سن پطرس در سمت راست، که هر دو با ردای کتاب مقدس پوشیده شده‌اند و متی و همراهانش در سمت دیگر، که لباس‌های رایج رم آن دوران را بر تن دارند و در محیطی دنیوی، مانند یک مهمانخانه یا مکانی شبیه به یک قمارخانه، قرار گرفته‌اند. نور مسیح به داخل اتاق می‌تابد و متی و همراهان شگفت‌زده‌اش را روشن می‌کند و لحظه‌ای را که این قدیس به فراخوان پاسخ می‌دهد، جاودانه می‌سازد.

- Souvenirs D'un Autre Monde


© "The Calling of Saint Matthew"
by Caravaggio - 1600


پادشاه اتیوپی، هیرتیکوس، قصد داشت با خواهرزاده‌اش ایفیژنی، که راهبه‌ی یک صومعه بود ازدواج کند. ایفیژنی توسط سن متی زنده شده و به مسیحیت گروید و همین موضوع الهام‌بخش فرسکویی شد که دارپینو در سقف کلیسا نقاشی کرد. اما زمانی که سن متی این ازدواج را ممنوع کرد، هیرتیکوس دستور قتل او را داد.
صحنه‌ی شهادت در فضای داخلی تاریک و وسیعی رخ می‌دهد. در دو طرف یک استخر، مسیحیان تقریبا برهنه در انتظار غسل تعمید ایستاده‌اند. در پس‌زمینه، یک محراب دیده می‌شود. چند سال پیش از این، موزیانو همین موضوع را در کلیسای سانتا ماریا آراچوئلی در رم به تصویر کشیده بود، اما این سوژه چندان رایج نبود. کاراواجو احتمالا از این نقاشی آگاه بود و شاید طرحی که قبلا دارپینو برای این صحنه کشیده بود (اکنون گم شده) را نیز دیده بود. با این حال، به نظر می‌رسد که او بیشتر تحت تأثیر آثار دوردست‌تری قرار گرفته است، از جمله نقاشی معروف تیسین "شهادت سن پیتر مارتیر" که در سال 1867 در آتش سوزی نابود شد و دیگر آثار مشابه.
کاراواجو از این منابع مختلف و ژست‌ها برای خلق صحنه‌ای از یک شهادت مسیحی الهام گرفت. او تمرکز اصلی را بر جلاد در مرکز تصویر قرار داد، درست در لحظه‌ای که حلاد مرکز تصویر، سن متی را که بی‌دفاع بر زمین افتاده، می‌گیرد. در حالی که متی دست راستش را با التماس به سوی جلاد بلند کرده، فرشته‌ای شاخه‌ی نخل شهادت را به او می‌دهد و دیگر افراد حاضر، با وحشت پخش می‌شوند. این انفجار حرکت، با نقاشی فراخوانی متی در تضاد است؛ اثری که فیگورها در سکون به نظر می‌رسند، اما در اینجا، حرکات ناگهانی و منجمد در یک لحظه ثبت شده‌اند. در "فراخوانی متی"، سکون شخصیت‌ها حس واقعی‌تری به روایت می‌بخشد، اما در اینجا، افراد در حال فرار در حالتی ناپایدار و غیرطبیعی به تصویر کشیده شده‌اند، گویی که زمان متوقف شده است.

در میان این آشفتگی و تضاد شدید میان نور و سایه، خطوط افقی پله‌ها و محراب و همچنین ستون‌های تاریک پس‌زمینه، تعادلی در ترکیب‌بندی ایجاد می‌کنند. هرچند این ترکیب‌بندی مشهودتر از فراخوانی متی نیست، اما هنوز هم می‌توان ساختاری منظم را در میان شلوغی اطراف شخصیت اصلی تشخیص داد. خشونت صحنه‌ی قتل با منحنی ظریفی که از بدن فرشته آغاز شده و از طریق بازوی او به شاخه‌ی نخل و سپس به دستان سن متی می‌رسد، تعدیل شده است. نزدیکی دست راست سن متی، دست چپ جلاد و شاخه‌ی نخل به صلیب مالتایی روی محراب احتمالا تصادفی نیست و بر معنای شهادت تاکید دارد. شاید شمعی که بر روی محراب می‌سوزد نیز نمادین باشد و چشم همیشه‌بیدار خدا را که ناظر بر این فداکاری است، نشان دهد. این شمع همچنین می‌تواند به زودگذر بودن زندگی انسان اشاره داشته باشد.
در دورترین بخش تصویر، چهره‌ی خود کاراواجو به چشم می‌خورد. این خودنگاره، نقطه‌ی ارجاعی مستقیم برای بیننده ایجاد می‌کند، گویی که خود نقاش در صحنه‌ی شهادت حضور دارد و بیننده را نیز در این واقعه شریک می‌کند.

- Souvenirs D'un Autre Monde


© "The Martyrdom of Saint Matthew"
by Caravaggio - 1599–1600


© "The Inspiration of Saint Matthew"
by Caravaggio - 1602


دلتنگی‌های آدمی را، باد ترانه‌ای می‌خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می‌گیرد
و هر دانه‌ی برفی به اشکی ناریخته می‌ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق‌های نهان
و شگفتی‌های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

- مارگوت بیکل


زمان می‌گیره یکی یکی قهرماناتو
زمان داره بهت می‌گه شبیه خودت شو
درختای بی‌ریشه می‌رن با این توفان
بده دستاتو خودم می‌شم ریشه تو

تو تاریکی نمی‌بینی من نشونت می‌دم
بیا دنبالم باز اسما رو یادت می‌دم
که این بعضی وقتا روی شونه‌ها توعه
که بعضی وقتا سنگینه رو شونه‌های من


این نقاشی که اکنون در گالری ملی هنر کهن در رم نگهداری می‌شود، اولین بار توسط روبرتو لونگی در سال 1916 به کاراواجو نسبت داده شد. نارسیسوس یکی از تنها دو اثر شناخته‌شده از کاراواجو است که بر اساس اسطوره‌شناسی کلاسیک خلق شده‌اند؛ اثر دیگر باکوس است، هرچند احتمال دارد که آثار دیگری نیز وجود داشته باشند که اکنون از بین رفته‌اند.
نارسیسوس یکی از شخصیت های معروف در اسطوره‌‎شناسی یونان است که جوانی بسیار زیبا بود و همه را مجذوب خود می‌کرد. افراد بسیاری عاشق او می‌شدند، اما او هیچ‌کس را نمی‌پذیرفت و همه را پس‌ می‌زد. یکی از کسانی که به او دل باخته بود، اکو (Echo)، یک حوری جنگل بود که به‌دلیل نفرینی که بر او وارد شده بود، نمی‌توانست خودش صحبت کند و فقط می‌توانست واژه های دیگران را تکرار کند. او وقتی نارسیسوس را دید، عاشق او شد، اما وقتی نارسیسوس او را نپذیرفت، از اندوه و شرمساری در غارها پنهان شد و تنها صدای او باقی باقی ماند. (همان‌طور که در زبان انگلیسی و بعضی زبان‌ها "Echo" به معنای پژواک است.)
الهه نمسیس، که الهه‌ی نیک و بد، عدالت و انتقام الهی بود، تصمیم گرفت نارسیسوس را به سزای بی‌اعتنایی‌هایش برساند. او را به چشمه‌ای زلال هدایت کرد، جایی که نارسیسوس برای نخستین بار تصویر خود را در آب دید و دیوانه‌وار عاشق بازتاب خودش شد. او چنان شیفته‌ی چهره‌ی خود شد که نمی‌توانست از آب جدا شود، و در نهایت، از اندوه و عشق یک‌طرفه و ناتوانی در لمس معشوق، جان سپرد. حتی هنگام عبور از رود استوکس (رودی در دنیای مردگان)، همچنان به تصویر خود خیره می‌ماند. پس از مرگ او، خدایان بدن او را به گلی تبدیل کردند که امروز آن را به نام نرگس (Narcissus) می‌شناسیم.
این داستان در میان مجموعه‌داران هنری، مانند کاردینال فرانچسکو ماریا دل مونته و بانکدار وینچنزو جوستینیانی، که کاراواجو در آن دوران با آنان در ارتباط بود، به‌خوبی شناخته شده بود.
کاراواجو نارسیسوس را در حالی به تصویر می‌کشد که یک جلیقه‌ی فاخر از پارچه‌ی بروکات بر تن دارد و با هر دو دست خود روی آب خم شده، در حالی که به بازتاب تحریف‌شده‌ی چهره‌ی خود خیره شده است. اثر، فضایی از اندوهی عمیق و تفکرآمیز را القا می‌کند؛ زیرا نارسیسوس و بازتابش در چرخه‌ای بی‌پایان گرفتار شده‌اند. حتی چهره‌ی او در سایه فرو رفته و از دید بیننده پنهان شده است، که این امر از دست رفتن ارتباط او با واقعیت را بیش‌ازپیش برجسته می‌کند.

- Souvenirs D'un Autre Monde


© "Narcissus"
by Caravaggio - 1597–1599


© "The Narcissus"
by Karl Bryullov - 1819


© "Echo And Narcissus"
by Louis Jean François Lagrenée - 1903


© "Echo And Narcissus"
by John William Waterhouse - 1903


© "Narcissus"
by Roberto Ferri - 2017


© "Narcissus"
by Gyula Benczúr - 1881


Just a perfect day, drink Sangria in the park
And then later, when it gets dark, we go home
Just a perfect day, feed animals in the zoo
Then later, a movie too and then home

Oh, it's such a
perfect day
I'm glad I spent it with you
Oh, such a perfect day
You just keep me hanging on
You just keep me hanging on


There is a woman far over the sea
Standing and waiting praying for me
Here I lie sleeping a girl by my side
Who am I hurting each time I lie?


این اثر که در سال 1598 تکمیل شده و اکنون در مجموعه موزه تیسن-بورنمیسا در مادرید قرار دارد، سنت (قدیس) کاترین اسکندریه را به تصویر می‌کشد، چهره‌ای که در شمایل‌نگاری کاتولیک محبوب است. کاترین که اصالتی نجیب داشت، پس از دریافت یک رویا خود را به عنوان یک مسیحی وقف کرد. در هجده‌سالگی با امپراتور روم، ماکسیموس، روبه‌رو شد و توانست بسیاری از پیروان او را به مسیحیت بکشاند. او که به دستور امپراتور زندانی شده بود، همسر امپراتور و فرمانده سپاهش را نیز به مسیحیت گرواند. ماکسیموس پس از اعدام تمام کسانی که کاترین به مسیحیت هدایت کرده بود، از جمله همسر خود، دستور داد کاترین را بر روی چرخی که دارای تیغه‌های تیز بود شکنجه دهند. اما بر اساس روایت‌ها، چرخ در لحظه‌ای که کاترین آن را لمس کرد، شکست. در نتیجه، امپراتور دستور داد که او را گردن بزنند. کاترین بعدها به عنوان قدیس حامی کتابخانه‌ها و کتابداران، همچنین معلمان، بایگانی‌کنندگان و تمامی افرادی که با فرهنگ و آموزش در ارتباط بودند، شناخته شد. او همچنین از قدیسان حامی صنایعی شد که به چرخ‌ها وابسته بودند. سال شهادت او را معمولا 305 میلادی حساب می‌کنند و در گذشته جشن و بزرگداشت او در روز 25 نوامبر برگزار می‌شد.
ویژگی‌های قدیس کاترین، بر اساس افسانه‌ها و گفته‌ها، شامل زیبایی، شجاعت، پاکدامنی و هوش بوده است. این خصوصیات در این نقاشیِ کاراواجو با جسارت به تصویر کشیده شده‌اند؛ جایی که او در کنار چرخ، شمشیری را محکم به سینه خود گرفته و نور از سمت چپ تابیده شده است. سر او کمی به یک طرف متمایل است و حالتی اندیشناک دارد که هوش و تامل او درباره سرنوشت الهی‌اش را نشان می‌دهد. از نکات برجسته این اثر، جزئیات ظریف لباس آبی است که بخشی از چرخ و مرکز آن را پوشانده است، شاید برای نرم کردن احساس تهدید ناشی از خشونت و خطر پیش روی قدیسه.

- Souvenirs D'un Autre Monde


© "Saint Catherine of Alexandria" by Caravaggio - 1598

20 ta oxirgi post ko‘rsatilgan.