با افکار شیطانی مستقیماً مبارزه کنید تا آنها را نابود کنید.
مدیتیشن در ابتدا تلاشی دائمی برای بیرون کشیدن ذهن هر زمان که از موضوع مدیتیشن دور شد، خواهد بود. به نظر می رسد که تمرکز توجه روی یک موضوع انتخابی برای بیش از چند ثانیه غیرممکن است. با این حال، با تمرین مداوم، فرد مهارت های خود را بهبود می بخشد تا زمانی که بتواند ذهن خود را به طور پیوسته و آرام بر روی موضوع انتخابی برای دوره های طولانی تر متمرکز کند. سپس تمرین جالب تر، مفیدتر و همچنین کمتر خسته کننده می شود. در نهایت، تلاش های فرد به یگانگی ذهن، سامادی، ختم می شود.
مراقبهگر با دستیابی به ذهن یکسویه، این ذهن پاک، پایدار و شفاف را به سمت تفکر در درون خود هدایت میکند. این نشان دهنده آغاز ویپاسانا-باوانا، توسعه مدیتیشن بینش است. مراقبه کننده به دقت ترکیب خود را از "پنج مجموعه" بررسی می کند. او بدن یا فرم را متشکل از کیفیت های فیزیکی در حال تغییر می بیند، در حالی که خود ذهن متشکل از عوامل ذهنی گذرا است: احساس، ادراک، اشکال ذهنی (نیات، عواطف، افکار، امیال و غیره). ) و آگاهی. او همه اینها را در وابستگی متقابل می بیند، همه را در یک جریان می بیند. هیچ روح ابدی یا چیزی ماندگار و ماندگار در آنها وجود ندارد که بتوان آن را «من» نامید. به عنوان بی ثباتی، نارضایتی و غیر خود ماهیت این پنج مجموعه، 1. شکل/ماده، 2. احساس/آنچه احساس می کنید، 3. ادراک،
4. تشکل های ذهنی، 5. آگاهی، آشکار می شود، او متوجه می شود که هیچ چیز شرطی ارزش چسبیدن به آن را ندارد. زیرا هر چیزی که مشروط است زودگذر است و نمی توانی شادی پایدار را در زودگذر بیابی. این حکمت سومین و آخرین مرحله در هشتمین راه شریف است.
همانطور که خرد رشد می کند، جهل در همه اشکال و سایه های آن متوقف می شود. ولع / دلبستگی و کاما (که به معنای عمل است. صرفاً قانون علت و معلول، اعمال سالم اثرات مفیدی دارند، اعمال ناسالم اثرات ناخوشایندی دارند. همانطور که بکارید، درو خواهید کرد.) اینها دو سوخت شعله هستند. شعله خاموش شده و سوخت جدیدی عرضه نمی شود. بنابراین شعله هستی در اثر کمبود سوخت می سوزد. وقتی چنین فرد موفقی می میرد، در هیچ قلمرو ممکنی دوباره متولد نمی شود. او به نیبانا، بی مرگ رسیده است. ☸
مدیتیشن در ابتدا تلاشی دائمی برای بیرون کشیدن ذهن هر زمان که از موضوع مدیتیشن دور شد، خواهد بود. به نظر می رسد که تمرکز توجه روی یک موضوع انتخابی برای بیش از چند ثانیه غیرممکن است. با این حال، با تمرین مداوم، فرد مهارت های خود را بهبود می بخشد تا زمانی که بتواند ذهن خود را به طور پیوسته و آرام بر روی موضوع انتخابی برای دوره های طولانی تر متمرکز کند. سپس تمرین جالب تر، مفیدتر و همچنین کمتر خسته کننده می شود. در نهایت، تلاش های فرد به یگانگی ذهن، سامادی، ختم می شود.
مراقبهگر با دستیابی به ذهن یکسویه، این ذهن پاک، پایدار و شفاف را به سمت تفکر در درون خود هدایت میکند. این نشان دهنده آغاز ویپاسانا-باوانا، توسعه مدیتیشن بینش است. مراقبه کننده به دقت ترکیب خود را از "پنج مجموعه" بررسی می کند. او بدن یا فرم را متشکل از کیفیت های فیزیکی در حال تغییر می بیند، در حالی که خود ذهن متشکل از عوامل ذهنی گذرا است: احساس، ادراک، اشکال ذهنی (نیات، عواطف، افکار، امیال و غیره). ) و آگاهی. او همه اینها را در وابستگی متقابل می بیند، همه را در یک جریان می بیند. هیچ روح ابدی یا چیزی ماندگار و ماندگار در آنها وجود ندارد که بتوان آن را «من» نامید. به عنوان بی ثباتی، نارضایتی و غیر خود ماهیت این پنج مجموعه، 1. شکل/ماده، 2. احساس/آنچه احساس می کنید، 3. ادراک،
4. تشکل های ذهنی، 5. آگاهی، آشکار می شود، او متوجه می شود که هیچ چیز شرطی ارزش چسبیدن به آن را ندارد. زیرا هر چیزی که مشروط است زودگذر است و نمی توانی شادی پایدار را در زودگذر بیابی. این حکمت سومین و آخرین مرحله در هشتمین راه شریف است.
همانطور که خرد رشد می کند، جهل در همه اشکال و سایه های آن متوقف می شود. ولع / دلبستگی و کاما (که به معنای عمل است. صرفاً قانون علت و معلول، اعمال سالم اثرات مفیدی دارند، اعمال ناسالم اثرات ناخوشایندی دارند. همانطور که بکارید، درو خواهید کرد.) اینها دو سوخت شعله هستند. شعله خاموش شده و سوخت جدیدی عرضه نمی شود. بنابراین شعله هستی در اثر کمبود سوخت می سوزد. وقتی چنین فرد موفقی می میرد، در هیچ قلمرو ممکنی دوباره متولد نمی شود. او به نیبانا، بی مرگ رسیده است. ☸