ذهن در بودیسم جایگاه برجسته ای را اشغال می کند زیرا هر چیزی که شخص می گوید یا انجام می دهد ابتدا به عنوان یک فکر در ذهن ایجاد می شود. داشتن ذهن ورزیده در واقع یک گنج است. هنگامی که انسان ذهن خود را تربیت کرد، به درون روی آورد تا ذهن خود را بررسی و تطهیر کند، در آنجا انبار وسیعی از شادی پیدا می کند. خوشبختی واقعی کیفیتی از ذهن است که باید آن را در ذهن جستجو کرد و یافت. بودا تعلیم داد که عدم دلبستگی به لذت های دنیوی شادی بزرگتر از لذت بردن از لذت های دنیوی است. نیبانا بالاترین سعادت است، سعادت رهایی از رنج و تولد مکرر، و این سعادت تنها با رهایی ذهن از آلودگی ها به دست می آید.
جهان گمراه غیر از این می اندیشد. به گفته وی، لذت بردن از لذت های نفسانی تنها سعادت واقعی است. اما فراموش می کند که سعادت نفسانی تنها از ارضای میل به دست می آید و در نهایت این سعادت پس از به دست آمدن شیء مورد نظر خاموش می شود. افزایش این امیال ارضا کننده، لذت نفسانی را دائمی نمی کند، زیرا در این گذر هرگز راضی کننده ماندگاری وجود ندارد. جستوجوی لذتهای نفسانی تنها به بیقراری و نارضایتی ختم میشود.
هدف فرهنگ ذهنی بودایی کسب دانش شهودی مستقیم از ماهیت واقعی هستی از طریق آموزش سیستماتیک ذهن از طریق مراقبه است. این عمل جدا می شود و در نتیجه ذهن را از توهمات خود رها می کند. مراقبه ذهن را از چیزهای دردناک دنیا به حالت عالی رهایی یعنی نیبانا هدایت می کند. علت اصلی تولد دوباره و رنج، ناآگاهی از ماهیت واقعی زندگی است. آنچه زودگذر، ناراضی و پوچ است را مایه سعادت واقعی و ضروری می دانیم. این توهم میل به چیزهای بیشتر را حفظ می کند و منجر به انباشت کاما می شود. مدیتیشن به گونه ای طراحی شده است که گام به گام به نابودی این توهمات و در نتیجه رهایی از چنگال ولع می انجامد.
دو نوع مراقبه در بودیسم به رسمیت شناخته شده است: توسعه آرامش (ساماتا-باوانا) که بر تمرکز تأکید دارد و توسعه بینش (ویپاسانا-بهاوانا) که بر خرد تأکید دارد. این دو نوع مراقبه به ترتیب با گروه دوم و سوم راه نجیب هشتگانه، گروه تمرکز و گروه خرد مطابقت دارند. تمركز به معناي يك نكته بودن ذهن، توانايي تثبيت ذهن بر روي يك شي واحد به استثناي هر چيز ديگري است. تمرکز به خودی خود یک هدف نیست، بلکه باید در درجه اول توسعه یابد زیرا اساس خرد است، توانایی دیدن چیزها دقیقاً همانطور که هستند. این حکمتی است که ذهن را از اسارت می رهاند.
تربیت ذهن به هیچ وجه آسان نیست، زیرا ذهن از دیرباز به جریان در مجاری طمع، نفرت و توهم عادت داشته است. در طول اعصار، ما از لذتهای نفسانی لذت بردهایم، از خشم خشمگین شدهایم، در اخم قرار گرفتهایم، از بیقراری برانگیخته شدهایم، و از تردید متزلزل شدهایم. ترک چنین عاداتی واقعا سخت است. علاوه بر این، طبیعت ذهن آموزش ندیده این است که از یک ایده به ایده دیگر سرگردان باشد. بنابراین وقتی مدیتیشن کننده برای شروع تمرین می نشیند، ممکن است افکار عجیبی در ذهن او به رقص درآید. برای غلبه بر این اختلالات، بودا پنج راه را برای از بین بردن افکار مزاحم آموزش داد:
ایجاد یک فکر خوب در مقابل افکار منحرف کننده. به عنوان مثال، افکار محبت آمیز ایجاد کنید تا افکار نفرت انگیز را بیرون کنید.
به عواقب بد افکار منحرف کننده فکر کنید. برای مثال، کینه توزی یا عصبانیت ممکن است به تبادل کلمات یا ضربات، درگیری یا چیزی بدتر منجر شود.
ذهن را از افکار مزاحم دور کنید و آن را روی ایده های مفید یا فعالیت های مفید متمرکز کنید.
علت فکر شیطانی که به وجود آمد را ردیابی کنید و بررسی کنید که آیا هدف مفیدی دارد یا خیر.
جهان گمراه غیر از این می اندیشد. به گفته وی، لذت بردن از لذت های نفسانی تنها سعادت واقعی است. اما فراموش می کند که سعادت نفسانی تنها از ارضای میل به دست می آید و در نهایت این سعادت پس از به دست آمدن شیء مورد نظر خاموش می شود. افزایش این امیال ارضا کننده، لذت نفسانی را دائمی نمی کند، زیرا در این گذر هرگز راضی کننده ماندگاری وجود ندارد. جستوجوی لذتهای نفسانی تنها به بیقراری و نارضایتی ختم میشود.
هدف فرهنگ ذهنی بودایی کسب دانش شهودی مستقیم از ماهیت واقعی هستی از طریق آموزش سیستماتیک ذهن از طریق مراقبه است. این عمل جدا می شود و در نتیجه ذهن را از توهمات خود رها می کند. مراقبه ذهن را از چیزهای دردناک دنیا به حالت عالی رهایی یعنی نیبانا هدایت می کند. علت اصلی تولد دوباره و رنج، ناآگاهی از ماهیت واقعی زندگی است. آنچه زودگذر، ناراضی و پوچ است را مایه سعادت واقعی و ضروری می دانیم. این توهم میل به چیزهای بیشتر را حفظ می کند و منجر به انباشت کاما می شود. مدیتیشن به گونه ای طراحی شده است که گام به گام به نابودی این توهمات و در نتیجه رهایی از چنگال ولع می انجامد.
دو نوع مراقبه در بودیسم به رسمیت شناخته شده است: توسعه آرامش (ساماتا-باوانا) که بر تمرکز تأکید دارد و توسعه بینش (ویپاسانا-بهاوانا) که بر خرد تأکید دارد. این دو نوع مراقبه به ترتیب با گروه دوم و سوم راه نجیب هشتگانه، گروه تمرکز و گروه خرد مطابقت دارند. تمركز به معناي يك نكته بودن ذهن، توانايي تثبيت ذهن بر روي يك شي واحد به استثناي هر چيز ديگري است. تمرکز به خودی خود یک هدف نیست، بلکه باید در درجه اول توسعه یابد زیرا اساس خرد است، توانایی دیدن چیزها دقیقاً همانطور که هستند. این حکمتی است که ذهن را از اسارت می رهاند.
تربیت ذهن به هیچ وجه آسان نیست، زیرا ذهن از دیرباز به جریان در مجاری طمع، نفرت و توهم عادت داشته است. در طول اعصار، ما از لذتهای نفسانی لذت بردهایم، از خشم خشمگین شدهایم، در اخم قرار گرفتهایم، از بیقراری برانگیخته شدهایم، و از تردید متزلزل شدهایم. ترک چنین عاداتی واقعا سخت است. علاوه بر این، طبیعت ذهن آموزش ندیده این است که از یک ایده به ایده دیگر سرگردان باشد. بنابراین وقتی مدیتیشن کننده برای شروع تمرین می نشیند، ممکن است افکار عجیبی در ذهن او به رقص درآید. برای غلبه بر این اختلالات، بودا پنج راه را برای از بین بردن افکار مزاحم آموزش داد:
ایجاد یک فکر خوب در مقابل افکار منحرف کننده. به عنوان مثال، افکار محبت آمیز ایجاد کنید تا افکار نفرت انگیز را بیرون کنید.
به عواقب بد افکار منحرف کننده فکر کنید. برای مثال، کینه توزی یا عصبانیت ممکن است به تبادل کلمات یا ضربات، درگیری یا چیزی بدتر منجر شود.
ذهن را از افکار مزاحم دور کنید و آن را روی ایده های مفید یا فعالیت های مفید متمرکز کنید.
علت فکر شیطانی که به وجود آمد را ردیابی کنید و بررسی کنید که آیا هدف مفیدی دارد یا خیر.