هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم
عاشق ابروی یک ماهِ خیالی می شوم
طعم آغوش تو را در ابرها حس می کنم
بی تو گاهی هم نفس با خشکسالی می شوم
توی دستان تو هر شب، با ردیف تشنگی
مست موج آرزوهای محالی می شوم
من جنوب کشور چشمان تو هستم، ولی
با تو باشم، جنگل سبز شمالی می شوم
من خودم حس می کنم یک روز هم باشد عزیز!
بی تو قربانیِ دستِ سیبِ کالی می شوم
روی موج گردنت، وقتی نفس گُل می کند
تازه من مجذوب زیباییِ خالی می شوم
https://t.me/joinchat/AAAAADzEweGnwG0_lkQkjw