ماجرای یک خالیفروشی که در حال تکرار است!سال ۹۰ بانک صادرات شروع کرد به یه کمپین سنگین تبلیغاتی، و یک ابتکار!
ابتکارش چی بود؟
«سپردهی طلا»
شما پول میدادی به قیمت روز مقداری طلا میخریدی، طلای فیزیکی نههااا
فقط معادل اون مقدار از بانک طلبکار میشدی!
توی بهار ۹۰ شروع کردن؛ یه مشکلاتی هم داشت، کارمزد فروشش بالا بود، فقط روزی ۴ ساعت و فقط در روزهای غیر تعطیل میتونستید بخرید یا بفروشید.
ولی همه اینا چندان مهم نبود!
مشکل اینجا بود که بانک به مقدار پولی که گرفته بود طلا نداشت، خالیفروشی کرده بود!
یهو دلار از ۱۲۰۰ تومان طی سه ماه رسید به ۳۵۰۰ تومان!
بانک رفت تو ضرر سنگین و حتی بعضیا میگفتن تا حد ورشکستگی متضرر شده
در یک بازه زمانی کم، این بدهی بانک ۳برابر شد.
مدیرعامل بانک رو اخراج کردن، مدیر جدید پذیرش این سپرده رو متوقف کرد.
برای بازپرداخت سپردهی اونایی که خرید کرده بودن هزارجور داستان درآوردن
و با بسیار دردسر و بسیاااار ضرر مالی این داستان رو جمع کردن!
بماند که چه آسیبی به برند و اعتبار بانک وارد شد.
حالا دقت کنید که اینجا، مردم با بانکی طرف بودن که دوهزارتا ملک شُعب رو داشت و هزارتا ملکدیگه، مستقیم متصل به بانک مرکزی، با اون حجم سپرده..
فرض کنید اگه جای بانک صادرات، یه بانک ضعیفتر بود، و ورشکست میشد،چقدر مردم متضرر میشدن؟!
حالا مقایسه کنید با چارتا اپلیکیشن و سایت که یکشبه روییدهن و اصل و وصلشون و بیخ و بتهشون معلوم نیست
پول گرافیست تبلیغاشونو هنوز ندادن، حالا دارن پول میگیرن از مردم و بهشون کد رهگیری میفروشن!
✍ علی هدیهلو
@twtbourse 🐦