به بهونه این پست بنویسم:
کمالگرایی ناسازگار اینجوریه که قبل اینکه بخوای مزهی زندگی رو بچشی سعی میکنی با منطق از اون سردربیاری، پیچ چراهای منطقی رو یجا باید شل کرد.
مشکل این میلههای فلزی نامرئی هست که زوری زوری جا میدیم و گیر میکنیم چی رو باید دنبال کرد، یکسری فکرها به خودی خودشون قدرتی ندارن، با اضطراری که ایجاد میکنن قدرت میگیرن و ادم دست به یه انتخابهایی میزنه که از چاله میندازه توی چاه. برای همین اون اپیزود مکری که توش توضیح میداد slowing down when you should رو دوست دارم.
ای کاش امسال بتونم تا جایی که میشه در مورد عدم قطعیت و در ستایش تماشاگر بودن بنویسم. اینها دوتا چیزی بود که خیلی توی ۱۲ ماه گذشته در مسیر نگهم داشت و رضایتم و چیزی که بهم این مدت گذشت-گرچه جاهایی دردناک- اصلا با چندین سال گذشتهام قابل مقایسه نیست. چندین سال گذشته رو در حد دوخط هر روزم مینوشتم و میتونم تغییر رو ببینم. جای کار زیاد دارم، مسیری هم که انتخاب کردم سنگینه برام. برای همینم فکر میکنم سکوتم بیشتر شده.
https://t.me/MohsenMaghfoori/2366