قسمت سوم مختصری از زندگینامه احمد شاملو به پاس بزرگداشت زادروز این شاعر مردمی در بیست و یک آذر 1304:👇
از ۱۳۶۲ با بستهتر شدن فضای سیاسی چاپ آثار شاملو نیز متوقف میشود. هر چند خود شاملو متوقف نمیشود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه میدهد و بهویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار میکند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پیمیگیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمیبازتر شدن فضای سیاسی آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می یابد. درسال1367به کنگره بین المللی ادبیات آلمان دعوت میشود عنوان سخنرانی او دراین کنگره" من درد مشترکم،مرا فریاد کن!" بود. سپس به دعوت انجمن جهانی قلم به سوئد میرود ودرضمن اجرای شب شعربا هیات رئیسه انجمن نیز ملاقات میکند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند. در سال ۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه برکلی UC به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانیهای من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گسترده ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی UC به دانشجویان ایرانی (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت. سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت. سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره میگویید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست.»
از سوی دیگر اجازه هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بودند. ولی باوجود اینکه یک پایش را بدلیل قند بالا قطع کردند و اوقات دردناکی را میگذراند، دمی دست از تلاش بر نداشت و به تدوین کتاب کوچه ادامه داد و گاهی شعر یا مقاله ای از وی در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد.
او در دهه ۷۰ با شرکت درشورای بازنگری شیوه نگارش خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ را بدین شیوه منتشر کرد. شاملو در دوره های زندگی خویش دست به تصحیح دیوان حافظ زد وکتاب خود ا با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد که به حافظ شاملو مشهور شد البته مقدمه شاملو در کتاب اجا ه نشر نیافت و بدون مقدمه چاپ شد. وی در خصوص فردوسی و تاریخ ایران نیز در سال ۱۳۶۹ به دعوت مرکز پژوهش وتحلیل مسائل ایران(سیرا) به امریکا دعوت شد و در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مطالبی را طی سخنرانی در خصوص شاهنامه درباره نقد روش روشنفکری ایرانی و مسئولیتهای آن بیان داشت و با طرح سوال فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فراخواند، که متن این سخنرانی قبلا در کتاب جمعه در پاریس نوشته قدسی قاضی نور، از شاملو به چاپ رسیده بود. سرانجام احمد شاملو این شاعر ونویسنده ی دردآشنای مردمی در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ در درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر تهران با حضور دوستدارانش درامامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
مطالعه ی زندگینامه مختصر شاملوی بزرگ در کانال پیشتازان عدالت به آدرس @Pishtazanedalat #پیشتازان_عدالت #احمدشاملو
از ۱۳۶۲ با بستهتر شدن فضای سیاسی چاپ آثار شاملو نیز متوقف میشود. هر چند خود شاملو متوقف نمیشود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه میدهد و بهویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار میکند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پیمیگیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمیبازتر شدن فضای سیاسی آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می یابد. درسال1367به کنگره بین المللی ادبیات آلمان دعوت میشود عنوان سخنرانی او دراین کنگره" من درد مشترکم،مرا فریاد کن!" بود. سپس به دعوت انجمن جهانی قلم به سوئد میرود ودرضمن اجرای شب شعربا هیات رئیسه انجمن نیز ملاقات میکند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند. در سال ۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه برکلی UC به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانیهای من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گسترده ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی UC به دانشجویان ایرانی (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت. سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت. سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره میگویید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست.»
از سوی دیگر اجازه هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بودند. ولی باوجود اینکه یک پایش را بدلیل قند بالا قطع کردند و اوقات دردناکی را میگذراند، دمی دست از تلاش بر نداشت و به تدوین کتاب کوچه ادامه داد و گاهی شعر یا مقاله ای از وی در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد.
او در دهه ۷۰ با شرکت درشورای بازنگری شیوه نگارش خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ را بدین شیوه منتشر کرد. شاملو در دوره های زندگی خویش دست به تصحیح دیوان حافظ زد وکتاب خود ا با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد که به حافظ شاملو مشهور شد البته مقدمه شاملو در کتاب اجا ه نشر نیافت و بدون مقدمه چاپ شد. وی در خصوص فردوسی و تاریخ ایران نیز در سال ۱۳۶۹ به دعوت مرکز پژوهش وتحلیل مسائل ایران(سیرا) به امریکا دعوت شد و در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مطالبی را طی سخنرانی در خصوص شاهنامه درباره نقد روش روشنفکری ایرانی و مسئولیتهای آن بیان داشت و با طرح سوال فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فراخواند، که متن این سخنرانی قبلا در کتاب جمعه در پاریس نوشته قدسی قاضی نور، از شاملو به چاپ رسیده بود. سرانجام احمد شاملو این شاعر ونویسنده ی دردآشنای مردمی در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ در درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر تهران با حضور دوستدارانش درامامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
مطالعه ی زندگینامه مختصر شاملوی بزرگ در کانال پیشتازان عدالت به آدرس @Pishtazanedalat #پیشتازان_عدالت #احمدشاملو