🟣
پیرامون تفسیر کپنهاگاین تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌
تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
•
وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟ یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻
هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge
یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
🆔
@phys_Q