سالِ هشتاد و چهار، یک صبح با زنگ تلفن از خواب پریدم. اسم دلبری را روی گوشی دیدم که تازه برک آپ کرده بودیم! حیران شدم که وا! خانمی قصد قتل مرا داشت، چرا زنگ زده؟ برداشتم. گفت: «وای امین! الآن شان پن رو دیدم، چون اولین شمارهی گوشیم بودی از هیجان به تو زنگیدم.» و تق قطع کرد.
این هم خاطرهام از شان پن.
@MovieTwitte | ahosseinioun