داستان های یک فروشگاه

@mehrdad15301 Нравится 0
Это ваш канал? Подтвердите владение для дополнительных возможностей

مدیر یک فروشگاه بزرگ هستم اینجاخاطراتم را می نویسم
ادرس وبلاگ: mehrdad1530.blogsky.com
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MTAzOTI2ODA1
Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
не указана


Гео канала
Иран
Язык канала
Фарси
Категория
не указана
Добавлен в индекс
29.06.2017 23:19
реклама
SearcheeBot
Ваш гид в мире Telegram-каналов
TGAlertsBot
Мониторинг упоминаний ключевых слов в каналах и чатах.
Telegram Analytics
Подписывайся, чтобы быть в курсе новостей TGStat.
325
подписчиков
~251
охват 1 публикации
~241
дневной охват
~7
постов / нед.
77.2%
ERR %
0.24
индекс цитирования
Репосты и упоминания канала
Каналы, которые цитирует @mehrdad15301
عصیان
عصیان
■ کانال اصفهانی ها ■
عصیان
عصیان
Weed_lash
عصیان
Последние публикации
Удалённые
С упоминаниями
Репосты
هیچ چیز بدتر از یک موجود نیمه جان نیست زندگی خوب است ؛ مرگ هم نهایتا قابل پذیرش است ولی موجود نیمه جان، جان ادم را به لب می رساند این حکایت زاینده رود ماست که گاهی جان دارد و گاهی بی جان است و ما اصفهانی ها را جان به لب کرده است چندی قبل که زاینده رود را تازه بسته بودند بستر رودخانه در حال خشک شدن بود و مرداب هایی پراکنده در بستر رودخانه شکل گرفته بود که پر از ماهی های ریزی بود که اسیر شده بودند چند دختر و پسر جوان قمقمه های بزرگ آورده بودند و با قاشق های توری با یک دردسری ماهی ها را می گرفتند و داخل قمقمه ها می انداختند و بعد هم با پول خودشان یک نیسان گرفته و ماهی ها را به بالا دست زاینده بردند تا آنها را آنجا رها کنند .....گاهی همین چیزهای کوچک ادم را به زندگی در این سرزمین امیدوار می کند.....
Читать полностью
وقتی از دست دادن را تجربه می کنیم شبیه یک جور وضعیت غیر عادی است اختلالی در نظم عادی چیزها.اما واقعیت این است که نظم عادی چیزها دقیقا همین است عدم قطعیت، مرگ و میر انقراض. تمام برنامه های جهان هستی روی ازدست دادن بنا شده و زندگی مثل یک حساب پس انداز برعکس است که در نهایت از همه چیز محروم مان می کند رویاها و برنامه ها و شغل ها و زانوها و کمرها و خاطره ها دوست دوران کودکی شریک زندگی مشترک پنجاه ساله پدر ابدی کلیدهای خانه سوییچ ماشین کلیدهای سرزمین پادشاهی خود پادشاهی دیر یا زود به سرزمین چیزهای گم شده می پیوندند.
هیچ راهی برای جلوگیری از این اتفاق نیست هر چه را دوست داریم نهایتا از دست می دهیم ولی چه اهمیتی دارد؟ ما که در آخر راه زندگی نمی کنیم توی مسیر زندگی می کنیم عاشقی که هر روز از معجزه پیدا کردن یکدیگر شگفت زده اند در پنجاه و پنج سالگی شغل تان را از دست می دهید‌ و ده سال بعد با شروعی دیگر خودتان را غافلگیر می کنید..
همه این چیزها بخاطر موقت بودن ارزشمند می شود مهم نیست چه چیزی از دست رفته کیف پول یا پدر. درسی که از هر دو اتفاق می گیریم یکسان است ناپدید شدن یادمان می اندازد توجه کنیم موقت بودن یادمان می اندازد قدر بدانیم آسیب پذیر بود یادمان می اندازد محافظت کنیم از دست دادن یک نوع آگاهی خارجی است وادارمان می کند از روزهای محدودمان بهتر استفاده کنیم و این حقیقت که ما به اینجا آمده ایم تا نگهبانی بدهیم نه اینکه نگه داریم....

از تک نگاره" سرزمین چیزهای گمشده " نوشته کاترین شولتس که در شماره ۳ مجله سان چاپ شده است
@mehrdad15301
Читать полностью
پیج حامد اسماعیلیون را دنبال می کنم نویسنده ای که دختر و همسرش را در سقوط هواپیمای اوکراینی از دست داد پست ها را از پایین به بالا چک می کنم بغض گلویم را می فشارد مفهوم واقعی" از دست دادن" را می فهمم ناگهان عزیز ترین ادم های یک مرد از او گرفته می شود و او تدریجا می فهمد چه بلایی سرش آمده است....خیلی درد دارد....‌خیلی....
@mehrdad15301
یکی از بهترین راه های انحراف افکار عمومی از اخبار پریشان، سرگرم کردن آنها با اخباری مبنی بر شیر آلوده گوشت آلوده آب آلوده کیک آلوده......است مدیریت افکار عمومی بسیار پیچیده است! تازه وقتی این راهبرد تقویت می شود که بلافاصله ان خبر تکذیب شود انوقت بحث های زیادی حول محور تکذیب یا تایید شایعه فوق شکل می گیرد و اذهان را بیشتر به خود مشغول می کند فقط این میان برخی شرکت های تولیدی که در این اوضاع بد اقتصادی در حال ورشکستگی هستند تاوانش را می پردازند...
@mehrdad15301
Читать полностью
فروشگاه ما انباری دارد که این دوست ما که عکسش را در بالا می بینید نگهبان انبار است موجود بسیار مهربان و دوست داشتنی و با شعوری است یعنی شعورش از بسیاری از ادم ها بیشتر است وقتی دستشویی دارد حتما دستشویی اش را بیرون انبار می کند حتی اگر خوشمزه ترین استخوان های جهان جلویش باشد تا اجازه نگیرد فقط تماشا می کند و لب به غذا نمی زند و البته به بیسکویت ساقه طلایی هم علاقه زیادی دارد روزی یکبار مودبانه وارد دفتر انبار می شود و می داند ورود به دفتر انبار برایش ممنوع است ولی روزی یکبار بیشتر به انجا نمی رود آرام و سربه زیر و مودب وارد می شود انجا روبروی میز خانم منشی می نشیند و به چشمان ایشان خیره می شود خانم منشی هم دو عدد بیسکویت ساقه طلایی به او می دهد ایشان هم بیسکویت ها را برداشته و سرش را پایین انداخته از دفتر خارج می شود و گوشه ای بیسکویت ها را می خورد به ایشان تذکر داده ایم که محصولات قندی برایشان ضرر دارد ولی عاشق بیسکویت است و توجهی به این تذکر ندارد متاسفانه جدیدا سربه هوا شده چند سگ ماده انطرفها هستند که گاهی پشت درب انبار می آیند و سرو صدا می کنند و وقتی صدای آنها را می شنود بی قرار می شود و می خواهد از انبار خارج شود بالاخره آدمیزاد و سگ و گربه و پلنگ و شیر و روباه با هم فرقی ندارد بی قراری رمز بقا در این عالم است....
Читать полностью
کاندیداهای اسکار امسال به نظرم هر کدام یک شاهکارند "جوکر" داستان ازدواج" روزی روزگاری در هالیوود" انگل" و فیلم مورد علاقه من "مرد ایرلندی". در کاندیداهای امسال جلوه های ویژه خاص هالیوودی ندیدم همگی داستان زندگی انسان ها از زوایای مختلف است و نکته مشخص آن اندیشه بزرگی است که پشت تک تک این فیلم هاست فیلم هایی که به نظرم اصلا با فیلم های سینمای جهان سوم قابل مقایسه نیستند.
وقتی کشوری پیشرفته و مترقی است اقتصاد فرهنگ محیط زیست هنر ورزش و سینما ....و همه جنبه های آن پیشرفته است و وقتی کشوری عقب می ماند اقتصادی ویرانه دارد محیط زیستش خراب است هنرش سانسور می شود و تحت فشار است ورزشکاران و نخبگانش مهاجرت می کنند سیاستش.....پیشرفت و ترقی یک مجموعه به هم متصل و به هم تنیده است که همه جنبه ها را شامل می شود و البته عقب ماندگی هم همینطور...
@mehrdad15301
Читать полностью
سلام مامان حوا
می خواستم فقط بگویم بعضی ها مثل کسوفند نه می شود به آنها خیره شد و نه می شود آنها را نادیده گرفت....
#حوا
چرا ما چیزها و وسایلمان را گم می کنیم؟ گم کردن و یا جاگذاشتن وسایلمان می تواند یکی از اعصاب خرد کننده ترین اتفاقات روزانه باشد کاترین شولتس نویسنده امریکایی به این مشکل از دید دیگری نگاه می کند
"یک نظرسنجی می گوید ما روزانه تا نه شئ گم می کنیم یعنی وقتی شصت ساله شویم تا دویست هزار شئ گم کرده ایم این اتفاق دو دلیل دارد -یکی علمی یکی روانکاوی دلیل علمی می گوید گم کردن اشیا نشان دهنده عدم موفقیت در به یاد آوردن یا عدم موفقیت در توجه کردن است ما یا نمی توانیم خاطره ای را به یاد بیاوریم و یا اصلا خاطره ای را ثبت نکرده ایم فروید بر اساس دلیل روانکاوی می گوید انسان انگیزه های قدرتمند ولی مخفی، برای گم کردن اشیا دارد مثل کم ارزش دانستن شی مورد نظر یا حتی انزجار از ان ابراهام اردن در یک جمله می گوید هیچ وقت چیزهایی که برایمان ارزشمندند را گم نمی کنیم شاید مادری که بچه خردسالش را در مرکز خرید گم کرده در خفا از وظیفه مادری خسته شده شاید خواهر من که مرتب کیف پولش را گم می کند از کاپیتالیسم متنفر است اما این دلایل اگر هم وجود داشته باشند کافی نیست بهترین توضیح این است که زندگی پیچیده است و ذهن ما محدود ما چیز هایمان را گم می کنیم چون ناقصیم چون انسانیم....
@mehrdad15301
Читать полностью
برای کاری در یکی از دفاتر قضایی بودم دختری شاید حدود بیست ساله آمده بود به منشی می گفت: "شوهرم من را خانه بیرون انداخته" و بعد سوالاتی در همین باره پرسید مادرش کنارش بود وقتی دختر آن جمله بالا را می گفت او آهی کشید با خودم گفتم چقدر سخت است مادری یک چنین جمله ای را از زبان دخترش بشنود....
چند روزی است مرتب می شنویم که هموطنانمان در حوادث مختلف داغدار شده اند تصور اینکه انها چه حسی دارند واقعا دردناک است "کاترین شولتس" نویسنده آمریکایی فقدان پدرش را اینگونه توصیف می کند:
....حس من در مورد پدرم اینجوری است "گمشده" این دقیق ترین کلمه ایست که می توانم درباره تجربه ام پس از مرگ او بکار ببرم مدام دنبالش می گردم ولی هیچ کجا پیدایش نمی کنم سعی می کنم صمیمیت حضورش را حس کنم ولی هیچ چیز حس نمی کنم گوش تیز می کنم تا صدایش را بشنوم اما از آخرین بار که در بیمارستان حرف زد صدایش را نشنیده ام عزاداری برای او مثل این است که یکی از ان قوطی تلفن های کاردستی را به گوشت بچسبانی و هیچ قوطی ته نخ بسته نشده باشد غیبتش مطلق است جایی که او بود حالا هیچ چیز نیست...‌
@mehrdad15301
Читать полностью
چند روزی است اینجا بشدت هوا سرد شده و طبعا فروشگاه چون بزرگ است نمی شود همه جا را گرم نگه داشت البته بخاری هست ولی بخاری ها نمی توانند همه جا را گرم کنند چون درب ها باز و بسته می شود خانم های همکار مرتب شاکی هستند که هوا سرد است و نمی توانند در هوای سرد درست کار کنند من هم به عنوان کارفرما به آنها می گویم قبول دارم هوا سرد است شما حق دارید که شرایط کار در این سرما سخت است حتی یکی دو بخاری هم اضافه کرده ایم ولی به آنها می گویم فعلا چاره ای نیست و باید مدارا کنید تا هوا بهتر شود چون کاری بیشتر از این از دست ما ساخته نیست
می شود انکار کرد منی که توی دفترم بخاری دارم و کاپشن گرم پوشیده ام بگویم هوا عالی است شما سرمایی هستید شما نازنازی! هستید شما ناله بی خودی می کنید و طبعا آنها هم بخاطر اینکه مجبورند ساکت می شوند ولی می دانم انکار حقیقت مشکلی را حل نمی کند و وقتی کارمند می بیند با او همدلی می شود و کارفرما حقیقت را می پذیرد حتی اگر کاری از دستش برنیاید کارمند انگیزه بیشتری برای تحمل پیدا می کند...
چه چیزی باعث می شود عده ای حتی در بالاترین موقعیت های مدیریتی کشور فکر کنند اگر واقعیتی را پنهان کنند کسی متوجه نمی شود با وجود صدها ماهواره در آسمان و چشم های پیدا و پنهان و کشف جعبه سیاه هواپیما که بالاخره محتویات آن فاش می شود فکر می کنند کسی از واقعیت سقوط یک هواپیمای بزرگ باخبر نمی شود و اینگونه نمک به زخم مردم می پاشند.....
@mehrdad15301
Читать полностью
خدایا! سرزمین ما را از خشکسالی و دروغ نجات بده
آمین
جنگ جهانی اول را سخت ترین جنگ قرن بیستم می دانند دو طرف در گودال هایی عمیق شبیه به خندق روبروی یکدیگر می جنگیدند و در آب و هوای بارانی اروپا آب باران در این خندق ها می رفت و انجا را پر از گل و لای می کرد آنچنان که اغلب سربازان باید در لجن ها می جنگیدند و نشسته می خوابیدند از طرف دیگر جنگ بن بست بود هیچ پیشرفتی وجود نداشت و میلیون ها سرباز جوان در این خندق ها بیهوده کشته شدند بدون اینکه پیشرفتی در جنگ صورت بگیرد....
کریسمس ۱۹۱۴ است سربازان آلمانی فرانسوی و انگلیسی در دوطرف به مناسبت کریسمس آتش را متوقف کردند بعد برای یکدیگر دست تکان دادند و دیدند کسی به آنها شلیک نمی کند آرام آرام سربازان دو طرف ترسشان ریخت و از سنگرها بیرون آمدند و بیرون سنگر با یکدیگر رفیق شدند فوتبال بازی کردند اواز خواندندخوراکی ها و غذای یکدیگر را با هم تقسیم کردند عکس های نامزدهای یکدیگر را به هم نشان دادند و به یکدیگر قول دادند بعد از جنگ یکدیگر را ببینند ولی با نهییب سیاستمدارانی که در کاخ ها زندگی می کردند در تشک و لحاف ابریشمی می خوابیدند در ظروف نقره قهوه می خوردند و بچه هایشان در پناهگاه ها زندگی می کردند دوباره به سنگرها باز گشتند و مجددا تفنگ هایشان را به سمت یکدیگر گرفته و به قتل عام یکدیگر پرداختند.....نویسنده ای می گوید جنگ را کسانی راه می اندازند که یکدیگر را می شناسند و دلیل جنگ را هم می دانند ولی کسانی با هم می جنگند و کشته می شوند که نه یکدیگر را می شناسند و نه از ان دلیل احمقانه ای که جنگ را موجب شده است اگاهند....
@mehrdad15301
Читать полностью
هر هواپیمایی که سقوط می کند به غیر از فاجعه ای که در بعد انسانی قضیه اتفاق می افتد و عده ای ادم عادی از دست می روند امکان ندارد خبری در مورد از بین رفته فلان شخصیت مهم فلان نخبه یا داغدار شدن فلان شخصیت منتشر نشود نوشته های حامد اسماعیلیون را در همشهری داستان می خواندم دندان پزشکی که در کانادا زندگی می کرد و تجربیات خودش از مهاجرت را به زیبایی و روانی و بعضا با طنزی لطیف در آنجا می نوشت از دست رفتن خانواده او در سقوط اخیر هواپیما؛ که همیشه پای ثابت روایت های او بودند برایم تکان دهنده بود و اینکه یک مرد چگونه می تواند یک چنین رنجی را تاب بیاورد .....نمی دانم ما مردمان تاوان کدام گناه را می دهیم که هر روز باید با ترس و لرز اخبار را بخوانیم....
Читать полностью
امروز به دوچرخه سواری رفتم هوا سرد بود و باد می آمد زاینده رود را دوباره بسته اند و رودخانه خشک شده است ولی مقداری آب کنار پل مارنان جمع شده بود پرنده ها همان مقدار مختصر آب جمع شده را رها نمی کردند و همگی به آن مرده اب چسبیده اند ماهی ها می میرند چون راه فراری ندارند ولی چرا آن مرغها آن تکه آب کوچک و حقیر را رها نمی کنند؟ آنها که بال دارند و می توانند جای دیگری بروند چرا پس به اطراف پراکنده نمی شوند؟ دلیلش این است که آب وطن آنهاست گرچه پرنده ها بال پرواز دارند ولی نمی توانند از وطنشان دل بکنند ترجیح می دهند آنقدر انجا بمانند تا آن آب های مرده خشک شده و از بین برود....
@mehrdad15301
Читать полностью
دنیای مجازی زندگی ادمها را بطور کلی تغییر داده و تصور اینکه ادم بتواند به دنیای قبل از اختراع اینستا گرام فیس بوک تلگرام و واتس اپ برگردد بسیار مشکل است شبکه های اجتماعی به غیر از اینکه فاصله ها را از بین برده و شما می توانی از نیویورک تا برلین و از اصفهان تا خوزستان دوستانی داشته باشی که بعضا از دوستان واقعی هم واقعی ترند معایبی هم دارد یکی از معایب بزرگ آن این است که" فراموشی" را بسیار سخت می کند ما برای یک زندگی جدید گاهی به فراموشی نیاز داریم ادم هایی هستند که بنا به هر دلیلی از ما جدا می شوند آن زن و شوهری که طلاق می گیرند آن دو دوستی که رفاقتشان قدیم است ولی بر اثر اتفاقی از هم می برند آن همکار و یا فامیلی که با تو قطع رابطه کرده.....گاهی این جدایی ها تاثیر عمیقی بر روح و روان آدمی می گذارد و تنها چیزی که می تواند تو را به زندگی عادی برگرداند گذشت زمان و فراموشی است اینکه آرام آرام همسر یا نامزد و همکار قبلی را فراموش کنی و آماده شوی برای یک رابطه جدید....ولی دنیای مجازی این روند را سخت می کند آن زن و شوهری که از هم جدا شده اند ان دو نفری که عاشق یکدیگر بوده و از هم بریده اند ممکن است هر کدام صفحه ای مثلا در اینستا گرام داشته باشند که طرف مقابل می تواند به آن سر بزند ممکن است بگوئید خب! کسی مجبور نیست به صفحه فرد مقابل سر بزند ولی در واقع مجبور می شود! کنجکاوی اینکه طرف مقابل در فراغ آدمی چه می کند زندگیش چجوری است و بخصوص اینکه روابط جدیدش که ممکن است حسادت هر آدمی را تحریک کند چگونه است یا چرا فلان کس در تلگرام یا صفحه مجازی تا دیروقت آنلاین است! این کنجکاوی ها بعضا انقدر زیاد است که حتی اگر طرف مقابل شخص را بلاک کرده باشد باز هم ان شخص به دنبال راهی برای رصد زندگی یار گذشته است و البته گاهی طرف مقابل هم از سر بدجنسی و آزار طرف مقابل به او اجازه می دهد که صفحه مجازی اش برای طرف مقابل قابل دیدن باشد و از بلاک کردن خودداری می کند.....همه این ها مانع فراموشی است و فضای مجازی مثل یک اجاق می ماند که احساسات ادمی را گرم نگه می دارد و سرد شدن روابط نا خواسته را به تعویق می اندازد و هر چقدر افراد به دنیای مجازی وابسته تر و معتاد تر باشند این فراموشی برایشان سخت تر و پروسه اش طولانی تر خواهد بود...‌
@mehrdad15301
Читать полностью
.....مردم دو دسته اند.اهل وظیفه.دیگران.اهل وظیفه در لذت اند.چون مسئولیت اعمالشان با چیزی است که به آن عقیده دارند.ودیگران مسئول اند.....
از داستان کوتاه"دیگران" نوشته جلال تهرانی
@mehrdad15301