قصه و لالایی مادرانه

@ghesse_lalaii Нравится 1
Это ваш канал? Подтвердите владение для дополнительных возможностей

#آهنگهای_شادکودکانه
#ترانه_شاد_کودکانه
#کلیپ_شاد_کودکانه
#ویدیوهای_شاد_کودکانه
#ترانه_های_حسنی
#بی_بی_انیشتین
#پیرمردمهربون
#فینگیلی_جینگیلی
#عموزنجیرباف
#حسنی_در_ده_شلمرود
#کودک_دوزبانه
#آموزش_انگلیسی_برای_کودکان
#کودکانه
#نوستالژیک_کودکانه
.
@momes_ad
Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
не указана


Гео канала
Иран
Язык канала
Фарси
Категория
не указана
Добавлен в индекс
26.10.2018 00:00
реклама
Telegram Analytics
Подписывайся, чтобы быть в курсе новостей TGStat.
TGStat Bot
Бот для получения статистики каналов не выходя из Telegram
SearcheeBot
Ваш гид в мире Telegram-каналов
96 621
подписчиков
~14.2k
охват 1 публикации
~88.3k
дневной охват
~9
постов / день
14.7%
ERR %
34.74
индекс цитирования
Репосты и упоминания канала
280 упоминаний канала
0 упоминаний публикаций
279 репостов
کانال کلیپ کودکانه
زناشویی خاص 💑
داروخانه گیاهی
آشپزباشی
💃 آموزش رقص💃
💜همسر داری 💜
Каналы, которые цитирует @ghesse_lalaii
نی نی پرارین
راز انرژی کیهانی
.
گالری شیک پوشان
کلینیک رویش سبز
nafas.shop
koodakTV
پیش به سوی لاغری
کودکی هنرمند
بارجیل
.
ترفندهای جالب💯
nafas.shop
Последние публикации
Удалённые
С упоминаниями
Репосты
#کلیپ_کودکانه


🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭

کارتون تام و جری
در روز کریسمس ۲

@ghesse_lalaii
#کلیپ_کودکانه

🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭🐱🐭

کارتون تام و جری
در روز کریسمس ۱


@ghesse_lalaii
ندا هستم 🤚

شوهرم بهم گفت چرا اینقدر چاقی 🙄
خیلی ناراحت شدم
یکی از دوستام گفت روش نوینی پیدا شد که همه چی میخوری ولی کم میکنین🤩🤩🤩
باورم نمیشه
بدون دمنوش ❤❤❤
بدون دارو ❤❤❤❤
و اصولی کم کردم راحت و علمی

شما هم شروع کنبن
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾بزن رو لینگ کمکت میکنن خیلی مهربون 🥰
مشاوره رایگان

https://t.me/joinchat/K8ITskzx_fXinTI29lxmeA
‍ ✨🎲"چ" تنبل🎲✨

«چ» تنبل بود. شاید خیلی‏ خیلی تنبل بود؛ اما مهربان بود. خوش‌زبان بود!

راه می ­رفت و به همه می­ گفت: «چاکرم! چاکرم!»

«چ» رفت و رسید کنار چاله­‌ی قورباغه گفت: «چاکرم!»

قورباغه از توی چاله بیرون پرید و گفت: «ببین! چاله­ ام آب ندارد. پس بگو باران ببارد. می‏ خواهم شنا کنم.»

«چ» که تنبل بود، گفت: «امروز نه فردا» بعد هم رفت. رسید به چتر گفت: «چاکرم!»

چتر گفت: «پس برو به ابر بگو بیاید. چک چک باران ببارد. می‌­خواهم باران بازی کنم.»

«چ» گفت: «امروز نه فردا»

«چ» رفت و رسید به چمنزار، روی چمن­ ها درازکشید و خوابید.

کم‌­کم ابر آمد. چک چک باران بارید. چاله پُر شد. قورباغه خوش‌حال شد. پرید توی آب و شنا کرد.

چتر، باران بازی کرد.

قورباغه و چتر دلشان می­ خواست «چ» بیاید و به او بگویند: «ممنون که گفتی باران آمد.»

اما قورباغه و چتر خبر نداشتند که وقتی باران بارید، چ تنبل خواب بود. توی خواب هم به همه می­‌گفت: «چاکرم! چاکرم!» 

#قصه_آموزشی

@ghesse_lalaii
Читать полностью
ماماناااا اسم کودک خودتون روی حوله تنپوش، کوله پشتی و خیلی محصول دیگه !!!
سفارش انواع محصولات خوشگل با گلدوزی مجانی اسم کودک خودتون! الان هم به مناسبت روز جهانی یه تخفیف باحال دارند!!!

سفارش آنلاین از لینک زیر:
👇👇👇
https://dsmn.ir/DwXer

اینم کانالشون پر از جنس زیبا، بدو عضو شو تا پاک نکردم🏃🏻‍♂️:

https://t.me/joinchat/AAAAAE7IJwnfb4IL3VwZwg
ست شیک #پاییزه بالا موجوده👆 😍

❌کلی کار #شیک ☺️

❌زیر #قیمت همه کانالا 😋

❌ارسال #فوری و #مطمئن 🤗

🔴 قیمتها زیر #۳۰تومن 🤩

👇👇👇بهترین کانال لباس کودک
❌زلزله۸ریشتری لباس کودک❌😜

https://t.me/joinchat/AAAAAD5_WQ71_JKA08BGuQ
#قصه


تو یک قهرمانی

پاگنده کنار برکه نشست، به پاهای گنده و بلندش نگاه کرد. قطره های اشک از چشمانش توی برکه افتاد؛ نگاهی به قورباغه های دیگر کرد و با خودش گفت :«چرا من شبیه بقیه ی قورباغه ها نیستم » آهی کشید و اشک‌هایش را پاک کرد. قورقوری که پاگنده را دید به طرفش رفت، جلو آمد و گفت:« می آیی باهم بازی کنیم؟» پاگنده سرش را پایین انداخت می‌خواست بگوید :«بله دوست دارم با هم بازی کنیم» اما به خاطر پاهای گنده اش ناراحت بود و فکر می‌کرد چون با بقیه فرق دارد نمی‌تواند با آنها بازی کند. قورقوری لبخند زد و گفت:«بیا با هم مسابقه شنا بدهیم»
اما پاگنده آرام گفت:« نه ممنون!» بعدهم جست محکمی زد و به خانه اش برگشت. خانه پاگنده نزدیک برکه بود، او می توانست از توی خانه دوستانش را ببیند، قورقوری را دید که با بقیه قورباغه ها مسابقه شنا می دهد.
هنوز مسابقه تمام نشده بود که بلبل مهربان با بال زخمی کنار برکه آمد و فریاد زد :«کمک، کمک! به دادم برسید! لانه ام در آتش آدمها گیر کرده، جوجه نازنینم در لانه است کمکم کنید.»
پاگنده بلبل را خیلی دوست داشت، بلبل همیشه خبرهای خوب می آورد و مژده آمدن بهار را می داد؛ اما حالا گرفتار شده بود.
همه جمع شدند ولی بلبل هنوز گریه می‌کرد پاگنده از خانه اش بیرون آمد، گوشه ای نشست ، بلبل گفت :«فکری‌ کنید الان جوجه ام روی شاخه‌ی درخت می سوزد.» قورقوری گفت:« ما که نمی‌توانیم خودمان را به لانه برسانیم» بلبل با گریه گفت :«اگر بالم در آتش نسوخته بود خودم به دادش می‌رسیدم»
پاگنده با خودش فکر کرد :«من این با این پاهای گنده و بلند از همه بیشتر می پرم و می توانم خودم را به لانه بلبل برسانم» پرید کنار بلبل و گفت:« گریه نکن من جوجه ات را نجات میدهم»
همه ی قورباغه ها برایش دست زدند و تشویقش کردند. پاگنده همراه بلبل خودش را به درخت رساند، از پایین درخت جستی زد و توی لانه ی بلبل کنار جوجه پرید، جوجه داشت گریه می‌کرد تا پاگنده را دید، توی بغل او پرید.
پا گنده دستی روی سر جوجه کشید و گفت :«نترس، من آمدم به تو کمک کنم» جوجه روی پشت پا گنده نشست و محکم او را گرفت، شعله‌های آتش هر لحظه بلندتر و سوزان تر می‌شدند. پاگنده دوباره جست محکمی زد و پایین پرید.
همه دور پاگنده و جوجه جمع شدند، بلبل جوجه اش را بغل گرفت و از پاگنده تشکر کرد و گفت :«خدا را شکر که به تو پاهای قوی داده است» قورقوری جلو رفت و گفت:« پاگنده تو یک قهرمانی»


@ghesse_lalaii
Читать полностью
چند روز پیش مهمون داشتم
میزشامی چیدم که نگوو..
همه آخر شب میپرسیدن وسایلمو ازکجا خریدم
فکر میکردن کلی هزینه کردم😁

آدرس این کانالو بهشون دادم
👇
@diana_krj
@diana_krj

ارزون و شیک☝️
جوین یادتون نره😍😍
⁣⁣⁣⁣⁣⁣ ⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣😴⁣⁣⁣⁣⁣رویه آسترو نگه میداره یا آستر رویه رو


🎼 برای کودک‌تان پخش کنید!



#قصه

⁣@ghesse_lalaii
Attached file
#کارتون_باب_اسفنجی
(شاد و موزیکال)
مسابقه حلزون دوانی
👆👆👆
🏵
🎲🏵
🏵🎲🏵
🎲🏵🎲🏵
🏵🎲🏵🎲🏵

@ghesse_lalaii
سلام مریم هستم. بعد زایمانم خیلی چاق شدم
اما الان ۶۶ کیلوهستم

سال 97 مرادماه بامجموعه نیودایت آشنا شدم خیلی تردید داشتم ولی شروع کردم و بعد از 5ماه به وزن ایده آلم رسیدم #بدون_دارو و قرص و غذاهای عجیب غریبی که دکترهای تغذیه دیگه میدن. بعد 5 ماه و 20روز به هدفم رسیدم با هزینه اندکی ،به شما هم پیشنهاد میکنم تو گروهشون جوین بشین👇👇مجموعه تغذیه نیودایت
https://t.me/joinchat/LaKTMFGqsSv35qkTV1S3kg
Читать полностью
‍ 🕌🕋اصول دین🕋🕌

ما که موحد هستیم
خدارو می پرستیم

رسول ما محمد
نام دیگرش احمد

دین مبینش اسلام
وجانشینش امام

اصول دین و داریم
پنج تاشو میشماریم

توحید،معاد،نبوت
با عدل و هم امامت

قرآن کتاب اسلام
ما شیعه ایم وسلام

#شعر
🕋
🕌🕋
🕋🕌🕋

@ghesse_lalaii
آموزش درست کردن یه گربه خیلی بامزه فقط با قلب☝️☝️
مامانای گل🌹
حتما به این کانال سر بزنین❤️
خوراک این روزهای بچه هاس توی قرنطینه😍
یه عالمه کارهای خلاقانه یادتون میده #رایگان که هم بچه ها رو سرگرم کنین، هم مهارتهاشونو بالا ببرین😘😘
هرچی مهارت بچه ها بیشتر بشه، در آینده اعتماد به نفس بیشتری دارن👌
✅کلی هم کلاسهای هنرهای تجسمی و نمایشی برگزار میکنن به صورت آنلاین که کلی هم خوش میگذره تو کلاسهاش😘
از دستش ندین👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEokaGp2XS6-8qF6VA
Читать полностью
مانتوهای پاییزه ۹۹ رسیددددددد👆👆👆👆👆

فقط ۸۹تومنه پاییزه هامون ❌❌❌❌

از سایز ۳۶ تا ۶۰ موجوده 👌👌👌


بیا چک کن اگه نبود لفت میدی 👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BhrNKD88rG5AvN2MoqXzwA

ثبت شده در وزارت ارشاد 👆👆👆👆👆
#قصه
#یک_عالمه_بازی

توپ قلقلی از گوشه ی باغچه به این طرف و آن طرف حیاط نگاه کرد.
زیر لب گفت:« چرا هیچ کس با من بازی نمی‌کند؟خیلی دلم برای بازی با بچه ها تنگ شده است»
بعد هم قل خورد و قل خورد تا به دیوار حیاط رسید محکم خودش را روی زمین کوبید و به آسمان رفت، از روی دیوار پرید آن طرف دیوار سعید روی پله ی جلوی خانه شان نشسته بود و با یک تکه چوب روی زمین خط می کشید، کمی آن طرف‌تر رضا را دید که به دیوار تکیه داده و زانویش را بغل گرفته بود.
توپ قلقلی خودش را جلوی پای سعید انداخت. سعید با دیدن توپ بلند شد و گفت :«آخ جان توپ »
رضا با دیدن توپ جلو آمد و گفت:« می آیی توپ بازی؟»
سعید خندید و توپ را روی زمین گذاشت و گفت:« برو توی دروازه »
رضا در حالی که عرق می ریخت گفت:« بیا یک بازی دیگر کنیم»
سعید دست رضا را گرفت و گفت :« بیا قایم باشک»
بعد هم روی همان دیوار چشم گذاشت. توپ قلقلی از اینکه رضا و سعید را با هم دوست کرده بود بالا پایین پرید. تصمیم گرفت باز هم راه بیفتد.
باز قل خورد و قل خورد تا به یک کوچه بن بست رسید. ته کوچه بابایی را دید که لباس‌های کهنه پوشیده صورت بابا توی آفتاب سوخته بود، بابا جلوی در کوچک خانه ایستاده بود و سرش را پایین انداخته بود. توپ قلقلی باز هم قل خورد و زیر پای بابا ایستاد. چشمان بابا با دیدن توپ قلقلی برقی زد.
خم شد و توپ را برداشت. دستهای بابا به خاطر کار زیاد سفت و پوسته‌پوسته بود توپ قلقلی قلقلکش آمد و ریز خندید.
بابا توپ را با خودش به خانه برد؛ علی جلو دوید و خودش را توی بغل بابا انداخت و گفت:« سلام بابایی»
علی تا چشمش به توپ قلقلی افتاد بالا پایین پرید و گفت :«می دانستم یادت نمی رود بابای خوش قولم»
اشک خوشحالی از چشم بابا ریخت، علی توپ را از بابا گرفت و گفت:« بابا من می روم با بچه ها توپ بازی کنم» و از خانه بیرون دوید.
دوستانش را صدا زد و با هم گل کوچیک بازی کردند. یک دفعه یکی از بچه‌ها شوت محکمی زد و توپ توی خیابان افتاد. تا خواست پیش بچه ها برگردد، ماشینی آمد و از روی او رد شد، توپ قلقلی فیس محکمی کرد و پنچر شد.
علی توپ را برداشت و پیش دوستانش برگشت با آستینش اشکش را پاک کرد، توپ قلقلی هم دلش می خواست گریه کند.
مجید گفت:« بیایید جنگ بازی!» توپ را گرفت و از وسط نصف کرد، نصفش را روی سر علی گذاشت و نصفش را روی سر خودش! چند تا چوب برداشت و گفت:«اینها هم اسب های چوبیمان، این توپ پاره هم کلاه جنگی، بیایید یاران من باید به جنگ دشمن برویم»
بچه ها خندیدند و سوار بر اسب های چوبی دنبال هم دویدند، توپ که حالا دو کلاه شده بود خندید.
بچه ها از بازی خسته شدند کلاه های جنگی را گوشه‌ای انداختند و به خانه‌هایشان رفتند، کلاه های جنگی حوصله شان سر رفته بود کلاغی آمد روی دیوار نشست این طرف را دید آن طرف را دید یک دفعه چشمش به کلاه‌های جنگی افتاد، زود پرید و کنار آنها نشست.
کلاه های رنگی رنگشان پرید خواستند عقب بروند اما نتوانستند، کلاغ یکی از کلاه ها را با پاهایش برداشت و بالای درخت برد، بعد هم مقداری برگ و چو ب تویش گذاشت و جوجه هایش را روی آن نشاند. کلاه جنگی حالا خانه کلاغ شده بود و می‌خندید.
باد آمد و کلاه جنگی دیگر را با خودش برد کمی بعد به یک برکه رسیدند قورباغه با دیدن کلاه جنگی خوشحال شد آن را برداشت و توی برکه انداخت و پرید رویش و گفت:« چه قایق خوبی پیدا کردم.»

#باران

قصه های کودکانه


@ghesse_lalaii
Читать полностью
♥️بهترين ها رو با Hani Shop تجربه کنید❤️

🛒خرید به صورت مستقيم از ترکیه و آمریکا

🛍خرید از بهترین برندهای آرایشی و بهداشتی دنیا
🎈پايين ترين قیمت نسبت به بازار در عین اصالت و کیفیت

📬ارسال سریع، تنوع بالای محصولات, امکان مشاوره با پزشک


چون بهترين هستيد بهترين در خدمت شماست😍😊https://t.me/joinchat/AAAAAFGcYxKfL5bXHiC60w


ایدی جهت ارتباط با ادمین @dr_hani
⁣⁣ ⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣😴⁣عمه نارنجی



🎼 برای کودک‌تان پخش کنید!



#قصه


@ghesse_lalaii
Attached file
#کلیپ_کودکانه_آموزشی

"عمو امید"

"پوشیدن لباس گرم"

☃❄️☃❄️☃

@ghesse_lalaii
سلام دوستان عزیزم. باران هستم.

دختر ۲۳ ساله ای که بعد از شکست عشقی #افسردگی و #ناامیدی کل زندگیمو گرفته بود و هیچی حالمو خوب نمیکرد. تا اینکه از طریق دوستم با آموزشهای #رایگان آقای میلاد پاکار آشنا شدم که در ۳۰ روز معجزه کرد برام😍

آموزشهای پیشرفته و رایگانی داره که جاهای دیگه چند میلیون میگیرن😳 هیپنوتیزم-جذب جنس مخالف - جذب ثروت و..

❌پست اخرشو حتما ببینین👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAFMmqCzIn74Xc4FbeQ
Читать полностью
🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸

#کلیپ_شاد_و_موز‌یکال
#میوه_فروش👆
#واحد_کار_مشاغل
😇☺️😇☺️😇☺️😇☺️😇

@ghesse_lalaii