بخش سوم 🎥 آدام اسمیت و سیاست؛ درسهایی برای ایران امروز👇👇
🔹۲-زمینهمندی تاریخی؛ درک شرایط متغیر تاریخی
اسمیت به ما یادآوری میکند که قوانین و نهادها باید در چارچوب شرایط تاریخی و اجتماعی خود فهمیده شوند. او نشان میدهد که چگونه قوانین و مجازاتها در طول زمان تغییر کردهاند و این تغییرات پاسخ به تحولات اجتماعی- اقتصادی بودهاند. برای مثال او توضیح میدهد که در جوامع شکارچی مفهوم مالکیت زمین وجود نداشته است، اما با ظهور جوامع کشاورزی و تجاری، این مفهوم شکل گرفته است.
اسمیت، در «ثروت ملل» بحثی تاریخی و آموزنده درباره ضرورت آموزش عمومی در یک جامعه تجاری پیشرفته مطرح میکند. او توضیح میدهد که چگونه تقسیم کار پیشرفته، که افراد را وادار میکند تنها بر انجام چند عمل ساده متمرکز شوند، میتواند به افول ذهنی و اخلاقی آنها منجر شود. اسمیت میگوید چنین فردی «بهاندازهای احمق و نادان میشود که ممکن است برای یک انسان اتفاق بیفتد» و این وضعیت نه تنها تواناییهای اخلاقی او را تضعیف میکند- بهطوریکه حتی در قضاوت درباره وظایف عادی زندگی خصوصی ناتوان میشود- بلکه از نظر سیاسی نیز محدودش میکند: «او کاملاً از قضاوت درباره منافع بزرگ و گسترده کشورش ناتوان است» (WN, 782).
برخلاف این، در جوامع کمتر پیشرفته، جایی که افراد دامنه وسیعتری از فعالیتها و مشاغل را تجربه میکنند، درک آنها محدود نیست و این امر به آنها امکان میدهد تا هم از نظر اخلاقی و هم از نظر سیاسی قضاوتهای بهتری داشته باشند. اسمیت تأکید میکند که نوع آموزشی که در یک جامعه خاص مورد نیاز است، به شرایط اجتماعی- اقتصادی و سیاسی آن جامعه بستگی دارد. این نشان میدهد که آموزش باید متناسب با نیازها و چالشهای خاص هر جامعه طراحی شود.
یکی از درسهای اساسی که از اسمیت میآموزیم، اهمیت بافت یا زمینه تاریخی (historical contextualism) است. ما نباید صرفاً به راهحلهایی که در گذشته موفق بودهاند نگاه کنیم و بگوییم «آن راهحل خوب بود، بیایید همین کار را الان انجام دهیم.» همچنین نباید قوانین یا حقوقی را تدوین کنیم که خارج از زمان و مکان قابل اطلاق باشند. در عوض، باید درک کنیم که چگونه حقوق و سیاستها باید در چارچوب شرایط اجتماعی- اقتصادی و سیاسی خاص هر دوره تدوین و اجرا شوند. این رویکرد نیازمند کار و پژوهش پیچیده و دقیق است، اما اهمیت این نوع پژوهش تاریخی- که بسیار متفاوت از تحلیل اقتصادی محض یا فلسفه سیاسی انتزاعی است- یکی از نکاتی است که اسمیت بیش از هر چیز بر آن تأکید دارد. به عبارت دیگر، اسمیت به ما یادآوری میکند که سیاستها و برنامهها باید با توجه به شرایط خاص هر جامعه طراحی شوند و این کار مستلزم درک عمیقی از چالشها و اقتضائات آن جامعه است. این نگرش تاریخگرایانه و زمینهمند است که به ما کمک میکند تا راهحلهایی واقعبینانه و مؤثر برای چالشهای معاصر بیابیم. این درس به ما میآموزد که نباید صرفاً بهدنبال تقلید از الگوهای گذشته یا از جوامع دیگر باشیم. بلکه ضرورت دارد بفهمیم که چگونه قوانین و سیاستها باید با شرایط فعلی جامعه ما سازگار شوند.
🔹۳-عملگرایی (pragmatism)؛ پذیرش سازش
اسمیت در توصیههای سیاسی خود عملگرا بود. او اگرچه از تجارت آزاد و جدایی دین از دولت حمایت میکرد، اما میدانست که این ایدهآلها بهطور کامل محقق نخواهند شد. برای مثال، او در «ثروت ملل» اشاره میکند که انتظار اجرای کامل آزادی تجارت در بریتانیا، مانند انتظار تحقق یک آرمانشهر (utopia) است، درحالیکه اسمیت بهشدت با آرمانشهرگرایی مخالف است.
اسمیت درباره نسبت دین و دولت بیان میکند که در حالت ایدهآل، دولتها نباید هیچ ارتباطی با دین داشته باشند؛ به عبارت دیگر، او از جدایی کامل دین و دولت حمایت میکند. او توضیح مفصلی درباره مزایای این رویکرد سیاسی نسبت به دین ارائه میدهد. با این حال، پس از بررسی نظامهای دینی مختلف در کشورهای گوناگون، به این نکته اشاره میکند که «کلیسای اسکاتلند، که بسیار کمدرآمد است، تمام اثرات مثبت را، چه مدنی و چه مذهبی، که از یک کلیسای رسمی انتظار میرود، داراست» (WN, 813). اسمیت در اینجا بهنوعی سازش اشاره میکند و میگوید: «این بد نیست، این قابل قبول است. من به شما گفتم که واقعاً نباید هیچ نظام رسمی دینی وجود داشته باشد، اما اگر قرار است چنین نظامی وجود داشته باشد، بهتر است بهسمت یک کلیسای کمدرآمد بروید» (همان).
بخش چهارم مقاله را در پست بعدی بخوانید:
https://t.me/ganji_akbar