Репост из: حسین نصرت الهی
انور السادات رئیس جمهور وقت مصر از وزیر کشاورزی پرسید :
چه خبر از مزرعه پرورش گوساله که به من وعده داده بودی؟؟؟
آقای مرعی وزیر کشاورزی مصرجواب داد آماده افتتاح است رئیس...
سادات گفت : خیلی خوب فردا 10 صبح میام افتتاحش کنم...
طبعا زمینی برای برای این منظور وجود نداشت ،خلاصه مرعی به شهر فیوم رفت و مزرعه ای با گوساله هایش آماده کرد و روز بعد سادات برای افتتاح رفت و دید عجب مزرعه فرحبخش و آبادی است.بازدید به پایان رسید . سادات آقای مرعی را به گوشه ای برد و پرسید هر گاومیش را چند اجاره کردی ؟؟
آقای مرعی از سوال جا خورد و جواب داد: 10 لیره آقای رئیس..
سادات گفت: 10 لیره برای 12ساعت اجاره زیاد نیست؟!!!
آقای مرعی شوکه شد و پرسید: کی به شما گفته که گاومیش ها را اجاره کردم؟؟
سادات گفت:آقا جان من فرزند صعید(استان صعید که فیوم از شهرستان های آن است) هستم ؛ وقتی وارد اصطبل شدم و گاومیش ها را دیدم آنها را هیجان زده یافتم که آرام و قرار ندارند و این وقتی اتفاق می افتد که گاومیش در اصطبل اصلی خودش نباشد...!!
نتیجه:
اگر بر مسئولی وارد شدید و دیدی هیجان زده و در حال شاخ و شانه کشیدن و توپ و تشر زدن است بدان که این مسئول در جایگاه خودش نیست و بخاطر اینکه کاری را پیش ببرد آنجا قرار گرفته است.
چه خبر از مزرعه پرورش گوساله که به من وعده داده بودی؟؟؟
آقای مرعی وزیر کشاورزی مصرجواب داد آماده افتتاح است رئیس...
سادات گفت : خیلی خوب فردا 10 صبح میام افتتاحش کنم...
طبعا زمینی برای برای این منظور وجود نداشت ،خلاصه مرعی به شهر فیوم رفت و مزرعه ای با گوساله هایش آماده کرد و روز بعد سادات برای افتتاح رفت و دید عجب مزرعه فرحبخش و آبادی است.بازدید به پایان رسید . سادات آقای مرعی را به گوشه ای برد و پرسید هر گاومیش را چند اجاره کردی ؟؟
آقای مرعی از سوال جا خورد و جواب داد: 10 لیره آقای رئیس..
سادات گفت: 10 لیره برای 12ساعت اجاره زیاد نیست؟!!!
آقای مرعی شوکه شد و پرسید: کی به شما گفته که گاومیش ها را اجاره کردم؟؟
سادات گفت:آقا جان من فرزند صعید(استان صعید که فیوم از شهرستان های آن است) هستم ؛ وقتی وارد اصطبل شدم و گاومیش ها را دیدم آنها را هیجان زده یافتم که آرام و قرار ندارند و این وقتی اتفاق می افتد که گاومیش در اصطبل اصلی خودش نباشد...!!
نتیجه:
اگر بر مسئولی وارد شدید و دیدی هیجان زده و در حال شاخ و شانه کشیدن و توپ و تشر زدن است بدان که این مسئول در جایگاه خودش نیست و بخاطر اینکه کاری را پیش ببرد آنجا قرار گرفته است.