حل نمیشه. پاس داده میشه تا شب دیگهای!
ولی تا اینجاشو بلدم که باید پاس بدی شب دیگه ای، دستاشو از دور گلوت برداری و بگی باشه ولی لطفا یه شب دیگه از فردا سعی میکنم بهتر باشم.
خودتو بغل بگیر و مدام تکرار کن همه چیز بهتر میشه.
حتما فرداش با کسی راجع بهش صحبت کنید. فکر میکنم اون شخص برای فاطیما، سارا فلاح و برای ملیحه، بهار راسخ بوده…
صحبت با ادما، و اگر کسی نبود، نوشتنش روی برگه، سبک ترت میکنه. کلیگویی نکن، انقدر ریز ریز ریز بگو چرا کل شب حالت بد بود و گریه کردی که اهمیت و دردشم ریز بشه.
و فردا با شیب ملایمی! درس بخون، درس های سبک تر، ولی بخون. از ظهرش یا وسطای درست، حالا یه درس سنگین تر یا مبحثی که اون شب نگرانش بودی بخون. که حداقل مطمین باشی امشب باز همون اذیتت نمیکنه. ولی فقط یکی .
اروم بیا، جوری که دوباره بتونی از جاده خاکی بیای روی جاده اصلی.
اگر هم حل میشه من نمیدونم از تیم روانشناسی هوران باید بپرسید:))
ولی تا اینجاشو بلدم که باید پاس بدی شب دیگه ای، دستاشو از دور گلوت برداری و بگی باشه ولی لطفا یه شب دیگه از فردا سعی میکنم بهتر باشم.
خودتو بغل بگیر و مدام تکرار کن همه چیز بهتر میشه.
حتما فرداش با کسی راجع بهش صحبت کنید. فکر میکنم اون شخص برای فاطیما، سارا فلاح و برای ملیحه، بهار راسخ بوده…
صحبت با ادما، و اگر کسی نبود، نوشتنش روی برگه، سبک ترت میکنه. کلیگویی نکن، انقدر ریز ریز ریز بگو چرا کل شب حالت بد بود و گریه کردی که اهمیت و دردشم ریز بشه.
و فردا با شیب ملایمی! درس بخون، درس های سبک تر، ولی بخون. از ظهرش یا وسطای درست، حالا یه درس سنگین تر یا مبحثی که اون شب نگرانش بودی بخون. که حداقل مطمین باشی امشب باز همون اذیتت نمیکنه. ولی فقط یکی .
اروم بیا، جوری که دوباره بتونی از جاده خاکی بیای روی جاده اصلی.