🔴 ما در کنار پژوهشهای دانشگاهی، نیاز به کُنشگریهای تودگانی داریم!
✍️ #سیامک_رستمی
شوربختانه پژوهشگران و اندیشمندان ما، با همهٔ فرزانگی و فرهیختگی خود، جز در پَستوی دانشگاهها و نِبیگخانهها و میان گروهِ دانشجو و فرهیخته، شنوندهای ندارند.
ما در کنار زبان دانشگاهی، نیاز به کنشگرانی داریم که بتوانند با زبان تودگانی با تنهٔ هازمان (= بدنهٔ جامعه) و مردم کوچهوبازار پیوند بگیرند و همان پژوهشهای دانشگاهی را، این بار با زبان و ادبسار کوچهوبازار به مردم بنمایانند. کاری که پژوهشگران و استادان دانشگاهی در انجام آن ناکام بودهاند و سخنان و پژوهشهایشان جز در اندیشکدهها و نبیگخانههای خودشان، میان تودهٔ مردم خریداری ندارد.
پیوند میان دانشگاه و مردم، هنری است که امروز با گسترش روزافزون درونمایههای زرد در رایاسپهر (=فضای مجازی)، بیش از پیش بدان نیاز است. این خود هنر است که بتوانی با زبان تودگانی و مردمپسند سخن بگویی تا مردم را شیفته و پذیرای گفتار خود کنی. هنری که دانشگاهیان در آن ناکام بودند و تارنویسان (=بلاگرها) و رسانههای زرد، گوی را از این میدان ربودند.
امروز میدان رسانه و رایاسپهر، در دست دشمنان ایران و زبان پارسی است. اینان نیز، یکی دو تن نیستند که نگرانشان نباشیم. صدها و ای بسا هزاران تناند که از سوی نهادهای پانترکیسم در باکو، آنکارا و تلآویو، برای دروغپراکنی و دشمنی با زبان و فرهنگ پارسی سازماندهی شدهاند.
شاید اگر چند فرسته و درونمایهٔ زرد اینستاگرامی آنها را برای پژوهشگران و استادان دانشگاهی بفرستیم، به گولی و نادانیِ ایشان بخندند، ولی این جوسازی (=پروپاگاندا) بهراستی اثرگذار است و دارد مغز جوان ایرانی و آذربایجانی ما را شستوشو میدهد و بسیاری از جوانان آذری، این یاوهها را که هر روز و بارها و بارها دارد از برگههای گوناگون پانترکان بازگو میشود، باور میکنند.
اگر با آنها رویارویی فرهنگی نکنیم چند دههٔ دیگر با یک چالش فرهنگی میان ترکیزبانان آذربایجان روبهرو خواهیم بود!
باید پذیرفت که بیشینهٔ مردم پژوهشگرا و نِبیگخوان نیستند و همین یاوهها را که در رایاسپهر میبینند و میشنوند، باور میکنند. راستینگی این است که ترکیزبانان بسیار نیز باهم یکدستاند و از هم (هرچند بهنادرست) پشتیبانی میکنند.
ولی ما پارسیزبانان با اینکه در یک سنگریم، بهجای اینکه با یکدیگر باشیم و از هم پشتیبانی و از زبان و فرهنگ پارسی پدافند کنیم، جز تاختن به یکدیگر و ویرانسازیِ خودی، کاری از پیش نمیبریم.
بهجای اینکه یکدیگر را همسنگر بدانیم، هماورد (=رقیب) میانگاریم و میخواهیم دیگری را از سر راه برداریم و تنها خودمان دیده شویم.
این راه که ما پارسیان میرویم، به ترکستان است...
من استادان و پژوهشگران و دانشگاهیان را به همکاری و دوستی با چهرههای ایرانگرا در رایاسپهر فرامیخوانم، چراکه این چهرهها میتوانند با سخنگاه و جایگاهی که میان مردم دارند، بخش گمشدهٔ جورچین را پُر کنند و پُلی باشند میان دانشگاه و تودهٔ مردم، تا پژوهشگران دانشگاهی بهیاری این چهرهها بتوانند پژوهشهای خود را با زبان تودگانی میان مردم کوچهوبازار بگسترانند.
ما در یک سنگریم! سنگر ایران و زبان پارسی...
بهجای دشمنی و ویرانسازی یکدیگر، بر کاستیهای خود، برادرانه چشم بپوشیم و دست دوستی بههم دهیم و پارسی را باززیوانیم. و بدانیم و بپذیریم هیچکس بیلغزش و بیکاستی نیست!
@Rostami_Siamak
✍️ #سیامک_رستمی
شوربختانه پژوهشگران و اندیشمندان ما، با همهٔ فرزانگی و فرهیختگی خود، جز در پَستوی دانشگاهها و نِبیگخانهها و میان گروهِ دانشجو و فرهیخته، شنوندهای ندارند.
ما در کنار زبان دانشگاهی، نیاز به کنشگرانی داریم که بتوانند با زبان تودگانی با تنهٔ هازمان (= بدنهٔ جامعه) و مردم کوچهوبازار پیوند بگیرند و همان پژوهشهای دانشگاهی را، این بار با زبان و ادبسار کوچهوبازار به مردم بنمایانند. کاری که پژوهشگران و استادان دانشگاهی در انجام آن ناکام بودهاند و سخنان و پژوهشهایشان جز در اندیشکدهها و نبیگخانههای خودشان، میان تودهٔ مردم خریداری ندارد.
پیوند میان دانشگاه و مردم، هنری است که امروز با گسترش روزافزون درونمایههای زرد در رایاسپهر (=فضای مجازی)، بیش از پیش بدان نیاز است. این خود هنر است که بتوانی با زبان تودگانی و مردمپسند سخن بگویی تا مردم را شیفته و پذیرای گفتار خود کنی. هنری که دانشگاهیان در آن ناکام بودند و تارنویسان (=بلاگرها) و رسانههای زرد، گوی را از این میدان ربودند.
امروز میدان رسانه و رایاسپهر، در دست دشمنان ایران و زبان پارسی است. اینان نیز، یکی دو تن نیستند که نگرانشان نباشیم. صدها و ای بسا هزاران تناند که از سوی نهادهای پانترکیسم در باکو، آنکارا و تلآویو، برای دروغپراکنی و دشمنی با زبان و فرهنگ پارسی سازماندهی شدهاند.
شاید اگر چند فرسته و درونمایهٔ زرد اینستاگرامی آنها را برای پژوهشگران و استادان دانشگاهی بفرستیم، به گولی و نادانیِ ایشان بخندند، ولی این جوسازی (=پروپاگاندا) بهراستی اثرگذار است و دارد مغز جوان ایرانی و آذربایجانی ما را شستوشو میدهد و بسیاری از جوانان آذری، این یاوهها را که هر روز و بارها و بارها دارد از برگههای گوناگون پانترکان بازگو میشود، باور میکنند.
اگر با آنها رویارویی فرهنگی نکنیم چند دههٔ دیگر با یک چالش فرهنگی میان ترکیزبانان آذربایجان روبهرو خواهیم بود!
باید پذیرفت که بیشینهٔ مردم پژوهشگرا و نِبیگخوان نیستند و همین یاوهها را که در رایاسپهر میبینند و میشنوند، باور میکنند. راستینگی این است که ترکیزبانان بسیار نیز باهم یکدستاند و از هم (هرچند بهنادرست) پشتیبانی میکنند.
ولی ما پارسیزبانان با اینکه در یک سنگریم، بهجای اینکه با یکدیگر باشیم و از هم پشتیبانی و از زبان و فرهنگ پارسی پدافند کنیم، جز تاختن به یکدیگر و ویرانسازیِ خودی، کاری از پیش نمیبریم.
بهجای اینکه یکدیگر را همسنگر بدانیم، هماورد (=رقیب) میانگاریم و میخواهیم دیگری را از سر راه برداریم و تنها خودمان دیده شویم.
این راه که ما پارسیان میرویم، به ترکستان است...
من استادان و پژوهشگران و دانشگاهیان را به همکاری و دوستی با چهرههای ایرانگرا در رایاسپهر فرامیخوانم، چراکه این چهرهها میتوانند با سخنگاه و جایگاهی که میان مردم دارند، بخش گمشدهٔ جورچین را پُر کنند و پُلی باشند میان دانشگاه و تودهٔ مردم، تا پژوهشگران دانشگاهی بهیاری این چهرهها بتوانند پژوهشهای خود را با زبان تودگانی میان مردم کوچهوبازار بگسترانند.
ما در یک سنگریم! سنگر ایران و زبان پارسی...
بهجای دشمنی و ویرانسازی یکدیگر، بر کاستیهای خود، برادرانه چشم بپوشیم و دست دوستی بههم دهیم و پارسی را باززیوانیم. و بدانیم و بپذیریم هیچکس بیلغزش و بیکاستی نیست!
@Rostami_Siamak