پیشدرآمد 💠مکتوب هفته💠
سهمی از کفایت و صداقت
🖋دکترمحمّدعلی فیاضبخش
سهشنبه ۵ تیرماه
غرور ملّی در یک کشور، خودی و غیرخودی نمیشناسد. تعریف غرور ملّی لزوماً در بردن یک بازی و گلهای زدهشدهی بیشتر نیست. غرور ملّی یعنی فهم این نکته که دوغ و دوشاب یکی نیست و هرآنکه برای کشورش -هرچند فوتبال باشد ونه نان شب- مایه بگذارد، غرورآفرین است.
چه بد باختهاند کسانی که سر در برف فروبرده، از امواج غرور ملّی یک ملّت، کفهای بر آب را کرهی بر دوغ میبینند و حریصانه برمیگیرند، غافل از آنکه چربی بیجای این کره، روزی روزگاری، دیر یا زود، کلسترولی میشود دور رگ قلبهاشان، سکتهآور؛ ...و چه دیر به خود آیند!
چه بد تجارتی را عادت کردهاند، کسانی که یک روز از رانت اطلاعاتی و هک شدن کاملاً تصادفی(!) یک سایت و روزی دگر زیر سایهی اختاپوس تحریم و دیگر روز با دریافت ارز جهانگیرانه(!) جان میگیرند و حرمت مناعت و عزّت ملّتشان را پاس نمیدارند و دوروزهی میدانداری و تاختتازی را جاودانه میانگارند.
چه شبزده و توهّمگرفتهاند، آنانی که چشمشان نه دور را میبیند و نه نزدیک را؛ ...و نمیبینند ملّتشان را از انتهای روستایی در چابهار و ایرانشهر تا حوالی سوچی و دوروبر سارانسک، حتّی زیر گوششان در پایتخت؛ که وقتی شرف ایرانخواهی جوانانی وطنپرست را هم در میدانهای آشکارا نابرابر میبینند، آن را هم در کیسهی حساب جاری خود میریزند؛ غافل از آنکه این جوانان و این ملّت هواخواهشان، مدّتهاست آنها را در زمین بازی بندوبست و ریختوپاش و اختلاسشان تنها گذاشتهاند در انتظار سوت داور یا بازبینی ویدئوچک گوشهی این زمین گِرد.
دیشب ایران گلهای برتر را جشن نگرفت؛ که پیروز میدان بازی نبود؛ امّا برای دلهای برتر از ته دل بدون ملاحظهی شرم کسی شادی کرد؛ دلهایی که در هر شرایطی برای ایران میتپند. آری، دل به آن دلها داد و منتظر دُلدُل سیاستمدارانش و هزار و یک کارگروه تحلیل و بررسی بازی نماند، تا ببیند نظر آقایان چیست!
دیشب مردمان نه شرم کردند و نه آزرم آوردند از شادی و پایکوبیشان بعد از حذف سربلندانه و غیورانهی فرزندانشان؛ چرا که جایی برای شرم و سرافکندگی نبود. امّا همچنان خجالتها را باقی گذاشتند برای کسانی که نه قدر مردم میهندوست را میدانند و نه شرم میکنند از تغافل و بیخیالی مردم در اوج تنگناها؛ هنگامی که تیم کشورشان در میدان چشم جهانیان نام ایران را آواز میدهد و پرچم مردان را برمیافرازد.
مردم ما با چه زبانی بگویند که ایران را میخواهند با همهی بیشوکمها و فراخیها و تنگناها و حسن و عیبها؟ به شرطی که غیرت را وصداقت را نیز در پشت معایب و محاسن(!) ببینند. حسن و عیب، طبیعت کار و روزگار است؛ آنچه ناطبیعی است، بیصداقتی و بیکفایتیست.
سهمی از کفایت و صداقت را از تیم ملّی کشورشان بیاموزند.
🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #تیر
🔠 #سال1397
➡️ @Maktoob_Hafte
سهمی از کفایت و صداقت
🖋دکترمحمّدعلی فیاضبخش
سهشنبه ۵ تیرماه
غرور ملّی در یک کشور، خودی و غیرخودی نمیشناسد. تعریف غرور ملّی لزوماً در بردن یک بازی و گلهای زدهشدهی بیشتر نیست. غرور ملّی یعنی فهم این نکته که دوغ و دوشاب یکی نیست و هرآنکه برای کشورش -هرچند فوتبال باشد ونه نان شب- مایه بگذارد، غرورآفرین است.
چه بد باختهاند کسانی که سر در برف فروبرده، از امواج غرور ملّی یک ملّت، کفهای بر آب را کرهی بر دوغ میبینند و حریصانه برمیگیرند، غافل از آنکه چربی بیجای این کره، روزی روزگاری، دیر یا زود، کلسترولی میشود دور رگ قلبهاشان، سکتهآور؛ ...و چه دیر به خود آیند!
چه بد تجارتی را عادت کردهاند، کسانی که یک روز از رانت اطلاعاتی و هک شدن کاملاً تصادفی(!) یک سایت و روزی دگر زیر سایهی اختاپوس تحریم و دیگر روز با دریافت ارز جهانگیرانه(!) جان میگیرند و حرمت مناعت و عزّت ملّتشان را پاس نمیدارند و دوروزهی میدانداری و تاختتازی را جاودانه میانگارند.
چه شبزده و توهّمگرفتهاند، آنانی که چشمشان نه دور را میبیند و نه نزدیک را؛ ...و نمیبینند ملّتشان را از انتهای روستایی در چابهار و ایرانشهر تا حوالی سوچی و دوروبر سارانسک، حتّی زیر گوششان در پایتخت؛ که وقتی شرف ایرانخواهی جوانانی وطنپرست را هم در میدانهای آشکارا نابرابر میبینند، آن را هم در کیسهی حساب جاری خود میریزند؛ غافل از آنکه این جوانان و این ملّت هواخواهشان، مدّتهاست آنها را در زمین بازی بندوبست و ریختوپاش و اختلاسشان تنها گذاشتهاند در انتظار سوت داور یا بازبینی ویدئوچک گوشهی این زمین گِرد.
دیشب ایران گلهای برتر را جشن نگرفت؛ که پیروز میدان بازی نبود؛ امّا برای دلهای برتر از ته دل بدون ملاحظهی شرم کسی شادی کرد؛ دلهایی که در هر شرایطی برای ایران میتپند. آری، دل به آن دلها داد و منتظر دُلدُل سیاستمدارانش و هزار و یک کارگروه تحلیل و بررسی بازی نماند، تا ببیند نظر آقایان چیست!
دیشب مردمان نه شرم کردند و نه آزرم آوردند از شادی و پایکوبیشان بعد از حذف سربلندانه و غیورانهی فرزندانشان؛ چرا که جایی برای شرم و سرافکندگی نبود. امّا همچنان خجالتها را باقی گذاشتند برای کسانی که نه قدر مردم میهندوست را میدانند و نه شرم میکنند از تغافل و بیخیالی مردم در اوج تنگناها؛ هنگامی که تیم کشورشان در میدان چشم جهانیان نام ایران را آواز میدهد و پرچم مردان را برمیافرازد.
مردم ما با چه زبانی بگویند که ایران را میخواهند با همهی بیشوکمها و فراخیها و تنگناها و حسن و عیبها؟ به شرطی که غیرت را وصداقت را نیز در پشت معایب و محاسن(!) ببینند. حسن و عیب، طبیعت کار و روزگار است؛ آنچه ناطبیعی است، بیصداقتی و بیکفایتیست.
سهمی از کفایت و صداقت را از تیم ملّی کشورشان بیاموزند.
🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #تیر
🔠 #سال1397
➡️ @Maktoob_Hafte