✍️از سید حسن نصراله تا شیخ محمد بن راشد آل مکتوم
دیروز سید حسن نصراله روی در نقاب خاک کشید. شگفت آور است که از بعد از هفتم اکتبر تا دیروز هیچ یک از شیوخ میلیاردرِ عربِ سنی مذهب، برای آن پنجاه هزار مقتول کودک و زن که با بمب های میلیون دلاری کشته شدند به قدر مثقال ذره ای حرکتی عملی نکردند ولی آن شیعهی نشسته در لبنانِ فقیر، سرباز و گلوله و مهمات مهیا کرد و در میانه «معرکه حماس و اسرائیل» پای جانِ خودش و دوستانش را به میان کشید. و عاقبت هم جان در این راه گذاشت.
و مگر کاری داشت که او هم مثل شیخ محمد بن راشد آل مکتوم کناری می نشست؟
«چه فرهادها مرده در کوه ها؛ چه حلاجها رفته بر دارها...»
حماسِ سنی مذهب از سر استیصال (یا خشم یا هر آنچه که بنامیم) به اسرائیل یهودی حمله می کند و شیخ عربِ هم مذهبِ حماس کناری می نشیند تا دامانش تر نشود. شیخ محمد بن راشد حتی «نیم جمله» برای آن پنجاه هزار انسانِ مقتول حرفی نزد. حتی «پنج دقیقه» پشت هیچ تریبونی نرفت که بگوید به حرمت Human Dignity پنجاه هزار مخلوق خدا را اینگونه سلاخی نباید کرد.
ولی نصرالهِ شیعه میرود و پشت حماس قرار میگیرد. چرا؟!
سید حسن نصراله دیروز به خاک سپرده شد حال آنکه اگر او هم «از کنار این معرکه» بیسر و صدا عبور کرده بود (یا لااقل همانند شیخ بن زاید آل نهیان ، یا حتی مانند شیخ تمیم بن حمد آل ثانی) اکنون زنده و سرحال بود و لبخند بر لب سالهای سال زندگی می کرد! از مواهب این دنیای زیبا می چشید و طعمه بمبهای چندتنی نمی گشت.
زمانی که در دانشگاه کوبه دانشجو بودم دوست عرب فلسطینی ای با ما هم دوره بود و منزلش در جزیره پورت آیلند شهر کوبه در همسایگی.
در مسیر برگشت از دانشگاه می گفت: ما فلسطینیها سُنی هستیم ولی هر زمان که احساس می کنیم که فشارِ بغض تمام گلوی ما را می فشارد میرویم و یکی از خطبههای سیدحسن نصراله را می شنویم. صلابت و مردانگی در کلام و وجودِ این مرد هویداست و گوش کردن به او آرامبخش وجود زخمی ما.
این دنیا زیباست. آرمیدن و دیدن مواهب این دنیا را چرا انتخاب نکردی مرد؟! آیا پنجاه هزار مقتول ارزشش را داشت که تو هم یک کشته اضافه بر آن همه مقتولان باشی؟ شیعه فقیر لبنانی میخواست با همان توانِ موجودش بجنگد. و جنگید و کشته شد.
سید حسن نصراله هم میتوانست به دلسوزی و ابراز ترحم بر کشتگان اکتفا کند و از کنار معرکه بلغزد. او هم می توانست مثل دیگران با نقد «اشتباه محاسباتی حماس» کناری بنشیند و برای لشکر زن و کودکان مقتول فقط ابراز اندوه کند و ارسال تجهیزات دارویی! همین قدر شیک. مگر سخت بود اکتفا به همین قدر؟ ولی چنین نکرد. او دیروز روی در نقاب خاک کشید و از این دنیای بیرحم رفت.
✍️محمدرضا اسلامی
t.me/solseghalam
دیروز سید حسن نصراله روی در نقاب خاک کشید. شگفت آور است که از بعد از هفتم اکتبر تا دیروز هیچ یک از شیوخ میلیاردرِ عربِ سنی مذهب، برای آن پنجاه هزار مقتول کودک و زن که با بمب های میلیون دلاری کشته شدند به قدر مثقال ذره ای حرکتی عملی نکردند ولی آن شیعهی نشسته در لبنانِ فقیر، سرباز و گلوله و مهمات مهیا کرد و در میانه «معرکه حماس و اسرائیل» پای جانِ خودش و دوستانش را به میان کشید. و عاقبت هم جان در این راه گذاشت.
و مگر کاری داشت که او هم مثل شیخ محمد بن راشد آل مکتوم کناری می نشست؟
«چه فرهادها مرده در کوه ها؛ چه حلاجها رفته بر دارها...»
حماسِ سنی مذهب از سر استیصال (یا خشم یا هر آنچه که بنامیم) به اسرائیل یهودی حمله می کند و شیخ عربِ هم مذهبِ حماس کناری می نشیند تا دامانش تر نشود. شیخ محمد بن راشد حتی «نیم جمله» برای آن پنجاه هزار انسانِ مقتول حرفی نزد. حتی «پنج دقیقه» پشت هیچ تریبونی نرفت که بگوید به حرمت Human Dignity پنجاه هزار مخلوق خدا را اینگونه سلاخی نباید کرد.
ولی نصرالهِ شیعه میرود و پشت حماس قرار میگیرد. چرا؟!
سید حسن نصراله دیروز به خاک سپرده شد حال آنکه اگر او هم «از کنار این معرکه» بیسر و صدا عبور کرده بود (یا لااقل همانند شیخ بن زاید آل نهیان ، یا حتی مانند شیخ تمیم بن حمد آل ثانی) اکنون زنده و سرحال بود و لبخند بر لب سالهای سال زندگی می کرد! از مواهب این دنیای زیبا می چشید و طعمه بمبهای چندتنی نمی گشت.
زمانی که در دانشگاه کوبه دانشجو بودم دوست عرب فلسطینی ای با ما هم دوره بود و منزلش در جزیره پورت آیلند شهر کوبه در همسایگی.
در مسیر برگشت از دانشگاه می گفت: ما فلسطینیها سُنی هستیم ولی هر زمان که احساس می کنیم که فشارِ بغض تمام گلوی ما را می فشارد میرویم و یکی از خطبههای سیدحسن نصراله را می شنویم. صلابت و مردانگی در کلام و وجودِ این مرد هویداست و گوش کردن به او آرامبخش وجود زخمی ما.
این دنیا زیباست. آرمیدن و دیدن مواهب این دنیا را چرا انتخاب نکردی مرد؟! آیا پنجاه هزار مقتول ارزشش را داشت که تو هم یک کشته اضافه بر آن همه مقتولان باشی؟ شیعه فقیر لبنانی میخواست با همان توانِ موجودش بجنگد. و جنگید و کشته شد.
سید حسن نصراله هم میتوانست به دلسوزی و ابراز ترحم بر کشتگان اکتفا کند و از کنار معرکه بلغزد. او هم می توانست مثل دیگران با نقد «اشتباه محاسباتی حماس» کناری بنشیند و برای لشکر زن و کودکان مقتول فقط ابراز اندوه کند و ارسال تجهیزات دارویی! همین قدر شیک. مگر سخت بود اکتفا به همین قدر؟ ولی چنین نکرد. او دیروز روی در نقاب خاک کشید و از این دنیای بیرحم رفت.
✍️محمدرضا اسلامی
t.me/solseghalam