آکادمی مدیریت


Гео и язык канала: Иран, Фарси
Категория: не указана


⭕️ اولین کانال تلگرام با تمرکز بر آموزش و توانمندسازی مهارت های فردی، مدیریت و رهبری ؛ از مهر ۱۳۹۴
✅ برای آنکه یک مدیر و رهبر حرفه ای شوید باید نگرشی نو داشته باشید.
🔵 اطلاعات بیشتر
https://zil.ink/pmacademy
🗣 ارتباط
@consultingadmin
از ساعت ۱۴ تا ۲۴

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
Иран, Фарси
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


⭕️ صفحه لینکداین آکادمی؛

🖥 مباحث ویژه مدیریت و رهبری کسب و کار و سازمان را در صفحه تخصصی لینکداین آکادمی مدیریت (Linkedin) پیگیری و مطالعه نموده و ایده ها و نظرات خود را با ما و دیگران به اشتراک بگذارید. 👇

📱 دنبال کردن صفحه لینکداین


🤩 هنگام تعدیل نیرو بر انسانیت تمرکز کنید

در دوران تعدیل نیرو، شرکت‌ها باید علاوه بر مدیریت تغییرات سازمانی، بر انسانیت و رفاه کارکنان تمرکز کنند. تعدیل نیرو معمولاً به دلیل نیاز به بهینه‌سازی و افزایش بهره‌وری صورت می‌گیرد، اما اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند روحیه کارکنان را کاهش دهد، اعتماد به مدیریت را از بین ببرد و فرهنگ سازمانی را تضعیف کند. مثال‌هایی از شرکت‌هایی مانند دایسون نشان می‌دهد که رویکردهای غیرشفاف و غیرانسانی در تعدیل نیرو می‌توانند منجر به واکنش‌های منفی و کاهش انگیزه کارکنان شوند.

↩️شفافیت و ارتباط مؤثر
سازمان‌ها باید ارتباطات شفاف و به‌موقع را در اولویت قرار دهند. اطلاع‌رسانی زودهنگام درباره تغییرات احتمالی، به کارکنان کمک می‌کند تا از نظر ذهنی و حرفه‌ای آماده شوند. ارتباطات باید باز، صادقانه و مستمر باشد تا حس اعتماد و عدالت را تقویت کند. شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری، از جمله معیارهای انتخاب کارکنان برای تعدیل، باعث کاهش شایعات و افزایش احساس امنیت در محیط کار می‌شود.

↩️آموزش و توانمندسازی کارکنان
شرکت‌هایی مانند آمازون با سرمایه‌گذاری در برنامه‌های ارتقای مهارت، به کارکنان خود فرصت رشد و سازگاری با تغییرات را داده‌اند. این اقدامات نه‌تنها باعث کاهش تأثیرات منفی تعدیل نیرو می‌شود، بلکه به سازمان کمک می‌کند تا با تغییرات فناوری و نیازهای جدید بازار هماهنگ شود. آموزش مهارت‌های جدید می‌تواند به کارکنان کمک کند تا در نقش‌های جدیدی درون یا بیرون از سازمان فعالیت کنند.

↩️مدیریت انسانی در فرآیند تعدیل نیرو
نحوه اطلاع‌رسانی در مورد اخراج کارکنان، اهمیت زیادی دارد. استفاده از روش‌های غیرشخصی مانند ایمیل یا پیامک، بی‌احترامی به کارکنان تلقی می‌شود. اطلاع‌رسانی باید در جلسات حضوری و با همدلی انجام شود. مدیران و نمایندگان منابع انسانی باید از مهارت‌های هوش هیجانی برای مدیریت این مکالمات استفاده کنند تا اثرات منفی تعدیل نیرو به حداقل برسد.

↩️حمایت از کارکنان باقی‌مانده
تعدیل نیرو می‌تواند حس گناه و نگرانی در میان کارکنان باقی‌مانده ایجاد کند. مدیران باید با درک نگرانی‌های این کارکنان و تقویت حس تعلق، انگیزه آن‌ها را حفظ کنند. ایجاد فرصت‌های گفتگو، تقویت احساس ارزشمندی و ایجاد شفافیت در مورد آینده سازمان، به بهبود روحیه کارکنان کمک می‌کند.

🟥جمع‌بندی
تعدیل نیرو بخشی اجتناب‌ناپذیر از تحولات سازمانی است، اما نحوه مدیریت آن تأثیر مستقیم بر فرهنگ سازمانی، انگیزه کارکنان و اعتبار شرکت دارد. با اتخاذ رویکردهای شفاف، انسانی و حمایتگرانه، سازمان‌ها می‌توانند این تغییرات را با کمترین آسیب به نیروی انسانی اجرا کرده و اعتماد کارکنان را حفظ کنند.

منبع: Knowledge Insead

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱  لینکداین 
📷  اینستاگرام
📞  واتساپ
📱  فروم مدیران
✈️  تلگرام
🔺🔺🔺


🤩کاربرد متاورس در مدیریت منابع انسانی

با توجه به بحران‌های جهانی مانند کمبود استعداد، فرسودگی شغلی و نوسانات اقتصادی، متاورس به عنوان راهکاری نوین برای بهینه‌سازی استراتژی‌های منابع انسانی مطرح شده است. این فناوری می‌تواند تغییرات چشمگیری در فرآیندهای جذب استعداد، تعاملات کاری و کاهش هزینه‌ها ایجاد کند.

↩️مزایای استفاده از متاورس در منابع انسانی
✴️بهبود فرآیند پذیرش کارکنان و آشنایی با فرهنگ سازمانی
متاورس به کارکنان این امکان را می‌دهد که قبل از پیوستن به سازمان، با محیط و ارزش‌های آن آشنا شوند.

✴️افزایش تنوع در استخدام
حذف موانع جغرافیایی و کاهش تعصبات در فرآیند جذب، باعث ایجاد فرصت‌های برابر برای گروه‌های مختلف می‌شود.

✴️بهینه‌سازی استراتژی‌های جذب و استخدام
فناوری متاورس امکان تحلیل دقیق‌تر داده‌ها را برای درک بهتر نیازهای استخدامی فراهم می‌کند.

✴️صرفه‌جویی در هزینه‌ها
کاهش هزینه‌های سفر و برگزاری جلسات حضوری، بهره‌وری سازمان‌ها را افزایش می‌دهد.

✴️دسترسی به استعدادهای جهانی
سازمان‌ها می‌توانند بدون محدودیت‌های جغرافیایی، نیروی کار مورد نیاز خود را از سراسر جهان جذب کنند.

✴️چالش‌های متاورس در منابع انسانی
مشکلات فنی و محدودیت‌های دسترسی
نیاز به اینترنت پرسرعت و تجهیزات پیشرفته، ممکن است دسترسی برخی افراد را محدود کند.

✴️محدودیت‌های کاربردی در برخی صنایع
در صنایعی مانند بهداشت و ساخت‌وساز، حضور فیزیکی ضروری بوده و متاورس به‌طور کامل جایگزین نخواهد شد.

✴️مقاومت در برابر تغییرات
برخی کارکنان و کارفرمایان به دلیل عدم آشنایی با این فناوری، در پذیرش آن تردید دارند.

✴️مسائل امنیتی و حریم خصوصی
حفاظت از داده‌های کاربران و جلوگیری از حملات سایبری، از چالش‌های کلیدی این فناوری است.

کاربرد متاورس در جذب استعدادها
طبق گزارش موسسه Korn Ferry، کمبود استعداد تا سال 2030 می‌تواند 8.5 تریلیون دلار به اقتصاد جهانی آسیب برساند. متاورس می‌تواند این چالش را کاهش داده و فرصت‌های استخدامی گسترده‌تری ایجاد کند.

✴️نمایشگاه‌های شغلی مجازی
شرکت‌هایی مانند سامسونگ با استفاده از متاورس، نمایشگاه‌های شغلی مجازی برگزار کرده‌اند که تعاملات بین کارفرمایان و متقاضیان را تسهیل می‌کند.

✴️دسترسی به نیروی کار جهانی
سازمان‌ها بدون نگرانی از موقعیت جغرافیایی، می‌توانند بهترین استعدادها را جذب کنند.

✴️مصاحبه و پذیرش کارکنان در دنیای مجازی
متاورس امکان مصاحبه‌های تعاملی و جذاب را فراهم می‌کند که مشابه مصاحبه‌های حضوری است. برای مثال، شرکت Accenture توانست در دوران کرونا بیش از 150 هزار کارمند را از طریق متاورس پذیرش کند.

✴️ارزیابی مهارت‌ها در محیط شبیه‌سازی‌شده
سازمان‌ها می‌توانند از ابزارهای متاورسی برای سنجش مهارت‌های شناختی و فنی متقاضیان استفاده کنند.

↩️آینده متاورس در منابع انسانی
تحقیقات نشان می‌دهد که تا سال 2027، 30 درصد از سرمایه‌گذاری‌های سازمان‌ها به توسعه فضاهای کاری مجازی اختصاص خواهد یافت. با اینکه پذیرش این فناوری به زمان نیاز دارد، اما در دوران بحران‌های اقتصادی و کمبود نیروی انسانی، متاورس می‌تواند ابزاری کلیدی برای مدیریت منابع انسانی باشد. با این حال، سازمان‌ها باید استراتژی‌های مناسبی برای مقابله با چالش‌های فنی، فرهنگی و امنیتی آن تدوین کنند.

منبع: دنیای اقتصاد

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


Репост из: تبادل تخصصی
💯 همراهان گرامی؛

در ‌ادامه لینک تعدادی‌ از برترین کانالهای تخصصی با موضوعات مختلف برای استفاده شما ارایه شده است 👇

🤩 یک مدیر حرفه ای شوید!
🎓 @pmacademy

🤩 نکات کلیدی مدیریت کسب و‌کار
📌 @managertips

🤩 مدیریت پروژه‌ و ساخت
🖥 @ project_school

🤩 مهندسی صنایع
🗣@ieinstitute

🤩 معرفی رویدادهای کسب و کار
🔗 @events_mag

🤩 دانلود رایگان کتاب های مرجع مدیریت
📚 @pmbooks

🤩خلاصه کتابهای مدیریتی
🎮 @businesskindle

🤩 زبان بدن را حرفه ای بیاموزید
🙂@negobody

🤩 کانال مرجع MBA و DBA
📍@mbaevent

🔖آموزش مدیریت منابع انسانی
➡️ @hrmguide

⚙️ کانال مدیریت تولید و عملیات
@operations_production

📱گروه فروم مدیران ایران
➡️@iran_managers_forum

📱 لینکداین مدیریت
🔗Linkedin
🗄🗄🗄🗄🗄🗄🗄


Репост из: راهنمای منابع انسانی
🔺 چرخه یادگیری‌زدایی

امروزه یادگیری به تنهایی کافی نیست؛ زیرا گاهی آنچه مانع پیشرفت و توسعه می‌شود، نه کمبود دانش جدید، بلکه پایبندی به دانش‌ها و باورهای قدیمی است. یادگیری‌زدایی (Unlearning) فرآیندی است که طی آن افراد از دانش‌ها، عادات و نگرش‌های ناکارآمد گذشته فاصله می‌گیرند تا فضای لازم برای یادگیری مفاهیم جدید ایجاد شود.
🔄چرخه یادگیری‌زدایی:

1⃣ یادگیری‌زدایی:
در این مرحله، کارکنان باورها، عادات،یا روش‌های قدیمی که دیگر با شرایط جدید همخوانی ندارند، مورد بازنگری قرار داده و به‌تدریج از آن‌ها فاصله می‌گیرند. این فرایند نیازمند فروتنی، شجاعت در پذیرش تغییر، و تمایل به شکستن چارچوب‌های ذهنی گذشته است.
2⃣ یادگیری‌مجدد:
پس از رها کردن عادات قدیمی، کارکنان مفاهیم، مهارت‌ها و رویکردهای جدید را می‌آموزند. این مرحله شامل یادگیری روش‌ها، تکنیک‌ها و ابزارهای جدید مورد نیاز است.
3⃣ تحول و پیشرفت:
نتیجه نهایی این چرخه، ایجاد تحولی عمیق در نگرش و عملکرد کارکنان است. در این مرحله، افراد به بینش‌های نوینی دست می‌یابند که هم مسیر رشد شخصی‌شان را هموار می‌کند و هم سازمان را به سطوح بالاتری از موفقیت هدایت می‌کند.

🎮 کانال راهنمای منابع انسانی
@hrmguide


Репост из: Snapp | اسنپ
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
😎 با امکان تازه‌ی سرویس درخواست خودروی اسنپ، سفرت رو با مسافر دیگه‌ای شریک شو تا هزینه‌ی سفرت کاهش پیداکنه. این امکان فقط برای کاربران مسافرِ تنها در نظر گرفته شده. 🚗

کافیه موقع اسنپ گرفتن، بعد از انتخاب مبدا و مقصد گزینه‌ی «سفر اشتراکی» رو انتخاب کنی و بعد روی «درخواست اسنپ» بزنی.📱

ویدیو رو ببین تا باامکانات «سفر اشتراکی» بیشتر آشنا بشی.

@Snappofficial ✔️


🤩 رهبری در محیط VUCA (بی‌ثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام)

در دنیای امروز، سازمان‌ها با چالش‌های متعددی روبه‌رو هستند که ناشی از بی‌ثباتی (Volatility)، عدم قطعیت (Uncertainty)، پیچیدگی (Complexity) و ابهام (Ambiguity) یا به اختصار VUCA است. این شرایط، تصمیم‌گیری و مدیریت را دشوارتر کرده و نیاز به سبک‌های جدید رهبری را افزایش داده است. رهبران موفق در محیط VUCA باید انعطاف‌پذیر، آینده‌نگر و توانمند در مدیریت تغییر باشند.

۱. بی‌ثباتی (Volatility) و راهکارهای رهبری
بی‌ثباتی به تغییرات سریع و غیرمنتظره در بازارها، فناوری‌ها و شرایط اقتصادی اشاره دارد. رهبران برای مقابله با این چالش باید:
🔹 چابکی و انعطاف‌پذیری داشته باشند و بتوانند به سرعت به تغییرات واکنش نشان دهند.
🔹 برنامه‌ریزی سناریویی را در دستور کار قرار دهند تا برای شرایط مختلف آمادگی داشته باشند.
🔹 فرهنگ یادگیری مداوم را در سازمان تقویت کنند تا تیم‌ها بتوانند با تغییرات سازگار شوند.

۲. عدم قطعیت (Uncertainty) و نقش رهبران
در دنیای VUCA، آینده نامشخص است و داده‌های کافی برای پیش‌بینی دقیق وجود ندارد. برای مدیریت عدم قطعیت، رهبران باید:
🔹 تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را تقویت کرده و از تحلیل داده‌ها برای کاهش عدم قطعیت استفاده کنند.
🔹 ارتباطات شفاف با تیم‌ها و ذینفعان داشته باشند تا اطمینان و اعتماد ایجاد کنند.
🔹 تفکر خلاق و نوآورانه را در سازمان پرورش دهند تا راهکارهای جدید برای شرایط نامعلوم بیابند.

۳. پیچیدگی (Complexity) و مهارت‌های مورد نیاز
جهانی که در آن فعالیت می‌کنیم، مملو از ارتباطات متقابل، تغییرات سریع و مسائل چندبعدی است. رهبران برای مدیریت پیچیدگی باید:
🔹 تفکر سیستمی داشته باشند و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنند.
🔹 توانایی همکاری بین بخشی را تقویت کنند و از کار تیمی برای حل چالش‌های پیچیده استفاده کنند.
🔹 فرایندهای تصمیم‌گیری چابک ایجاد کنند تا پاسخگویی سازمان به تغییرات سریع‌تر و کارآمدتر باشد.

۴. ابهام (Ambiguity) و شیوه‌های رهبری
ابهام به شرایطی اشاره دارد که در آن اطلاعات کافی برای تفسیر درست رویدادها وجود ندارد. رهبران برای مقابله با ابهام باید:
🔹 چشم‌انداز روشن و استراتژی‌های مشخصی را برای هدایت تیم‌ها ارائه دهند.
🔹 انعطاف‌پذیری شناختی داشته باشند و به سرعت بین گزینه‌های مختلف جابه‌جا شوند.
🔹 فرهنگ تجربه‌گرایی را در سازمان ایجاد کنند تا آزمون و خطا بخشی از فرآیند یادگیری شود.

نتیجه‌گیری
در دنیای VUCA، رهبران باید چابک، آینده‌نگر، نوآور و توانمند در مدیریت تغییر باشند. هوش هیجانی، تفکر استراتژیک و مهارت‌های ارتباطی قوی از ویژگی‌های کلیدی رهبران موفق در این محیط هستند. توانایی ایجاد اعتماد، مدیریت بحران و هدایت تیم‌ها در شرایط نامشخص، تفاوت یک رهبر معمولی و یک رهبر عالی را مشخص می‌کند.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 چگونه کارکنان سمی در محیط کار رشد می‌کنند؟

🔸ترکیبی از سه ویژگی منفی شخصیتی - ماکیاولیسم، خودشیفتگی و روان‌پریشی - در افرادی دیده می‌شود که به رفتارهای نامطلوبی مانند فریبکاری، سوءاستفاده از دیگران و زورگویی در محل کار دست می‌زنند. این افراد، علی‌رغم ویژگی‌های مخربشان، به دلیل ظاهر جذاب، اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های رهبری، در مصاحبه‌های شغلی موفق می‌شوند و در محیط‌های کاری به جایگاه‌های مدیریتی راه پیدا می‌کنند.

◀️ تاکتیک‌های نرم و سخت

🔸افراد دارای سه‌گانه تاریک برای رسیدن به اهداف خود، از تاکتیک‌های نرم (مانند متقاعدسازی و ایجاد روابط اجتماعی) و تاکتیک‌های سخت (مانند فریبکاری و فشار آوردن) استفاده می‌کنند. در ظاهر، ممکن است از شوخی‌ها یا تمجید برای جلب اعتماد استفاده کنند، اما در نهایت از دوستی‌ها برای سوءاستفاده بهره می‌برند.

◀️ چرا این افراد پیشرفت می‌کنند؟

▪️ویژگی‌های جذاب: این افراد در ظاهر، رهبری قوی و اعتمادبه‌نفس بالایی از خود نشان می‌دهند.

▪️عدم شناخت کافی: فرایندهای کوتاه‌مدت استخدام اجازه نمی‌دهد جنبه‌های منفی شخصیتی آنها آشکار شود.

▪️قدرت‌طلبی: آنها با بهره‌گیری از تاکتیک‌های سخت، به جایگاه‌های بالای سازمانی دست پیدا می‌کنند.

◀️ راهکار چیست؟

برای مقابله با نفوذ این افراد، سازمان‌ها باید به جای تمرکز صرف بر جذابیت‌های اولیه، به ارزیابی دقیق شخصیت و رفتار بلندمدت بپردازند. همچنین، ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت و مسئولیت‌پذیری می‌تواند به شناسایی این رفتارها کمک کند.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 تله ایزومورفیسم!
✍ دکتر محمدرضا سعیدی

🔸در طبیعت، مگس‌هایی وجود دارند که خود را به شکل و شباهت زنبور عسل در می‌آورند. حتی صدای وزوز مشابه ایجاد کرده و رنگ و ظاهر خود را هم با زنبور عسل همسان‌سازی می‌کنند. این پدیده تحت عنوان تقلید (Mimicry) شناخته می شود و اساسا در این وضعیت هدف اصلی شبیه شدن است ولو بدون کارايی واقعی.

🔸در دنیای سازمان‌ها نیز مفهوم مشابهی وجود دارد به نام ایزومورفیسم (Isomorphism) و یا هم‌شکلی سازمانی؛ پدیده‌ای که در آن سازمانها و نهادها، ساختار، شیوه، نماد و حتی فرهنگ مشابهی را اختیار می‌کنند تا شبیه به سازمان‌های موفق و معروف عمل کنند. این پدیده، گاه به تقلید کورکورانه سازمان‌ها از یکدیگر منجر می‌شود، به طوری که ظاهری فریبنده و مدرن پیدا می‌کنند، اما از کارایی و عملکرد مطلوب تهی است.

🔸رفتارپژوهان سازمانی برای این پدیده دلایل مختلفی می‌آورند:

▪️ایجاد مشروعیت از طریق مشابهت با سازمانهای موفق و جستجوی اعتبار و پذیرش از سوی جامعه ذینفعان.

▪️کاهش احساس عدم اطمینان؛ یعنی سازمان‌ها بعضا با تقلید از شیوه های موفق، خطر شکست در محیط های ناپایدار و نامطمئن را کاهش می‌دهند.

▪️بهبود عملکرد؛ البته واضح است که بعضا تقلید درست شیوه ها و قابلیت‌های یک مجموعه دیگر می‌تواند منجر به بهبود عملکرد شود.

◀️ ایزومورفیسم می تواند هوشمندانه و آگاهانه باشد، اگرعملکرد بر شکل و فرم بچربد. در غیر این‌صورت به مثابه تله ای خواهد بود که سازمان در آن می افتد و خارج شدن از آن به آسانی نخواهد بود.
بنابراین ایزومورفیسم می تواند مزایایی داشته باشد به شرط آنکه امر تعادل در بکار گیری آن رعایت گردد. تاکید بیش از حد بر ایزومورفیسم اسباب خفه کردن نوآوری را فراهم خواهد کرد. چرا که این مشابهت سازی ها جوابگو نخواهد بود و قدرت انطباق سازمان با محیط پیرامون از دست می رود.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 سه اشتباه که هنگام تغییر حوزه کاری باید از آنها اجتناب کنید

شاید به دنبال تجربه‌ای تازه هستید یا شغل فعلی‌تان دیگر برایتان جذابیتی ندارد یا شاید هم دلتان می‌خواهد همه‌ چیز را زیرورو کنید. حالا بعد از چند ماه یا شاید چند سال فکر کردن به این موضوع به این نتیجه رسیده‌اید که وقت تغییر است. حرکت بزرگی است! اما تا دست به کار نشده‌اید، حواستان باشد مرتکب این سه اشتباه نشوید تا فرآیند ساده‌تری را تجربه کنید.

1⃣ باید از صفر شروع کنید

🔸اگر سال‌ها سخت تلاش کرده و برای جایگاه حرفه‌ای کنونی‌تان زحمت کشیده باشید، تصور از نو شروع کردن می‌تواند ترسناک باشد. اما بیشتر تغییرات شغلی معمولا آنقدری که به نظر می‌رسد ریشه‌ای و دراماتیک نیستند. پس قرار نیست همه مهارت‌هایتان را دور بریزید.

🔸برای شروع می‌توانید شرح شغلی خود را مرور و مهارت‌های اکتسابی‌تان را لیست کنید. چه مهارت‌هایی بین‌شاخه‌ای هستند؟ کدام‌‌ها در نقش کاملا متفاوتی به کار می‌آیند؟ وقتی بفهمید چقدر از مهارت‌هایتان را می‌توانید با خودتان ببرید شگفت‌زده می‌شوید.

🔸به عنوان مثال فرض کنید متخصصی در حوزه خدمات مشتری هستید و حالا می‌خواهید مدیر پروژه شوید. تجربه شما در برخورد با مشتریان، حل مشکلات و سروکار داشتن با آدم‌های متفاوتی از بخش‌‌های گوناگون سازمان در نقش جدید، بسیار به کارتان می‌آید، پس جعبه‌ابزار شغل جدیدتان اصلا آن طور که فکر می‌کنید خالی نیست و بیش از آنچه که فکرش را می‌کنید به درد بخور و کار راه انداز است.

2⃣ باید به دانشگاه برگردید

🔸عده‌ای بر این باورند که یک مدرک جدید، حالا چه کارشناسی باشد یا کارشناسی ارشد، خیلی جادویی بلاتکلیفی‌ها و مشکلات شغلی‌شان را از بین می‌برد و آنها را به شغل رویایی‌شان می‌رساند. اما متاسفانه همیشه از این خبرها نیست. درست است که اگر قصد داشته باشید وکیل یا پزشک شوید، حتما به مدرک مرتبطش احتیاج خواهید داشت، اما برای خیلی از حوزه‌های دیگر چنین الزام سفت و سختی وجود ندارد.

🔸مثلا اگر تصمیم گرفته‌اید که تدریس را رها کنید و وارد حوزه بازاریابی دیجیتال شوید لازم نیست همه‌چیز را رها کنید و به دانشگاه برگردید تا مدرک بازاریابی‌تان را بگیرید. برای این مورد استعداد در تولید محتوا و مدیریت پروژه‌ها به همان اندازه لازم و ارزشمند است. در حوزه‌هایی مثل بازاریابی دیجیتال یا مدیریت پروژه، مهارت‌های عملی، گواهینامه‌ها و تجربیات مرتبط اغلب از مدرک تحصیلی ارزشمندتر هستند.

3⃣ خراب‌کردن پل‌های پشت سر

🔸فراموش نکنید که کارفرمایان آینده برایشان مهم است که شما کار قبلی را چگونه ترک کرده‌اید و یک سابقه بد، پیدا کردن فرصت خوب بعدی را تبدیل به یک چالش سخت می‌کند. دنیای کسب‌وکار کوچک‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید و هرگز نمی‌دانید کی و کجا دوباره با همکاری قدیمی مواجه می‌شوید یا به توصیه او احتیاج پیدا می‌کنید. به همین دلیل، ترک کار حرفه‌ای و حفظ روابط دوستانه بسیار مهم است.

🔸موفقیت در درازمدت به گسترش شبکه روابط حرفه‌ای‌تان وابسته است. ارتباطات شما می‌توانند درهای منتهی به مشتریان جدید، مشاغل تازه و هرآنچه را که فکرش را بکنید به رویتان باز کنند. اگر حالا زمان بگذارید و این روابط را ایجاد و تقویت کنید، در آینده نتیجه‌اش را می‌بینید.

منبع: Forbes
 
🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 ⁣۱۰ کاری که مدیران چابک باید متفاوت انجام دهند، عبارتند از:


1⃣ کار کمتر:
کارٍ در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.


🔢 اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.


🔢 یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.



🔢 یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.



🔢 تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.



🔢 توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.


🔢 پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.


🔢 افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.


🔢 همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.


1⃣0⃣ رهبری نمونه دبودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آنهاستفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.


🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 استفاده از ماتریس تفویض برای تصمیم‌گیری در خصوص تفویض یا عدم تفویض وظایف

چگونه تصمیم بگیریم وظایف مختلف را می‌توان به دیگری محول کرد یا خیر؟در رابطه با این پرسش، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. یک دیدگاه این است که در یک نقطه خاص، با کمترین استثناء، هرچیزی که پتانسیل تفویض اختیار دارد باید به کارکنان محول شود.

یک روش خوب برای مشخص کردن وظایفی که باید تفویض شوند، استفاده از ماتریس تفویض است که در آن، وظایف را از نظر اولویتشان برای تفویض به ۴ دسته تقسیم می‌کند. رهبران با استفاده از این ماتریس می‌توانند بر حسب میزان مهارتشان روی کار مورد‌نظر یا علاقه‌ای که به آن دارند، در مورد تفویض وظایف تصمیم‌گیری کنند. مثلا اگر به‌عنوان مدیر به کاری علاقه دارید و در آن از مهارت خوبی برخوردار هستید، نباید آن را تفویض کنید.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 روانشناسی پنهان همه‌چیزدان‌ها!

🔸همه ما در زندگی خود فردی را می‌شناسیم که همواره به بحث و اظهار نظر در مورد هر موضوعی علاقه‌مند است؛ حتی زمانی که تخصص یا دانش چندانی در آن حوزه ندارد. این رفتار معمولاً نه تنها آزاردهنده، بلکه گاهی خسته‌کننده است. برای اینکه بدانیم چرا برخی افراد این‌گونه رفتار می‌کنند، لازم است به چند مفهوم روانشناختی توجه کنیم که ریشه‌های این رفتار را توضیح می‌دهند.

◀️ واقع‌گرایی ساده‌لوحانه؛ چرا برداشت ما از واقعیت گاهی دقیق نیست؟

یکی از مفاهیمی که به درک رفتار همه‌چیزدان‌ها کمک می‌کند، پدیده‌ای به نام «واقع‌گرایی ساده‌لوحانه» است. این مفهوم به گرایش طبیعی انسان‌ها برای فرض اینکه برداشت و ادراک آن‌ها از جهان دقیق و بی‌نقص است، اشاره دارد. اما واقعیت این است که همه چیزهایی که ما می‌پنداریم «می‌دانیم»، از فیلترهایی عبور کرده است که شامل تعصبات شناختی، میان‌برهای حسی و خاطراتی با بار احساسی می‌شود. این فیلترها باعث می‌شوند که درک ما از جهان با واقعیت فاصله داشته باشد، اما اکثر افراد این تفاوت را درک نمی‌کنند و فکر می‌کنند که برداشت آن‌ها دقیق است.

◀️ توهم کفایت اطلاعات؛ چرا فکر می‌کنیم بیشتر از آنچه می‌دانیم، می‌دانیم؟

علاوه بر واقع‌گرایی ساده‌لوحانه، تعصب شناختی دیگری که ممکن است در رفتار همه‌چیزدان‌ها نقش داشته باشد، پدیده‌ای به نام «توهم کفایت اطلاعات» است. این پدیده به حالتی اشاره دارد که فرد با وجود داشتن اطلاعات ناکافی، تصور می‌کند که دانایی کافی برای قضاوت درست در مورد یک موضوع دارد.

◀️ انگیزه‌های روانی پشت رفتار همه‌چیزدان‌ها؛ میل به کنترل و برتری

همه ما تا حدی این تعصبات شناختی را تجربه می‌کنیم، اما همه‌چیزدان بودن رفتاری نیست که در همه افراد دیده شود. برخی افراد به دلیل حساسیت بیشتر به موقعیت اجتماعی و جایگاه خود، تمایل دارند که دیدگاه‌هایشان را به دیگران تحمیل کنند تا به نوعی احساس برتری و قدرت کنند. از آنجایی که ذهن انسان معمولاً میل به خودمختاری و کنترل بر محیط دارد، برخی افراد این نیاز به کنترل را با تلاش برای تحمیل نظراتشان بر دیگران برآورده می‌کنند.

◀️ اثر دانینگ-کروگر؛ چرا افراد با تخصص کم، خود را دانا می‌پندارند؟

یکی دیگر از تعصبات شناختی که در رفتار همه‌چیزدان‌ها نقش بسزایی دارد، «اثر دانینگ-کروگر» است. این اثر به این اشاره دارد که افرادی که شایستگی کافی در یک حوزه ندارند، توانایی خود را در آن حوزه بیش از حد ارزیابی می‌کنند. این افراد به دلیل کمبود درک عمیق، نمی‌توانند تشخیص دهند که کسی دانش و تخصص بیشتری نسبت به آن‌ها دارد و در نتیجه با اعتماد به نفس بالا در مورد موضوعات اظهارنظر می‌کنند.

 منبع: sciencefocus

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 غلت‌زدن روی کاکتوس‌ها!

🔸يك مرد جوان در پارک بزرگ كاكتوس مشغول قدم‌زدن بود، ناگهان تمام لباس‌هايش را در آورده و به وسط كاكتوس‌ها مى‌پرد و غلت مى‌زند، افرادى كه اطراف بودند او را با زحمت بيرون مى‌آورند و از او مى‌پرسند: چرا اين‌كار را كردى؟! و او پاسخ مى‌دهد كه: در آن لحظه به‌نظرم كار خوبى مى‌آمد.

🔸اغلب ماها انتخاب‌هاى اين چنينى داريم كه در لحظه به‌نظرمان كار درستى مى‌آمده است؛ زمانی كه از ترس تنهايى با كسى ارتباط داشتيم كه ما را به بيراهه كشانده، در زمان درماندگى از كسى درخواست كمك كرديم كه صلاح ما را نمى‌خواسته، تلاش براى نگه‌داشتن فردى كرديم كه روح و شخصيت ما را پايمال كرده، در این شرایط همه ما احتمالا در ميان كاكتوس‌ها غلت زده‌ايم.

◀️ ما در آن لحظه اين رفتارهاى آسيب‌زا را انتخاب مى‌كنيم، اما چرا؟!

🔸استفاده از يك‌سرى الگوها كه ممكن است از والدين يا اطرافيان آموخته شده باشد، يا انتخاب آسان‌ترى است نسبت به فكركردن و پيداكردن انتخاب‌هاى بهتر. اين است كه ما را بر آن مى‌دارد كه رنج‌بردن و تحمل درد را انتخاب كنيم.

🔸باور اين كه موقعيتى نااميدكننده است و شما نمى‌توانيد هيچ كارى بكنيد باعث اين همه رنج شده است. باور افسرده‌شدن بسيار راحت‌تر از تلاش براى گرفتن حق است؛ باور نااميدى و اندوه راحت‌تر از تغيير مسير و شروع مجدد است؛ ما به اين علت است كه در شرايط خاص روى كاكتوس‌ها غلت مى‌زنیم.

📖 تئوری انتخاب از ويليام گلاسر

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 یک مدیر خوب باید معلم خوبی باشد!

از جمله صفاتی که می‌تواند به موفقیت یک مدیر کمک کند، توانایی او در تدریس است. در اینجا توضیح می‌دهیم که چرا یک مدیر خوب معلمی خوب است. البته الزامی وجود ندارد که معلم‌های خوب، مدیرانی خوب باشند.

▪️ از مهم‌ترین وظایف یک مدیر این است که حرف‌هایی را که در ذهن دارد، به دیگران منتقل کند. اگر او نتواند در کوتاه‌ترین شکل ممکن تمام منظورش را منتقل کند، کارایی در سازمان پایین می‌آید. ممکن است او دقیقا بداند مشکل چیست و بداند برای رفع مشکل هرکس باید چه کار کند. اما نتواند موضوع را برای دیگران توضیح دهد. در مقابل یک معلم خوب در انتقال مفاهیم مهارت دارد. با وجود مهارت بالا در انتقال مفاهیم، ممکن است یک یا چند کارمند به هر دلیل نتوانند حرف مدیر را بفهمند. یک معلم خوب در این شرایط با صبر و حوصله موضوع را بسط می‌دهد، مثال می‌زند و با اجرای نمونه عملی موضوع را به بهترین شکل جا می‌اندازد.

▪️ یک معلم خوب درک می‌کند که انسان‌ها برای یادگیری به زمان نیاز دارند. آن‌ها نمی‌توانند ده یا بیست وظیفه جدید را در یک روز یاد بگیرند و آن‌ها را به بهترین شکل اجرا کنند. مدیر خوب باید رفته‌رفته اطلاعات را منتقل کند، به کارمندان فرصت تمرین بدهد و اشتباهات آن‌ها را بپذیرد. او درک می‌کند که پیشرفت به زمان نیاز دارد.

▪️نظام پاداش و تنبیه در محیط کار هم وجود دارد. اما گاهی تشویق یک کارمند دیگران را می‌رنجاند یا تنبیه می‌تواند ادامه کار را برای عده‌ای تلخ و عذاب‌آور کند. یک مدیر خوب با طراحی درست پاداش‌ها و تنبیه‌ها، از این ابزارها در راستای افزایش بهره‌وری استفاده می‌کند.

▪️یک معلم خوب می‌تواند دانش‌آموزان را بخندانند. دانش‌آموزانی که بانشاط سر کلاس حاضر می‌شوند، بهتر می‌توانند یاد بگیرند. کارمندهای بانشاط و خوشحال نسبت به کارمندانی که همیشه در ترس و اضطراب هستند بازدهی بیشتری دارند. مدیر بلد است در نهایت ادب و احترام شوخی کند و محیطی پویا و شاد بسازد.

معلمی کار ساده‌ای نیست. هر روز سروکله زدن با چندین کودک که هرکدام مشکلات خاص خودشان را دارند، بی‌قراری می‌کنند، از مدرسه خوششان نمی‌آید و در آسیب‌پذیرترین سال‌های زندگی‌شان هستند، شاید یکی از دشوارترین کارهای جهان باشد. اما کار یک مدیر ساده‌تر از شغل معلم نیست. مدیر باید از مدیریت لذت ببرد. البته نه از دستور دادن و نه از احساس قدرت. بلکه از هدایت یک تیم برای رسیدن به هدفی مشخص.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 چه کنیم که مدیر ما متوجه ارزش کارمان شود؟

ار کردن در شغلی که هیچ‌کس متوجه تلاش‌های شما نمی‌شود، جالب نیست. وقتی به کار شما توجهی نمی‌شود، چطور می‌توانید تلاش‌های خود را برجسته کنید؟ با چه کسی باید این کمبود را در میان بگذارید؟ و اگر وضعیت تغییر نکند، چقدر باید در این کار باقی بمانید؟

آنی مک کی، نویسنده‌ی کتاب چگونه در محیط کار شاد باشیم؟ در این خصوص می‌گوید:
هیچ چیز بدتر از این نیست که در محیط کار خود احساس کنیم نادیده گرفته شده‌ایم. همه‌ی ما این نیاز انسانی را داریم که بابت تلاش‌هایمان از ما قدردانی شود. عدم توجه همکاران، نوعی احساس عدم تعلق به محیط را در ما ایجاد می‌کند.

وقتی نادیده گرفته می‌شوید، در خصوص پیشرفت کاری خود هم نگرانی‌هایی خواهید داشت. با این حال می‌توانید وضعیت موجود را تغییر دهید. راه‌های زیادی وجود دارد تا افراد دیگر به ارزش کار شما پی ببرند. در ادامه به معرفی این روش‌ها خواهیم پرداخت:

📌 واقع بین باشید
قبل از هر عملی از خود بپرسید که چه میزان قدردانی از مدیر یا همکاران خود انتظار دارید؟ واقعیت این است که در فضاهای کاری، افراد بسیار مشغول‌تر و گرفتارتر از آن هستند که حواسشان به ارزش کار شما باشد.

📌با مدیر خود صحبت کنید
چنانچه تلاش‌های شما در محیط کار نادیده گرفته می‌شود با مدیر خود وارد مذاکره شوید. مذاکره در این خصوص با بعضی مدیر‌ها ساده‌تر است. به‌طور میانگین، بیشتر مدیر‌ها به نیازهای انسانی کارکنان خود توجهی ندارند! چنانچه مدیر شما هم جزو این دسته قرار می‌گیرد، این نکته را به خاطر بسپارید که قرار نیست وی را تغییر دهید. بلکه می خواهید گفتگویی درباره‌ی عملکرد خود با او داشته باشید.

📌حضور خود در تیم را افزایش دهید
چنانچه یک تیم را مدیریت می‌کنید باید کار و ارزش آن را به اعضای تیم توضیح دهید. در زندگی روزمره‌، ممکن است مدیر و همکارانتان از جزئیات کار تیمی شما مطلع نباشند. از این رو پیشنهاد می‌شود که در یک زمان مناسب با مدیرتان در خصوص اهداف تیم صحبت کنید و پیشنهاداتی درباره‌ی بهتر شدن روند از او بخواهید.

📌از تلاش‌های دیگران قدردانی کنید
یکی دیگر از مواردی که به شکل دوگانه‌ای عملکرد شما را مورد توجه قرار می‌دهد، قدردانی و تحسین دیگران است. چرا که وقتی متوجه کار درست و خوب دیگران می‌شوید، فرهنگ قدردانی را در سازمان خود مرسوم می‌کنید.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


تئوری اسب مرده

یک استعاره مدیریتی است که به موقعیت‌هایی اشاره دارد که در آن افراد یا سازمان‌ها به تلاش برای انجام کاری ادامه می‌دهند، در حالی که شواهد واضحی وجود دارد که آن کار دیگر کارایی ندارد یا به شکست منجر شده است.

مفهوم تئوری اسب مرده
این تئوری برگرفته از یک ضرب‌المثل سرخپوستان داکوتا است که می‌گوید:
"وقتی متوجه شدید که اسبی که سوارش هستید مرده است، بهترین کار این است که از آن پیاده شوید."

اما در محیط‌های کاری و سازمانی، اغلب به‌جای پذیرش واقعیت، راهکارهای ناکارآمدی اتخاذ می‌شود، مانند:
سرمایه‌گذاری بیشتر در همان مسیر شکست‌خورده (مثلاً تزریق منابع اضافی به پروژه‌ای که قبلاً شکست خورده است).
افزایش جلسات و تحلیل‌ها بدون ایجاد تغییر اساسی در استراتژی.
تغییر سوارکار به‌جای تغییر مسیر (مثلاً تغییر مدیر پروژه به امید بهبود وضعیت).
توجیه شکست به‌جای پذیرش آن و تلاش برای ادامه دادن با امید به تغییر شرایط.

دلایل بروز تئوری اسب مرده
در دنیای کسب و کار و سیاست، تئوری اسب مرده به‌‌‌شدت به دلایل مختلفی به‌‌‌ویژه در سیستم‌های پیچیده و ساختارهای مدیریتی ناکارآمد به وقوع می‌‌‌پیوندد. از جمله مهم‌ترین دلایل این پدیده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- نگرانی از پذیرش شکست: در بسیاری از سازمان‌ها و نهادها، تصمیم‌گیرندگان نمی‌‌‌خواهند بپذیرند که یک رویکرد یا پروژه به بن‌‌‌بست رسیده است. این مقاومت در برابر شکست باعث می‌شود به‌‌‌جای تجزیه و تحلیل واقع‌‌‌بینانه، به راه‌‌‌حل‌‌‌های بی‌‌‌فایده و پیچیده روی آورند.

۲- ترس از تغییر: تغییرات عمده در سازمان‌ها می‌تواند به سردرگمی و بی‌‌‌ثباتی منجر شود. بسیاری از رهبران سازمان ترجیح می‌دهند به مشکلات ادامه دهند تا اینکه برای تغییر دست به ریسک زده و به‌‌‌طور کلی استراتژی‌‌‌های جدیدی را پیاده‌سازی کنند.

۳- محدودیت‌های منابع: در برخی مواقع، به دلیل محدودیت منابع مالی، زمانی و انسانی، سازمان‌ها از تغییرات اساسی می‌‌‌ترسند. این باعث می‌شود که راه‌‌‌حل‌‌‌های قدیمی، حتی اگر ناکارآمد باشند، ادامه یابند.

۴- انتظارات ذی‌نفعان: فشارهای ناشی از انتظارات ذی‌نفعان (مانند سهامداران، مقامات دولتی یا مشتریان) ممکن است سازمان‌ها را به ادامه دادن روش‌های ناکارآمد و نامناسب سوق دهد.

۵- مدیریت سنتی و ذهنیت‌‌‌های قدیمی: بسیاری از ساختارهای مدیریتی و تصمیم‌گیری به‌‌‌طور سنتی به استراتژی‌‌‌های قدیمی و آزموده‌‌‌شده پایبند هستند و نمی‌‌‌خواهند تغییرات رادیکال را امتحان کنند.

راهکارهای مقابله با اسب مرده
۱- شجاعت پذیرش شکست و تغییر استراتژی: مهم‌ترین گام در مواجهه با اسب مرده این است که شجاعت پذیرش شکست را داشته باشیم. این به آن معناست که باید به جای ادامه دادن به یک مسیر ناکارآمد، به سرعت از آن فاصله بگیریم و به راه‌‌‌حل‌‌‌های جدید فکر کنیم.

۲- استفاده از داده‌‌‌ها و تحلیل‌‌‌های واقع‌‌‌بینانه: یکی از دلایل اصلی ادامه دادن مسیرهای بی‌‌‌نتیجه، نداشتن تصویر واضح از وضعیت است. استفاده از داده‌‌‌ها و تحلیل‌‌‌های دقیق به تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کند واقعیت‌‌‌ها را درک کرده و تصمیمات آگاهانه‌‌‌تری بگیرند.

۳- آموزش و فرهنگ‌‌‌سازی در سازمان: ایجاد فرهنگی که در آن پذیرش تغییر و نوآوری تشویق شود، یکی از راه‌‌‌حل‌‌‌های کلیدی است. کارکنان و مدیران باید این باور را درک کنند که تغییر همیشه به معنای شکست نیست بلکه فرصتی برای رشد و بهبود است.

۴- تمرکز بر کارآمدی منابع: سازمان‌ها باید منابع خود را به سمت پروژه‌‌‌ها و ابتکاراتی هدایت کنند که پتانسیل واقعی برای موفقیت دارند. تخصیص منابع به اسب‌‌‌های مرده باعث اتلاف منابع می‌شود.

۵- تعیین اولویت‌‌‌ها و تدوین نقشه‌‌‌راه واضح: بسیاری از مشکلات به این دلیل رخ می‌دهند که اولویت‌‌‌ها به‌‌‌درستی مشخص نشده‌‌‌اند. داشتن نقشه‌‌‌راه دقیق و مشخص به سازمان‌ها کمک می‌کند از سردرگمی و اتلاف منابع جلوگیری کنند.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 چگونه حد و مرزهای خود را برای مدیران مشخص کنیم؟

بسیاری از افراد در محیط کاری، به‌ویژه آن‌هایی که مهارت‌های تخصصی دارند، دچار فشار کاری بیش‌ازحد می‌شوند. این مشکل معمولاً به دلیل انتظارات بالا، نبود نیروی کمکی، و وابستگی زیاد سازمان به فرد ایجاد می‌شود. اگر شما نیز در چنین وضعیتی هستید، لازم است برای جلوگیری از فرسودگی، حد و مرزهای خود را مشخص کرده و به آن‌ها پایبند باشید.

۱. درک دلیل استمرار مشکل
با اینکه بارها مشکل خود را به مدیریت منتقل کرده‌اید، تغییری ایجاد نشده یا فقط به‌صورت موقت بهبود یافته است. دلیل این موضوع آن است که شما باوجود شرایط دشوار، همچنان راه‌هایی برای انجام کارها پیدا کرده‌اید. مدیران زمانی اقدام می‌کنند که یک مشکل برای آن‌ها بحران ایجاد کند. اما وقتی شما بار اضافه را بر دوش می‌کشید، انگیزه‌ای برای تغییر در سازمان باقی نمی‌ماند.

۲. مشخص کردن حد و مرزها
مشخص کردن حد و مرزهای کاری به معنای جلوگیری از اضافه‌کاری غیرضروری و تعیین خطوط قرمز برای وظایف است.

واقع‌بینانه برنامه‌ریزی کنید: وقتی مدیرتان کار جدیدی را محول می‌کند، به‌جای قبول بی‌چون‌وچرا، پاسخ دهید: «می‌توانم کار X را انجام دهم، اما برای این کار باید Y را به تعویق بیندازم. کدام را ترجیح می‌دهید؟»
کارها را اولویت‌بندی کنید: اگر مدیر از شما می‌خواهد همه چیز را هم‌زمان انجام دهید، پاسخ دهید: «امکان ندارد همه را با هم انجام دهم. برنامه‌ام این است که X را انجام دهم، اگر Y مهم‌تر است، باید X را کنار بگذارم.»
زمان کاری خود را مدیریت کنید: وقتی ساعت کاری به پایان می‌رسد، مثل همکارانتان کار را متوقف کنید. نگذارید تصور شود که همیشه در دسترس هستید.

۳. تغییر نحوه‌ی ارتباط با مدیران
به‌جای آنکه برای کاهش بار کاری از مدیرتان درخواست کنید، به او اعلام کنید که چه مقدار کار را می‌توانید انجام دهید. به‌طور مثال:
«من تا پایان این هفته می‌توانم روی این پروژه کار کنم. اگر کار جدیدی اضافه شود، باید یکی از کارهای فعلی را حذف کنیم.»
«برای حفظ کیفیت کارم، نیاز به تمرکز دارم. بنابراین بعد از ساعت کاری در دسترس نخواهم بود.»

۴. حفظ قاطعیت و پایبندی به تصمیمات
وقتی حد و مرزهای خود را تعیین می‌کنید، ممکن است در ابتدا با مقاومت روبه‌رو شوید. اما با گذشت زمان، مدیران متوجه می‌شوند که شما نمی‌توانید تا بی‌نهایت تحت‌فشار باشید و مجبور خواهند شد به این حد و مرزها احترام بگذارند.

۵. آگاهی از ارزش خود و برگ برنده‌ای که در دست دارید

اگر سازمان به شما وابسته است و جایگزینی برای شما ندارد، احتمال اخراج شما بسیار پایین است. بنابراین، نگران نباشید که تعیین حد و مرزها باعث ازدست‌رفتن شغلتان شود. بلکه برعکس، این کار باعث افزایش احترام و ایجاد تعادل در زندگی کاری شما خواهد شد.

مشخص کردن حد و مرزها نه‌تنها به نفع شما، بلکه به نفع سازمان نیز هست. یک کارمند فرسوده نمی‌تواند بهره‌وری بالایی داشته باشد. بنابراین، با قاطعیت و برنامه‌ریزی، از خود محافظت کنید و اجازه ندهید که فشار کاری سلامت و کیفیت زندگی شما را از بین ببرد.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩بهینه‏‌سازی جذب نیرو با چرخه کامل استخدام
منبع: AIHR

چرخه کامل استخدام یک رویکرد جامع است که به مدیریت کل فرآیند استخدام از فراخوان جذب نیرو، منبع‌یابی، غربالگری، گزینش، استخدام و پذیرش می‌پردازد. این فرآیند از زمانی که پست‌های خالی اعلام می‌شوند تا زمان پذیرش کارکنان جدید توسط متقاضی، توسط یک شخص یا تیم منابع انسانی که به طور کامل بر تمام مراحل نظارت دارد، انجام می‌شود.

در روش چرخه کامل استخدام، برخلاف روش‌های معمول که در آن افراد مختلف به صورت جداگانه مسئول بخش‌های مختلف فرآیند استخدام هستند، یک نفر بر کل فرآیند نظارت می‌کند. این روش باعث ایجاد تجربه‌ای یکپارچه و مطمئن برای متقاضیان و همچنین بهبود کارآیی فرآیند استخدام می‌شود.

✅مزایا و معایب چرخه کامل استخدام

🆗مزایا:

↖️تجربه بهتر برای متقاضیان: ارتباط مداوم و واحد با متقاضیان از ابتدا تا انتهای فرآیند، باعث بهبود تجربه آنها می‌شود و از سردرگمی‌های احتمالی جلوگیری می‌کند. این امر اعتماد متقاضیان را جلب کرده و رابطه عمیق‌تری با آنها ایجاد می‌کند.

↖️کوتاه‌تر شدن زمان استخدام: نظارت متمرکز باعث کاهش تنگناها و تسریع در فرآیندهای مختلف استخدام می‌شود و زمان‌های انتظار برای مصاحبه‌ها و پذیرش‌ها کاهش می‌یابد.

↖️استعدادیابی موثرتر: فرآیند یکپارچه و منظم به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد که برای جذب بهترین استعدادها رقابت کنند.

↖️کاهش هزینه‌ها: این فرآیند به کاهش هزینه‌های اداری و اجرایی کمک کرده و از اتکا به موسسات کاریابی پرهزینه جلوگیری می‌کند.

↖️مسئولیت‌پذیری بالاتر: زمانی که یک نفر مسئول کل فرآیند باشد، شفافیت بیشتری در مسئولیت‌ها و پاسخگویی به مشکلات ایجاد می‌شود.

↖️بهبود حفظ کارکنان جدید: تجربه مثبت متقاضیان در فرآیند استخدام باعث می‌شود تا کارکنان جدید با انگیزه‌تر و مشارکت‌جوتر باشند و احتمال باقی ماندن آنها در سازمان بیشتر شود.

🙅‍♂️معایب:

↖️مناسب برای همه سازمان‌ها نیست: در سازمان‌های بزرگ یا نقش‌های پیچیده‌تر، ممکن است این مدل به دلیل حجم بالا یا تخصص‌های مختلف به چالش کشیده شود.

↖️نیاز به مهارت‌های متنوع: یک فرد باید مجموعه‌ای از مهارت‌ها و دانش‌ها را برای انجام همه مراحل استخدام داشته باشد که در سازمان‌های بزرگ‌تر ممکن است مشکل باشد.


🔴مراحل اجرای فرآیند چرخه کامل استخدام

◀️آماده‌سازی: مسوول استخدام اطلاعات مربوط به شغل را جمع‌آوری کرده و شرح شغلی دقیق و جذاب می‌نویسد. این مرحله همچنین می‌تواند با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تسریع شود.

◀️منبع‌یابی: در این مرحله، مسوول استخدام مکان‌هایی برای پیدا کردن متقاضیان مناسب مشخص می‌کند و از طریق رسانه‌های اجتماعی، سایت‌های کاریابی و شبکه‌های حرفه‌ای، جستجوی فعال انجام می‌دهد.

◀️غربالگری: در این مرحله، رزومه‌ها و مشخصات متقاضیان ارزیابی می‌شود. روش‌های مختلف مانند غربالگری تلفنی، چت‌بات و آزمون‌های پیش از استخدام برای ارزیابی و انتخاب اولیه متقاضیان استفاده می‌شود.

◀️گزینش: مصاحبه‌ها انجام می‌شود تا بهترین فرد برای نقش شغلی مشخص شود. این مرحله شامل زمان‌بندی مصاحبه‌ها و بررسی دقیق اطلاعات هر متقاضی است.

◀️استخدام: پس از انتخاب بهترین متقاضی، یک پیشنهاد شغلی رسمی ارسال می‌شود که شامل بسته غرامت و مسئولیت‌هاست.

◀️پذیرش سازمانی: پس از امضای قرارداد، فرآیند پیش از پذیرش شروع می‌شود که شامل معرفی فرد به تیم، فعالیت‌های اجتماعی و توضیحات در مورد روز کاری اول است.

چرخه کامل استخدام در صورت اجرا به‌خوبی می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا تجربه‌ای مثبت برای متقاضیان ایجاد کرده، هزینه‌ها را کاهش داده و به‌طور مؤثر استعدادهای برتر را جذب کنند.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺


🤩 سطوح توانمندی مدیران:

اگر توانمندی های یک مدیر را به ۵ طبقه تقسیم کنیم، بالاترین درجه ی توانمندی ها برای رهبری سطح پنجم است.
💢 سطح اول: فردی با توانمندی های فوق العاده
این فرد با کمک استعداد، علم، مهارت و عادات کاری شایسته، همکاری موفقیت آمیزی از خود نشان میدهد.

💢 سطح دوم: عضو گروه مشارکت
توانمندی های فردی را صرف نیل به اهداف می کند و در یک کار گروهی بطور موثر با دیگران همکاری میکند.

💢 سطح سوم: مدیر کارآمد
افراد و نیروها را به پیگیری موثر و پربازده اهداف از پیش تعیین شده سوق میدهد.

💢 سطح چهارم: مدیر با نفوذ
مسئولیت های خود را انجام میدهد، دیدگاه روشن و گیرایی را به شدت دنبال میکند و معیارهای عملی بزرگتری را ایجاد میکند.

💢 سطح پنجم: مدیر خلاق یا رهبر
با آمیزه ای از فروتنی فردی و جسارت حرفه ای به دستاوردهای عالی و پایدار دست می یابد.

🔺🔺🔺
🤩 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
📱 لینکداین
📷 اینستاگرام
📞 واتساپ
📱 فروم مدیران
✈️ تلگرام
🔺🔺🔺

Показано 20 последних публикаций.