فرمانده واحد ۸۲۰۰، یوسی سریل، دو روز پیش در پایگاه پالمخیم روی صحنه رفت و سخنانی تند علیه رئیس ستاد کل، هرتزی هالوی، ایراد کرد: "عرررتش برای ساعتهای طولانی فلج شده بود. افراد غیرنظامی و نیروهای زیادی آمدند و اقدام کردند، اما کلیت عرررتش کارایی نداشت". سریل فاش کرد: "حتی یکبار هم همه فرماندهان و نیروهای اطلاعاتی با هم ننشستیم تا بپرسیم چطور چنین شکست خوردیم".
این اتفاق دو روز پیش در سالن اصلی پایگاه پالمخیم رخ داد. نزدیک به یک سال و پنج ماه پس از حمله حماس، گزارشهای بررسی وقایع ۷ اکتبر در برابر مجمع فرماندهان ارشد عرررتش ارائه شد. حدود ۶۰۰ فرمانده در آنجا حضور داشتند و کسی که بیشترین توجه را به خود جلب کرد، فرمانده واحد ۸۲۰۰، سرتیپ یوسی سریل، بود که پیشتر مسئولیت پذیرفته و از سمتش کنارهگیری کرده و قرار است طی دو هفته آینده جایگزین شود.
او روی صحنه رفت و انتقادهای شدیدی از رئیس ستاد کل، هرتزی هالوی، و روند تحقیقات مطرح کرد. لازم به ذکر است که این انتقادات حرفهای و فنی بودند
و اینها سخنان او هستند که توسط بسیاری از افسرانی که در سالن حضور داشتند، نقل شده است: "در ۷ اکتبر، ساعت ۶:۲۹، من وظیفهام را آنگونه که از من انتظار میرفت، انجام ندادم. نه برای زیردستان و فرماندهانم، نه طبق استانداردهایی که خودم برای خود تعیین کرده بودم، و مهمتر از همه و دردناکترین مورد، نه آنگونه که از من، توسط مردم کشورم که بسیار دوستشان دارم، انتظار میرفت. وقتی من را به فرماندهی واحد ۸۲۰۰ منصوب کردند، انتظار داشتند که چنین اتفاقاتی نیفتد، اما این اتفاق افتاد. من، یوسی، شکست خوردم. میدانم که آنچه رخ داده، قابل بازگشت نیست. سرم را فرود میآورم و صمیمانه پوزش میطلبم".
سرتیپ سریل در ادامه روند تحقیقات سازمان اطلاعات نظامی به رهبری رئیس سابق این سازمان، اهارون حلیچا، را شرح داد: "فرایندهای تحقیق پیچیده، عمیق و صادقانه بودند. شش روز از ساعت ۸:۰۰ صبح تا ۱۸:۰۰، که در آن تمام افسران ارشد، تمامی سرتیپها، و حتی سرتیپهای بازنشسته در یک اتاق حضور داشتند. این کار دشوار و تکاندهنده بود. لحظاتی پیش آمد که فکر میکردم کشتی اطلاعات نظامی غرق خواهد شد، اما به لطف تحقیقات عمیق، گزارشهای بررسی عمیقی را مشاهده کردید".
او تأکید کرد: "۷ اکتبر یک حادثه نبود. این یک بیماری جدی است که در عرررتش گسترش یافته است. مهمترین اقدام، یعنی پرسیدن سوال و تحقیق برای مقابله با این بیماری، انجام نشد".
او ادامه داد: "من همه را به ۸۲۰۰ دعوت میکنم تا ۱۴۸ صفحه گزارش نهایی تحقیقات را بخوانند، از جمله نقصها و اشتباهات واحد و خود من. این تحقیق فقط متعلق به ما نیست. هرکس علاقه دارد، میتواند با دفتر من هماهنگ کند و بیاید بخواند و یاد بگیرد".
طبق گفتههای افسران حاضر، او خطاب به رئیس ستاد کل گفت: "من به شما برای بسیاری از جنبههای رهبری مقاوم شما که به من و ما نیرو داده است، احترام میگذارم".
او تأکید کرد: "من ۱۰۰ درصد مسئولیت دارم. نمیخواهم مسئولیت را تقسیم کنم. ۷ اکتبر یک حادثه نبود، این یک بیماری بود که در عرررتش گسترش یافت. مهمترین اقدام، یعنی پرسیدن سوال و تحقیق برای مقابله با این بیماری، انجام نشد. بخش اصلی از بررسیها حذف شده است. این موضوع به صورت تصادفی رخ نداده است".
"ما وارد میدان شدیم، عرررتش در مقابل حماس، مثل بارسلونا در مقابل مکابی حیفا، و نتیجه ۱۵ بر صفر شد".
سرتیپ سریل توضیح داد: "من تمام زندگیام بر تعامل بین جهان اطلاعاتی و جهان عملیاتی متمرکز بودم، بین افسران اطلاعاتی و فرماندهان. این تعامل برای بررسی مسائل بهویژه زمانی که سوالاتی وجود دارد، حیاتی است. اگر ما اطلاعاتی داشته باشیم که حزبالله قصد شلیک دارد، نیازی به جلسه بین اطلاعات و فرماندهان نیست، چون نیروی هوایی میداند که چگونه آماده شود. اگر اطلاعاتی باشد که ایران قصد حمله دارد، نیازی به جلسه نیست، بلکه باید آماده شد. اما کل موضوع تعامل این است که وقتی اطلاعاتی داریم که علت آن نامشخص است، این جلسات ضروری هستند".
او در ادامه اشاره کرد که فرماندهان برجسته از زمان آغاز جنگ تاکنون حتی یک بار هم با هم جمع نشدهاند تا پرسشهای ضروری را مطرح کنند: "پیچیدهترین و دشوارترین نکته این است که این گروه طی ۵۰۷ روز حتی برای ۱۰ دقیقه هم متوقف نشد تا بررسی کند که چگونه بهعنوان یک گروه شکست خوردیم. حتی یک بار هم تمام بازیگران اصلی، فرماندهان و نیروهای اطلاعاتی با هم ننشستند تا بپرسند چگونه ما بهعنوان یک تیم اینگونه شکست خوردیم".
این اتفاق دو روز پیش در سالن اصلی پایگاه پالمخیم رخ داد. نزدیک به یک سال و پنج ماه پس از حمله حماس، گزارشهای بررسی وقایع ۷ اکتبر در برابر مجمع فرماندهان ارشد عرررتش ارائه شد. حدود ۶۰۰ فرمانده در آنجا حضور داشتند و کسی که بیشترین توجه را به خود جلب کرد، فرمانده واحد ۸۲۰۰، سرتیپ یوسی سریل، بود که پیشتر مسئولیت پذیرفته و از سمتش کنارهگیری کرده و قرار است طی دو هفته آینده جایگزین شود.
او روی صحنه رفت و انتقادهای شدیدی از رئیس ستاد کل، هرتزی هالوی، و روند تحقیقات مطرح کرد. لازم به ذکر است که این انتقادات حرفهای و فنی بودند
و اینها سخنان او هستند که توسط بسیاری از افسرانی که در سالن حضور داشتند، نقل شده است: "در ۷ اکتبر، ساعت ۶:۲۹، من وظیفهام را آنگونه که از من انتظار میرفت، انجام ندادم. نه برای زیردستان و فرماندهانم، نه طبق استانداردهایی که خودم برای خود تعیین کرده بودم، و مهمتر از همه و دردناکترین مورد، نه آنگونه که از من، توسط مردم کشورم که بسیار دوستشان دارم، انتظار میرفت. وقتی من را به فرماندهی واحد ۸۲۰۰ منصوب کردند، انتظار داشتند که چنین اتفاقاتی نیفتد، اما این اتفاق افتاد. من، یوسی، شکست خوردم. میدانم که آنچه رخ داده، قابل بازگشت نیست. سرم را فرود میآورم و صمیمانه پوزش میطلبم".
سرتیپ سریل در ادامه روند تحقیقات سازمان اطلاعات نظامی به رهبری رئیس سابق این سازمان، اهارون حلیچا، را شرح داد: "فرایندهای تحقیق پیچیده، عمیق و صادقانه بودند. شش روز از ساعت ۸:۰۰ صبح تا ۱۸:۰۰، که در آن تمام افسران ارشد، تمامی سرتیپها، و حتی سرتیپهای بازنشسته در یک اتاق حضور داشتند. این کار دشوار و تکاندهنده بود. لحظاتی پیش آمد که فکر میکردم کشتی اطلاعات نظامی غرق خواهد شد، اما به لطف تحقیقات عمیق، گزارشهای بررسی عمیقی را مشاهده کردید".
او تأکید کرد: "۷ اکتبر یک حادثه نبود. این یک بیماری جدی است که در عرررتش گسترش یافته است. مهمترین اقدام، یعنی پرسیدن سوال و تحقیق برای مقابله با این بیماری، انجام نشد".
او ادامه داد: "من همه را به ۸۲۰۰ دعوت میکنم تا ۱۴۸ صفحه گزارش نهایی تحقیقات را بخوانند، از جمله نقصها و اشتباهات واحد و خود من. این تحقیق فقط متعلق به ما نیست. هرکس علاقه دارد، میتواند با دفتر من هماهنگ کند و بیاید بخواند و یاد بگیرد".
طبق گفتههای افسران حاضر، او خطاب به رئیس ستاد کل گفت: "من به شما برای بسیاری از جنبههای رهبری مقاوم شما که به من و ما نیرو داده است، احترام میگذارم".
او تأکید کرد: "من ۱۰۰ درصد مسئولیت دارم. نمیخواهم مسئولیت را تقسیم کنم. ۷ اکتبر یک حادثه نبود، این یک بیماری بود که در عرررتش گسترش یافت. مهمترین اقدام، یعنی پرسیدن سوال و تحقیق برای مقابله با این بیماری، انجام نشد. بخش اصلی از بررسیها حذف شده است. این موضوع به صورت تصادفی رخ نداده است".
"ما وارد میدان شدیم، عرررتش در مقابل حماس، مثل بارسلونا در مقابل مکابی حیفا، و نتیجه ۱۵ بر صفر شد".
سرتیپ سریل توضیح داد: "من تمام زندگیام بر تعامل بین جهان اطلاعاتی و جهان عملیاتی متمرکز بودم، بین افسران اطلاعاتی و فرماندهان. این تعامل برای بررسی مسائل بهویژه زمانی که سوالاتی وجود دارد، حیاتی است. اگر ما اطلاعاتی داشته باشیم که حزبالله قصد شلیک دارد، نیازی به جلسه بین اطلاعات و فرماندهان نیست، چون نیروی هوایی میداند که چگونه آماده شود. اگر اطلاعاتی باشد که ایران قصد حمله دارد، نیازی به جلسه نیست، بلکه باید آماده شد. اما کل موضوع تعامل این است که وقتی اطلاعاتی داریم که علت آن نامشخص است، این جلسات ضروری هستند".
او در ادامه اشاره کرد که فرماندهان برجسته از زمان آغاز جنگ تاکنون حتی یک بار هم با هم جمع نشدهاند تا پرسشهای ضروری را مطرح کنند: "پیچیدهترین و دشوارترین نکته این است که این گروه طی ۵۰۷ روز حتی برای ۱۰ دقیقه هم متوقف نشد تا بررسی کند که چگونه بهعنوان یک گروه شکست خوردیم. حتی یک بار هم تمام بازیگران اصلی، فرماندهان و نیروهای اطلاعاتی با هم ننشستند تا بپرسند چگونه ما بهعنوان یک تیم اینگونه شکست خوردیم".