سرشو ارود بالا
لی: مطعمنی؟!
لو: کثافت شک تو دلم ننداز-_-
دوتامون تقریبا خندمون گرفته بود
یهو لباشو چسبوند ب لبام
زیر رونمو گرفت کشید بالا منم در جا دستامو دور گردنش حلقه کردم
چسبوندم ب دیوار فشار میداد
مثل روانی ها میخواستم لمسش کنم موفق شدم دکمه های پیرنشو باز کنم ک ...
(صدای دست زدن)
ه: واو... براوو، لیام باورم نمیشه، ی ادم میزاد معمولی انقدر روی توع یخ تاثیر داشته باشه...فکرشم نمیکردم همچین قیافه سافتی ازت ببینم. واسه همینه " اون " انقدر مشتاق بود "ببینتش".
همون پسری فرفری بود... ی لبخند گشاد دلقکی رو صورتش با رنگ قرمز کشیده بود و رو گردنش پر بخیه های ضبدری ؛مثل ی تیکه کیک بهم زل زده بود:|
از هم جدا شدیم دوباره اخماش رفت توهم و سرد شد
لی: اینجا چ گوهی میخوری؟!
ه: "کینگ" منتظرتونه، گفت اگه نیاریش از وسط نصفش کنم. و واقعا صحنه بینتون هات بود ی لحظه فکردم تو فیلم، هولی فاکینگ شت... گاد میتونم با تصور اون صحنه ۱۰۰ بار بزنم😜💦
لو: این کیه؟!
ه: اوه ساری من خیلی خنگم، هری صدام کن،کاپ کیک جون^^♡
لو: عام...لو!
دستشو دراز کرد ی عالمه بخیه های کجو کوله رو انگشتاش بود. ی جوری نرمال نبود رفتارش.
دست دادم یهو رو زخم دستمو لیس زد.
دستمو درجا کشیدم، خدایا این ادمای این کلوپ چ مرگشونه:/
ه: هوم خوشمزه اس، چطوری تا الان نخوردیش.
لی: خفه شو تا بجاش تورو نکردم...
ه: اوکی اوکی ^^
لو: لیام! موضوع چیه، کجا داریم میریم ؟!کینگ کیه؟!
جوابمو نداد حتی نگاهمم نکرد،دوباره عوض شد؛
دقیقا نمیدونستم چ واکنشی نشون بدم...
هیچی عادی نبود، باید هرچی زودتر لیامو از این گند بکشم بیرون.
رفتیم طبقه بالا و در باز شد
ی سالن بزرگ VIPبود .
پر دختر پسرای و زن و مردای خوشگل.
همه لخت با ماسک رو صورتشون:|♡
(بهشت همین نزدیکیاس فقط کافیه لخت کنید😁💦❤️📿)
دیوارا قرمز بود
فضا کم نور بود و رقص نور با ی موزیک سایکو
ی عده در حال رقص بودن.
ی عده هم ریخته بودن رو سر چندتا دیگه داشتن لیس میزدن.
خوب ک دقت کردم... لیس ن ،داشتن...گازش میزدن.
شت خوناشامن، هیولان؟! خشکم زد ، خون بود اون .چرا هیشکی فرار نمیکرد، چرا هیچ کاری نمیکردن . اینا روانی ان یا چی؟!
دستام یخ کرد.
زبونم بند اومده بود.
چشمای خودمو و باور نمیکردم.... مگه این کسشعرا واقعیت دارن...
لی: هی!
لو: ها!
لی:بیا
رسیدیم ب جایی ک اون یارو زین نشسته بود.
ی تاجم کج گذاشته بود رو سرش و دور پر دختر و پسر بودن.
روی میز ی پسر لخت غرق تو خون بیهوش افتاده بود.
دندوناشو از تو مچ دست یکی از دخترا بیرون آورد.
دهنش پر خون بود با اون لبخند وحشتناکش.
ه: بدون ما شروع کردی، چ بدجنس... معرفی میکنم "کینگ".
ز: درست ب موقع ، متنظرتون بودم.
.
.
.
.
.
.......
ادامه دارد😐💦
گایر در خواستی هرچی دارین بگین ب فف اضافه میکنم🤪
سوراخای ارتباطی👈
Tel : @BTS_KIM
Wattpad: KimCandyMan
پیام ناشناس
👇👇
https://t.me/BChatBot?start=sc-5667-Mlm6TsZ
لی: مطعمنی؟!
لو: کثافت شک تو دلم ننداز-_-
دوتامون تقریبا خندمون گرفته بود
یهو لباشو چسبوند ب لبام
زیر رونمو گرفت کشید بالا منم در جا دستامو دور گردنش حلقه کردم
چسبوندم ب دیوار فشار میداد
مثل روانی ها میخواستم لمسش کنم موفق شدم دکمه های پیرنشو باز کنم ک ...
(صدای دست زدن)
ه: واو... براوو، لیام باورم نمیشه، ی ادم میزاد معمولی انقدر روی توع یخ تاثیر داشته باشه...فکرشم نمیکردم همچین قیافه سافتی ازت ببینم. واسه همینه " اون " انقدر مشتاق بود "ببینتش".
همون پسری فرفری بود... ی لبخند گشاد دلقکی رو صورتش با رنگ قرمز کشیده بود و رو گردنش پر بخیه های ضبدری ؛مثل ی تیکه کیک بهم زل زده بود:|
از هم جدا شدیم دوباره اخماش رفت توهم و سرد شد
لی: اینجا چ گوهی میخوری؟!
ه: "کینگ" منتظرتونه، گفت اگه نیاریش از وسط نصفش کنم. و واقعا صحنه بینتون هات بود ی لحظه فکردم تو فیلم، هولی فاکینگ شت... گاد میتونم با تصور اون صحنه ۱۰۰ بار بزنم😜💦
لو: این کیه؟!
ه: اوه ساری من خیلی خنگم، هری صدام کن،کاپ کیک جون^^♡
لو: عام...لو!
دستشو دراز کرد ی عالمه بخیه های کجو کوله رو انگشتاش بود. ی جوری نرمال نبود رفتارش.
دست دادم یهو رو زخم دستمو لیس زد.
دستمو درجا کشیدم، خدایا این ادمای این کلوپ چ مرگشونه:/
ه: هوم خوشمزه اس، چطوری تا الان نخوردیش.
لی: خفه شو تا بجاش تورو نکردم...
ه: اوکی اوکی ^^
لو: لیام! موضوع چیه، کجا داریم میریم ؟!کینگ کیه؟!
جوابمو نداد حتی نگاهمم نکرد،دوباره عوض شد؛
دقیقا نمیدونستم چ واکنشی نشون بدم...
هیچی عادی نبود، باید هرچی زودتر لیامو از این گند بکشم بیرون.
رفتیم طبقه بالا و در باز شد
ی سالن بزرگ VIPبود .
پر دختر پسرای و زن و مردای خوشگل.
همه لخت با ماسک رو صورتشون:|♡
(بهشت همین نزدیکیاس فقط کافیه لخت کنید😁💦❤️📿)
دیوارا قرمز بود
فضا کم نور بود و رقص نور با ی موزیک سایکو
ی عده در حال رقص بودن.
ی عده هم ریخته بودن رو سر چندتا دیگه داشتن لیس میزدن.
خوب ک دقت کردم... لیس ن ،داشتن...گازش میزدن.
شت خوناشامن، هیولان؟! خشکم زد ، خون بود اون .چرا هیشکی فرار نمیکرد، چرا هیچ کاری نمیکردن . اینا روانی ان یا چی؟!
دستام یخ کرد.
زبونم بند اومده بود.
چشمای خودمو و باور نمیکردم.... مگه این کسشعرا واقعیت دارن...
لی: هی!
لو: ها!
لی:بیا
رسیدیم ب جایی ک اون یارو زین نشسته بود.
ی تاجم کج گذاشته بود رو سرش و دور پر دختر و پسر بودن.
روی میز ی پسر لخت غرق تو خون بیهوش افتاده بود.
دندوناشو از تو مچ دست یکی از دخترا بیرون آورد.
دهنش پر خون بود با اون لبخند وحشتناکش.
ه: بدون ما شروع کردی، چ بدجنس... معرفی میکنم "کینگ".
ز: درست ب موقع ، متنظرتون بودم.
.
.
.
.
.
.......
ادامه دارد😐💦
گایر در خواستی هرچی دارین بگین ب فف اضافه میکنم🤪
سوراخای ارتباطی👈
Tel : @BTS_KIM
Wattpad: KimCandyMan
پیام ناشناس
👇👇
https://t.me/BChatBot?start=sc-5667-Mlm6TsZ