"الا یا ایها الساقی" ، بده یک شیشه ودکایم
دمادم عرضه کن می را که لبریز از تقاضایم
جنون بخش دل من باش ، معشوق ِ خیالاتم
بزن لبخند و با گلخنده هایت کن شکوفایم
نگاهم کردی و با اختیار خویشتن بانو
به دست حضرت شیطان سپردم دین و تقوایم
به چشمانت قسم ، من شهریارِ شهر می گردم
فقط یک شب اگر باشی از این شب ها ثریایم
شدی مبعوث در آغوش من امشب به عشاقی
که افتاده چنین لرزه به جان طاق کسرایم
دمی که بوسه می چینم زلب هایت عسل بانو
تو گویی در میان باغ و نخلستان خرمایم
بگو مریم ترین عصیان قلبم می شوی تا من
ببندم چشمم و عصیان به عصیانم بیفزایم
#محمد_علی_شیردل
گروه ادیبانه
۶ آذر ۱۴۰۳
دمادم عرضه کن می را که لبریز از تقاضایم
جنون بخش دل من باش ، معشوق ِ خیالاتم
بزن لبخند و با گلخنده هایت کن شکوفایم
نگاهم کردی و با اختیار خویشتن بانو
به دست حضرت شیطان سپردم دین و تقوایم
به چشمانت قسم ، من شهریارِ شهر می گردم
فقط یک شب اگر باشی از این شب ها ثریایم
شدی مبعوث در آغوش من امشب به عشاقی
که افتاده چنین لرزه به جان طاق کسرایم
دمی که بوسه می چینم زلب هایت عسل بانو
تو گویی در میان باغ و نخلستان خرمایم
بگو مریم ترین عصیان قلبم می شوی تا من
ببندم چشمم و عصیان به عصیانم بیفزایم
#محمد_علی_شیردل
گروه ادیبانه
۶ آذر ۱۴۰۳