یه بار اومدم خونه
بابام گفت گردنت چرا کبوده؟
گفتم پول نیست بابا
مجبوریم با سیلی گردنمون رو کبود
نگه داریم که شرمنده نباشیم
اشک تو چشماش جمع شد
بغلم کرد و با زانو زد تو تخمام 😂😂😂
👉 @Twitter_twit 🔥💯
بابام گفت گردنت چرا کبوده؟
گفتم پول نیست بابا
مجبوریم با سیلی گردنمون رو کبود
نگه داریم که شرمنده نباشیم
اشک تو چشماش جمع شد
بغلم کرد و با زانو زد تو تخمام 😂😂😂
👉 @Twitter_twit 🔥💯