اقتصاد سیاسی بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی،ترامپ و پوتین: بازی دوسر باخت برای رژیم ولایی؟
احمد علوی
۸ اسفند ۱۴۰۳
سفر اخیر لاروف دارای لاوروف با این پیام به
تهران است که ترامپ و پوتین خطوط قرمزمشترکی برای رژیم ولایی ترسیم کرده اند که این به معنای بازی دوسر باخت برای رژیم ولایی است.
۱. موقعیت بازیگران در معادله امتیازدهی
در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، روابط بین سهبازیگر اصلی – رژیم ولایی، روسیه و آمریکا – به نوعی معامله قدرت (Power Bargaining) تبدیل شد که هر کدام اهداف
خاص خود را دنبال می کنند:
آمریکا (ترامپ): سیاست فشار حداکثری علیه رژیمولایی را در پیش گرفته بود، اما همزمان به دنبال پرهیز از جنگ مستقیم و ایجاد
فضایی برای مذاکرات آینده بود که در آن بتواند با کمترین هزینه، امتیاز بیشتریبگیرد. ترامپ به تعاملات غیرمستقیم و واسطههایی مانند روسیه و عمان و حتی قطر
برای مدیریت این بحران علاقه دارد.
روسیه (پوتین): از رژیم ولایی بهعنوان یک کارتبازی در مذاکرات خود با آمریکا و اروپا استفاده می کند و همزمان به دنبال تعمیق
نفوذ خود در تهران، هم در عرصههای نظامی-امنیتی (تسلیحات، همکاریهای نظامی درسوریه) و هم در عرصه اقتصادی (نفت، انرژی، قراردادهای عمرانی) بود.
رژیم ولایی: بخصوص پس از فروپاشی "هلال
شیعی" و "محور مقاومت " درموقعیت ضعف استراتژیک قرار دارد، زیرا تحت تحریمهای شدید آمریکا بود و گزینههایش
برای دور زدن تحریمها محدود شده است. در چنین شرایطی، به روسیه نیاز دارد، امااین نیاز به وابستگی تبدیل شد که دست روسیه را برای گرفتن امتیازات بیشتر باز می
کند.
۲. بازی روسیه: کسب امتیاز بدون پرداخت هزینه
اگر بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه وآمریکا را بر اساس نظریه بازیها(Game theory) تحلیل کنیم، روسیه در موقعیتی بود که بدون متحمل شدن هزینه
مستقیم، از هر دو طرف سود میبرد:
از آمریکا امتیاز می گیرد:
روسیه با ایفای نقش میانجی میان رژیم ولایی وآمریکا، برای خود در مذاکرات کلانتر با ترامپ (مانند مسأله اوکراین، تحریمهای
روسیه، و توافقات امنیتی) امتیاز خواهد گرفت. یکی از نشانههای این معامله، برخوردمنفعلانه ترامپ با مسأله اوکراین بود که به نفع روسیه تمام شد.
از رژیم ولایی امتیاز می گیرد:
روسیه قراردادهای اقتصادی و نظامی پرسودی با رژیم
ولایی بست (از جمله خرید نفت در برابر کالا و فروش سامانههای تسلیحاتی مثل S-300 و وعده S-400).
در عرصه سوریه، روسیه در دوره اسد بهتدریج رژیمولایی را کنار زد و نقش خود را در دمشق تقویت کرد.
نتیجه: روسیه بدون دادن امتیاز واقعی به رژیم
ولایی، هم از تهران امتیاز اقتصادی و استراتژیک گرفت، و هم از آمریکا بهرهبرداریکرد.
۳. سفر لاوروف به تهران: پیام روسیه به رژیم
ولایی درباره نظم جدید جهانی
سفر لاوروف به تهران در آن مقطع، حامل چند پیامکلیدی از سوی پوتین است:
۱) پذیرش نظم جدید جهانی:
پس از خروج آمریکا از برجام و افزایش فشارها،
روسیه به رژیم ولایی پیام داد که بهجای تقابل با آمریکا، باید با نظم جدید وفق پیداکند. اینک همان سیاست ادامه می یابد.
این همان مفهومی است که مئیرشایمر (Mearsheimer) در نظریه واقعگرایی تهاجمی
مطرح میکند:
"قدرتهای کوچکتر باید خود را با هژمونیقدرتهای بزرگتر تطبیق دهند، در غیر این صورت منزوی میشوند."
پیام روسیه به رژیم ولایی این بود که در نظم
جدید، شما دیگر نمیتوانید بازیگر مستقل باشید و باید تحت چتر مسکو حرکت کنید.
۲) معامله غیرمستقیم با آمریکا:
اگرچه روسیه در ظاهر از رژیم ولایی حمایت می کند،اما عملاً در حال مدیریت بحران برای ختم جنگ با اوکراین است.
بهعنوان مثال، در ماجرای حملات اسرائیل به
مواضع رژیم ولایی در سوریه، روسیه بهطور ضمنی اجازه این حملات را داد، که نشان میدهدنمیخواست برای دفاع از رژیم ولایی با آمریکا و اسرائیل درگیر شود.
در این شرایط، رژیم ولایی متوجه شد که نمیتواند
روی حمایت استراتژیک روسیه حساب کند و درواقع، روسیه بخشی از بازی کنترلشدهآمریکا برای مهار رژیم ولایی شده است.
۳) روسیه، امتیازدهنده نیست؛ امتیازگیرنده است:
برخلاف تصور تهران که فکر میکرد روسیه بهعنوان
یک "متحد" در برابر آمریکا ایستاده است، روسیه خود را در نقش "دلالقدرت" و نه "حامی رژیم ولایی" میدید.
این رفتار دقیقاً مطابق با نظریه واقعگرایی
مئیرشایمر است که میگوید:
"قدرتهای بزرگ فقط تا جایی از متحدانشانحمایت میکنند که برای منافع خودشان مفید باشد، نه بیشتر."
روسها حاضر بودند تا جایی رژیم ولایی را حمایت
کنند که منافعشان تأمین شود، اما اگر لازم باشد، رژیم ولایی را قربانی امتیازگیریاز آمریکا میکنند. بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه و آمریکا در دوران
ترامپ را میتوان نوعی "بازی دوسر باخت" برای رژیم ولایی دانست،
👇👇👇
#فرهیختگان راهی به رهایی
احمد علوی
۸ اسفند ۱۴۰۳
سفر اخیر لاروف دارای لاوروف با این پیام به
تهران است که ترامپ و پوتین خطوط قرمزمشترکی برای رژیم ولایی ترسیم کرده اند که این به معنای بازی دوسر باخت برای رژیم ولایی است.
۱. موقعیت بازیگران در معادله امتیازدهی
در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، روابط بین سهبازیگر اصلی – رژیم ولایی، روسیه و آمریکا – به نوعی معامله قدرت (Power Bargaining) تبدیل شد که هر کدام اهداف
خاص خود را دنبال می کنند:
آمریکا (ترامپ): سیاست فشار حداکثری علیه رژیمولایی را در پیش گرفته بود، اما همزمان به دنبال پرهیز از جنگ مستقیم و ایجاد
فضایی برای مذاکرات آینده بود که در آن بتواند با کمترین هزینه، امتیاز بیشتریبگیرد. ترامپ به تعاملات غیرمستقیم و واسطههایی مانند روسیه و عمان و حتی قطر
برای مدیریت این بحران علاقه دارد.
روسیه (پوتین): از رژیم ولایی بهعنوان یک کارتبازی در مذاکرات خود با آمریکا و اروپا استفاده می کند و همزمان به دنبال تعمیق
نفوذ خود در تهران، هم در عرصههای نظامی-امنیتی (تسلیحات، همکاریهای نظامی درسوریه) و هم در عرصه اقتصادی (نفت، انرژی، قراردادهای عمرانی) بود.
رژیم ولایی: بخصوص پس از فروپاشی "هلال
شیعی" و "محور مقاومت " درموقعیت ضعف استراتژیک قرار دارد، زیرا تحت تحریمهای شدید آمریکا بود و گزینههایش
برای دور زدن تحریمها محدود شده است. در چنین شرایطی، به روسیه نیاز دارد، امااین نیاز به وابستگی تبدیل شد که دست روسیه را برای گرفتن امتیازات بیشتر باز می
کند.
۲. بازی روسیه: کسب امتیاز بدون پرداخت هزینه
اگر بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه وآمریکا را بر اساس نظریه بازیها(Game theory) تحلیل کنیم، روسیه در موقعیتی بود که بدون متحمل شدن هزینه
مستقیم، از هر دو طرف سود میبرد:
از آمریکا امتیاز می گیرد:
روسیه با ایفای نقش میانجی میان رژیم ولایی وآمریکا، برای خود در مذاکرات کلانتر با ترامپ (مانند مسأله اوکراین، تحریمهای
روسیه، و توافقات امنیتی) امتیاز خواهد گرفت. یکی از نشانههای این معامله، برخوردمنفعلانه ترامپ با مسأله اوکراین بود که به نفع روسیه تمام شد.
از رژیم ولایی امتیاز می گیرد:
روسیه قراردادهای اقتصادی و نظامی پرسودی با رژیم
ولایی بست (از جمله خرید نفت در برابر کالا و فروش سامانههای تسلیحاتی مثل S-300 و وعده S-400).
در عرصه سوریه، روسیه در دوره اسد بهتدریج رژیمولایی را کنار زد و نقش خود را در دمشق تقویت کرد.
نتیجه: روسیه بدون دادن امتیاز واقعی به رژیم
ولایی، هم از تهران امتیاز اقتصادی و استراتژیک گرفت، و هم از آمریکا بهرهبرداریکرد.
۳. سفر لاوروف به تهران: پیام روسیه به رژیم
ولایی درباره نظم جدید جهانی
سفر لاوروف به تهران در آن مقطع، حامل چند پیامکلیدی از سوی پوتین است:
۱) پذیرش نظم جدید جهانی:
پس از خروج آمریکا از برجام و افزایش فشارها،
روسیه به رژیم ولایی پیام داد که بهجای تقابل با آمریکا، باید با نظم جدید وفق پیداکند. اینک همان سیاست ادامه می یابد.
این همان مفهومی است که مئیرشایمر (Mearsheimer) در نظریه واقعگرایی تهاجمی
مطرح میکند:
"قدرتهای کوچکتر باید خود را با هژمونیقدرتهای بزرگتر تطبیق دهند، در غیر این صورت منزوی میشوند."
پیام روسیه به رژیم ولایی این بود که در نظم
جدید، شما دیگر نمیتوانید بازیگر مستقل باشید و باید تحت چتر مسکو حرکت کنید.
۲) معامله غیرمستقیم با آمریکا:
اگرچه روسیه در ظاهر از رژیم ولایی حمایت می کند،اما عملاً در حال مدیریت بحران برای ختم جنگ با اوکراین است.
بهعنوان مثال، در ماجرای حملات اسرائیل به
مواضع رژیم ولایی در سوریه، روسیه بهطور ضمنی اجازه این حملات را داد، که نشان میدهدنمیخواست برای دفاع از رژیم ولایی با آمریکا و اسرائیل درگیر شود.
در این شرایط، رژیم ولایی متوجه شد که نمیتواند
روی حمایت استراتژیک روسیه حساب کند و درواقع، روسیه بخشی از بازی کنترلشدهآمریکا برای مهار رژیم ولایی شده است.
۳) روسیه، امتیازدهنده نیست؛ امتیازگیرنده است:
برخلاف تصور تهران که فکر میکرد روسیه بهعنوان
یک "متحد" در برابر آمریکا ایستاده است، روسیه خود را در نقش "دلالقدرت" و نه "حامی رژیم ولایی" میدید.
این رفتار دقیقاً مطابق با نظریه واقعگرایی
مئیرشایمر است که میگوید:
"قدرتهای بزرگ فقط تا جایی از متحدانشانحمایت میکنند که برای منافع خودشان مفید باشد، نه بیشتر."
روسها حاضر بودند تا جایی رژیم ولایی را حمایت
کنند که منافعشان تأمین شود، اما اگر لازم باشد، رژیم ولایی را قربانی امتیازگیریاز آمریکا میکنند. بازار امتیازدهی میان رژیم ولایی، روسیه و آمریکا در دوران
ترامپ را میتوان نوعی "بازی دوسر باخت" برای رژیم ولایی دانست،
👇👇👇
#فرهیختگان راهی به رهایی