بیایید تا صنعت هوانوردی - و ایمنی سفرهای هوایی - را بررسی کنیم. اداره هوانوردی فدرال مواردی مثل اینکه هواپیماها از نگهداری مناسبی برخوردارند و خلبانان به میزان کافی استراحت کردهاند را تضمین میکند. در نتیجه نیازی نیست که مشتریان نگران سقوط هواپیمایشان باشند از سوی دیگر بسیاری استدلال میکنند که در یک نظام بازار، مشتریان مجبورند خودشان آمار سوانح هوایی هر شرکت هواپیمایی را بررسی کنند و از طرفی آنها باید در تعمیر و نگهداری هواپیما سررشته داشته باشند تا بتوانند بهترین شرکتها را تشخیص دهند.
اما این استدلال چرند است. تمام آنچه که یک مسافر هواپیما بدان نیاز دارد این است که مطمئن شود که هنگام خرید بلیت بخشی از آن بلیت با پشتیبانی شرکت بیمه، شامل چنین تعهدی است: «اگر در سانحه هوایی جانتان را از دست بدهید شرکت هواپیمایی ما متعهد میشود که به اموال به جامانده از شما n دلار پرداخت کنیم.» از آنجا که در صورت سقوط هواپیماهای این شرکت هواپیمایی، شرکتهای بیمه میلیونها دلار از کف میدهند، این شرکتهای بیمه خواهند بود که بازرسان آموزش دیده را استخدام میکنند و گزارش دقیق تعمیر و نگهداری هواپیماها را مورد بررسی قرار میدهند. شرکتهای بیمه به شرکتهای هواپیمایی خواهند گفت: «بله ما تعهدات قراردادی بین شما و مشتریانتان را ضمانت میکنیم، اما تنها در صورتی این اتفاق رخ میدهد که از دستورالعملهای ایمنی ما تبعیت کنید به بازرسان ما اجازه بررسی هواپیماهایتان را بدهید، خلبانان را غربال کنید و... به یاد داشته باشید، در صورتی که شما را در حال نقض تعهدات مشاهده کنیم، متناسب با این تخلفات جریمه خواهید شد». از آنجا که هدف شرکت بیمه حداکثر سازی سود است اگر این اقدامات به ذخیره بیشتر منابع مالی شرکت بیمه منجر شود که برای پرداخت به قربانیان سوانح هوایی در نظر گرفته شده است شرکت بیمه این هزینه های پیشگیرانه را، که از وقوع حوادث هوایی جلوگیری میکند، با کمال میل تقبل خواهد کرد.
سیستم و سازوکاری که توضیح داده شد کاملاً در تضاد با سیستم دولتی فعلی است سازمان هوانوردی فدرال نیز دستورالعملهایی را وضع میکند، اما انگیزه آن از این کار چیست؟ اگر هواپیمایی سقوط کند، سازمان هوانوردی فدرال بودجه بیشتری دریافت خواهد کرد؛ چرا که همه میگویند این سقوط نشان داد که بازار آزاد در زمینه هواپیماها و سفرهای هوایی چقدر افتضاح عمل میکند و ما به مقررات و دخالت های دولتی بیشتری نیاز داریم !
سازمانهای عریض و طویل دولتی همیشه با سوء مدیریت، منابعشان را تلف میکنند؛ به همین دلیل، همیشه در حالی که تعداد بازرسان کافی نیست، تعداد زیادی مدیر میانی مشغول به کارند که طبیعتاً هیچ بهره وری ندارند و وجودشان ضرورتی ندارد. از همه مهمتر، از آنجایی که در این سازمان هیچ رقابتی وجود ندارد هیچ معیار و سنجه ای در دسترس نیست تا عملکرد و نظارت انجام شده از سوی سازمان هوانوردی فدرال را با آن مقایسه کنیم و بسنجیم. همچنین ممکن است برخی از مکانیکهای رده پایین ایدههای جالبی برای بهبود امنیت خطوط هوایی داشته باشند، اما به دلیل وجود بوروکراسی سازمان هوانوردی فدرال عملیاتی شدن آن سالها به طول بیانجامد.
💡 معرفی کتاب 💡
کتاب :
#نظریه_آشوب | نویسنده : #رابرت_پی_مورفی | ترجمه : #مهران_خسروزاده| صفحهٔ 79 و 80 و 81 و 82 | 💬نشر آماره
اما این استدلال چرند است. تمام آنچه که یک مسافر هواپیما بدان نیاز دارد این است که مطمئن شود که هنگام خرید بلیت بخشی از آن بلیت با پشتیبانی شرکت بیمه، شامل چنین تعهدی است: «اگر در سانحه هوایی جانتان را از دست بدهید شرکت هواپیمایی ما متعهد میشود که به اموال به جامانده از شما n دلار پرداخت کنیم.» از آنجا که در صورت سقوط هواپیماهای این شرکت هواپیمایی، شرکتهای بیمه میلیونها دلار از کف میدهند، این شرکتهای بیمه خواهند بود که بازرسان آموزش دیده را استخدام میکنند و گزارش دقیق تعمیر و نگهداری هواپیماها را مورد بررسی قرار میدهند. شرکتهای بیمه به شرکتهای هواپیمایی خواهند گفت: «بله ما تعهدات قراردادی بین شما و مشتریانتان را ضمانت میکنیم، اما تنها در صورتی این اتفاق رخ میدهد که از دستورالعملهای ایمنی ما تبعیت کنید به بازرسان ما اجازه بررسی هواپیماهایتان را بدهید، خلبانان را غربال کنید و... به یاد داشته باشید، در صورتی که شما را در حال نقض تعهدات مشاهده کنیم، متناسب با این تخلفات جریمه خواهید شد». از آنجا که هدف شرکت بیمه حداکثر سازی سود است اگر این اقدامات به ذخیره بیشتر منابع مالی شرکت بیمه منجر شود که برای پرداخت به قربانیان سوانح هوایی در نظر گرفته شده است شرکت بیمه این هزینه های پیشگیرانه را، که از وقوع حوادث هوایی جلوگیری میکند، با کمال میل تقبل خواهد کرد.
سیستم و سازوکاری که توضیح داده شد کاملاً در تضاد با سیستم دولتی فعلی است سازمان هوانوردی فدرال نیز دستورالعملهایی را وضع میکند، اما انگیزه آن از این کار چیست؟ اگر هواپیمایی سقوط کند، سازمان هوانوردی فدرال بودجه بیشتری دریافت خواهد کرد؛ چرا که همه میگویند این سقوط نشان داد که بازار آزاد در زمینه هواپیماها و سفرهای هوایی چقدر افتضاح عمل میکند و ما به مقررات و دخالت های دولتی بیشتری نیاز داریم !
سازمانهای عریض و طویل دولتی همیشه با سوء مدیریت، منابعشان را تلف میکنند؛ به همین دلیل، همیشه در حالی که تعداد بازرسان کافی نیست، تعداد زیادی مدیر میانی مشغول به کارند که طبیعتاً هیچ بهره وری ندارند و وجودشان ضرورتی ندارد. از همه مهمتر، از آنجایی که در این سازمان هیچ رقابتی وجود ندارد هیچ معیار و سنجه ای در دسترس نیست تا عملکرد و نظارت انجام شده از سوی سازمان هوانوردی فدرال را با آن مقایسه کنیم و بسنجیم. همچنین ممکن است برخی از مکانیکهای رده پایین ایدههای جالبی برای بهبود امنیت خطوط هوایی داشته باشند، اما به دلیل وجود بوروکراسی سازمان هوانوردی فدرال عملیاتی شدن آن سالها به طول بیانجامد.
💡 معرفی کتاب 💡
کتاب :
#نظریه_آشوب | نویسنده : #رابرت_پی_مورفی | ترجمه : #مهران_خسروزاده| صفحهٔ 79 و 80 و 81 و 82 | 💬نشر آماره