Репост из: روزنامه دنیای اقتصاد
بلوای نان در زمستان ۱۳۲۱
✅ شادی معرفتی طی مقالهای دلایل شورش نان در آذرماه ۱۳۲۱ را بررسی کرده است.
🔹صبح زود، یک روز سرد اواخر آذرماه ۱۳۲۱ مردم خسته و گرسنهای که نان خشک برای خوردن پیدا نمیکردند، و بیش از یک سال بود سرزمینشان تن به تانکهای متفقین سپرده بود، عاصی و گرسنه، در صفوف منظم، راهی صحن بهارستان شدند و تنها شعارشان این بود «ما نان میخواهیم»!
🔹 دانشجویان و محصلان کلاسهای درس را تعطیل کردند، به مجلس رفتند و وارد مذاکره با نمایندگان شدند.
🔹بلندترین خواسته مردم «نان» بود، اما به دنبال مداخله خشمگینانه برخی معترضان، درگیری بالا گرفت و چند تن از نمایندگان مورد ضربوشتم قرار گرفتند.
🔹کار به تخریب و شکستن در و پنجره و تابلوهای نقاشی رسید. محمد ساعد، وزیر امور خارجه به میان مردم رفت و از آنان خواست متفرق شوند تا دولت بتواند فکری برای رفع مضیقه کند، ولی مردم مجال سخن به ساعد نداده، او را دستگیر و در یکی از اتاقهای مجلس حبس کردند.
🔹پیش از جنگ جهانی دوم، ایران صادرکننده ویژه غله بود، اما سال ۱۳۲۰ با تبعید رضاشاه و حضور متفقین در ایران، قحطی فرارسید.
🔹سوغات حضور متفقین در ایران؛ تورم، تشکیل بازار سیاه، کمبود خواربار و کمبود نان بود که موجبات نارضایتی شدید مردم را فراهم آورد.
🔹حضور متفقین که همچون مهمانی ناخوانده صاحب اختیار کشور شده بودند و ارزاق مورد نیاز کشور را خرج سربازان خود میکردند، مهمترین علت آن قحطی بزرگ بود که تعادل عرضه و تقاضا را در کشور به هم ریخت.
🔹دولت ایران موظف شده بود سالانه هفت هزار تن گندم، ۱۵ هزار تن جو و ۳۰ هزار تن برنج به دولت شوروی تحویل دهد.
🔹 با این حال آن کشور مازاد تولید غله منطقه آذربایجان را که یکی از مراکز اصلی تولید گندم بود، ضبط میکرد و با وجود کمبود گندم و سایر غلات در تمام کشور، از حمل غله مازاد آذربایجان و دیگر نواحی تحت اشغال که حاصلخیزترین مناطق غلهخیز بود، به نقاط دیگر کشور بهویژه تهران جلوگیری میکرد.
🔹با وجود توافقنامه متفقین و ایران که شامل قولهای متفقین برای تامین غله کافی برای کشور میزبان بود، انگلیسیها در مواردی سهم مردم را در انبارهای خودشان ذخیره میکردند.
🔹نفت ایران هنوز ملی نشده بود و لاجرم، تامین سوخت در اختیار آنان بود و تامین سوخت نانواییها و نیز همان اندک وسایل نقلیهای که بهطور محدود در اختیار ایرانیها بود به میل و اراده آنان بستگی داشت.
🔹علاوه بر این، به موجب پیمان «اتحاد سهگانه» دولت ایران تمامی وسایل حملونقل زمینی و خطوط راهآهن کشور را در اختیار متفقین قرار داده بود و توزیع به موقع و مناسب غله در سرتاسر کشور به خوبی صورت نمیگرفت.
🔹تمامی خطوط حملونقل جادهای و ریلی مناطق تحت اشغال در اختیار متفقین بود، در حالی که هزینه نگهداری و تعمیر خطوط راهآهن را بر عهده دولت ایران میگذاشتند.
🔹روسها گمرکات مرزهای شمالی را از میان برداشته و کارکنان ایرانی را از محل کارشان اخراج کرده بودند و اصولاً امور گمرکی صورت نمیگرفت و قاچاق ارزاق عمومی بهویژه گندم و حتی دام زنده به شوروی امری عادی بود.
🔹از سوی دیگر بازرگانان روسی با صدور کالاهای خودشان به ایران و فروش آن به مردم، علاوه بر عدم پرداخت حقوق گمرکی باعث اخلال در امر بازرگانی ایران میشدند.
🔹جدا از نقش متفقین در قحطی و گرسنگی مردم، تورم پول ناشی از چاپ بیرویه اسکناس، کمبود کلی غله در کشور و مشکل حملونقل آن، ارسال غله محصول ایران به شوروی جنگزده و احتکار خواربار مورد نیاز مردم، از جمله عوامل آن خیزش بزرگ بود.
🔹علاوه بر این، ضعف دولت مرکزی و عدم ثبات سیاسی، زمینه ظهور یاغیان و راهزنان را هم فراهم آورده بود که جادهها را میبستند و حملونقل غله را در سطح کشور مختل میکردند.
🔹کمبود غله و حضور اشغالگران در ایران، کشاورزان و ملاکان را وامیداشت تا غله خود را به امید فروش با قیمتی بالاتر انبار کنند.
🔹عصیان مردم تهران اگرچه مورد سوءاستفاده قرار گرفت و مردم گرسنه و ستمدیده به جای نان و اصلاحات اقتصادی، گلوله نصیبشان شد، اما تاثیرات خودش را باقی گذاشت.
🔹برخی پژوهشگران ترس شاه جوان از قدرت یافتن احمد قوام را به عنوان رقیبی قدرتمند و خطرناک که در کارنامه کاری خود تجربههایی چون بیش از ۲۰ بار وزارت و دو بار نخستوزیری داشت، عاملی موثر در شکلگیری غائله ۱۷ آذر میدانند.
🔹قوام برای تعدیل موقعیت و نفوذ انگلستان و شوروی، سعی میکرد نیروی سومی، یعنی ایالاتمتحده را به عرصه سیاسی ایران بکشاند.
🔹یکی از اقدامات او در این زمینه بهکارگیری مستشاران آمریکایی بود. مهمترین این مستشاران، گروه مستشار مالی بود که ریاست آن را دکتر میلسپو بر عهده داشت.
🔹بحران نان تا زمستان نیز ادامه داشت و قوام عاقبت در ۲۴ بهمنماه همان سال ناگزیر از استعفا شد.
منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۱
✅ شادی معرفتی طی مقالهای دلایل شورش نان در آذرماه ۱۳۲۱ را بررسی کرده است.
🔹صبح زود، یک روز سرد اواخر آذرماه ۱۳۲۱ مردم خسته و گرسنهای که نان خشک برای خوردن پیدا نمیکردند، و بیش از یک سال بود سرزمینشان تن به تانکهای متفقین سپرده بود، عاصی و گرسنه، در صفوف منظم، راهی صحن بهارستان شدند و تنها شعارشان این بود «ما نان میخواهیم»!
🔹 دانشجویان و محصلان کلاسهای درس را تعطیل کردند، به مجلس رفتند و وارد مذاکره با نمایندگان شدند.
🔹بلندترین خواسته مردم «نان» بود، اما به دنبال مداخله خشمگینانه برخی معترضان، درگیری بالا گرفت و چند تن از نمایندگان مورد ضربوشتم قرار گرفتند.
🔹کار به تخریب و شکستن در و پنجره و تابلوهای نقاشی رسید. محمد ساعد، وزیر امور خارجه به میان مردم رفت و از آنان خواست متفرق شوند تا دولت بتواند فکری برای رفع مضیقه کند، ولی مردم مجال سخن به ساعد نداده، او را دستگیر و در یکی از اتاقهای مجلس حبس کردند.
🔹پیش از جنگ جهانی دوم، ایران صادرکننده ویژه غله بود، اما سال ۱۳۲۰ با تبعید رضاشاه و حضور متفقین در ایران، قحطی فرارسید.
🔹سوغات حضور متفقین در ایران؛ تورم، تشکیل بازار سیاه، کمبود خواربار و کمبود نان بود که موجبات نارضایتی شدید مردم را فراهم آورد.
🔹حضور متفقین که همچون مهمانی ناخوانده صاحب اختیار کشور شده بودند و ارزاق مورد نیاز کشور را خرج سربازان خود میکردند، مهمترین علت آن قحطی بزرگ بود که تعادل عرضه و تقاضا را در کشور به هم ریخت.
🔹دولت ایران موظف شده بود سالانه هفت هزار تن گندم، ۱۵ هزار تن جو و ۳۰ هزار تن برنج به دولت شوروی تحویل دهد.
🔹 با این حال آن کشور مازاد تولید غله منطقه آذربایجان را که یکی از مراکز اصلی تولید گندم بود، ضبط میکرد و با وجود کمبود گندم و سایر غلات در تمام کشور، از حمل غله مازاد آذربایجان و دیگر نواحی تحت اشغال که حاصلخیزترین مناطق غلهخیز بود، به نقاط دیگر کشور بهویژه تهران جلوگیری میکرد.
🔹با وجود توافقنامه متفقین و ایران که شامل قولهای متفقین برای تامین غله کافی برای کشور میزبان بود، انگلیسیها در مواردی سهم مردم را در انبارهای خودشان ذخیره میکردند.
🔹نفت ایران هنوز ملی نشده بود و لاجرم، تامین سوخت در اختیار آنان بود و تامین سوخت نانواییها و نیز همان اندک وسایل نقلیهای که بهطور محدود در اختیار ایرانیها بود به میل و اراده آنان بستگی داشت.
🔹علاوه بر این، به موجب پیمان «اتحاد سهگانه» دولت ایران تمامی وسایل حملونقل زمینی و خطوط راهآهن کشور را در اختیار متفقین قرار داده بود و توزیع به موقع و مناسب غله در سرتاسر کشور به خوبی صورت نمیگرفت.
🔹تمامی خطوط حملونقل جادهای و ریلی مناطق تحت اشغال در اختیار متفقین بود، در حالی که هزینه نگهداری و تعمیر خطوط راهآهن را بر عهده دولت ایران میگذاشتند.
🔹روسها گمرکات مرزهای شمالی را از میان برداشته و کارکنان ایرانی را از محل کارشان اخراج کرده بودند و اصولاً امور گمرکی صورت نمیگرفت و قاچاق ارزاق عمومی بهویژه گندم و حتی دام زنده به شوروی امری عادی بود.
🔹از سوی دیگر بازرگانان روسی با صدور کالاهای خودشان به ایران و فروش آن به مردم، علاوه بر عدم پرداخت حقوق گمرکی باعث اخلال در امر بازرگانی ایران میشدند.
🔹جدا از نقش متفقین در قحطی و گرسنگی مردم، تورم پول ناشی از چاپ بیرویه اسکناس، کمبود کلی غله در کشور و مشکل حملونقل آن، ارسال غله محصول ایران به شوروی جنگزده و احتکار خواربار مورد نیاز مردم، از جمله عوامل آن خیزش بزرگ بود.
🔹علاوه بر این، ضعف دولت مرکزی و عدم ثبات سیاسی، زمینه ظهور یاغیان و راهزنان را هم فراهم آورده بود که جادهها را میبستند و حملونقل غله را در سطح کشور مختل میکردند.
🔹کمبود غله و حضور اشغالگران در ایران، کشاورزان و ملاکان را وامیداشت تا غله خود را به امید فروش با قیمتی بالاتر انبار کنند.
🔹عصیان مردم تهران اگرچه مورد سوءاستفاده قرار گرفت و مردم گرسنه و ستمدیده به جای نان و اصلاحات اقتصادی، گلوله نصیبشان شد، اما تاثیرات خودش را باقی گذاشت.
🔹برخی پژوهشگران ترس شاه جوان از قدرت یافتن احمد قوام را به عنوان رقیبی قدرتمند و خطرناک که در کارنامه کاری خود تجربههایی چون بیش از ۲۰ بار وزارت و دو بار نخستوزیری داشت، عاملی موثر در شکلگیری غائله ۱۷ آذر میدانند.
🔹قوام برای تعدیل موقعیت و نفوذ انگلستان و شوروی، سعی میکرد نیروی سومی، یعنی ایالاتمتحده را به عرصه سیاسی ایران بکشاند.
🔹یکی از اقدامات او در این زمینه بهکارگیری مستشاران آمریکایی بود. مهمترین این مستشاران، گروه مستشار مالی بود که ریاست آن را دکتر میلسپو بر عهده داشت.
🔹بحران نان تا زمستان نیز ادامه داشت و قوام عاقبت در ۲۴ بهمنماه همان سال ناگزیر از استعفا شد.
منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۱