بهار که می آمد
کنار پنجره ی ایوان
و روی طاقچه گلدان بود
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود
مادر بزرگ یادت هست!
حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ میشد
اصلا تمام خوشبختیها
درونِ خانه ی تو جمع میشد
مادر بزرگ یادت هست!
براستی قسمتی از بهشت بود
خانهای که پر از سادگی بود
وَ ما قدرش ندانستیم...
♡• @eshghookhoda •♡
کنار پنجره ی ایوان
و روی طاقچه گلدان بود
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود
مادر بزرگ یادت هست!
حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ میشد
اصلا تمام خوشبختیها
درونِ خانه ی تو جمع میشد
مادر بزرگ یادت هست!
براستی قسمتی از بهشت بود
خانهای که پر از سادگی بود
وَ ما قدرش ندانستیم...
♡• @eshghookhoda •♡