⚔ #جنگ
زمانی به ساختن کشورها کمک میکرد، اکنون آنها را #نابود
میکند.
✍خشونت سازمانیافته - یا همان به اصطلاح جنگ که خلاصهی آن میشود - مدتهاست که باعث اتحاد آدمیان شده است. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که تقریباً نیمی از کسانی که در آخرین بخش عصر حجر در نوبیا، منطقهای در امتداد بخشهای جنوبی رود نیل زندگی میکردند، به مرگ خشونتآمیز مردهاند. بسیاری از جوامع قبیلهایِ دیگر در طول اعصار، در این الگوی مرگ و میر شریکاند، که نشان دهندهی بسیجی در مقیاسِ بزرگ برای کشتارِ گسترده به جای خشونتهای تصادفی است. سازماندهی حملات به سکونتگاههای نوبیایی همسایه با هماهنگی میان روستاییان انجام میشد. مهاجمان و مدافعان به طور یکسان باید منابع را جمع آوری میکردند، برنامه ریزی کرده و برای مبارزه مؤثر بین یکدیگر اعتماد ایجاد میکردند.
همکاری، وابستگی متقابل، اعتماد - حتی در کشتن دیگران - آجرهای سازنده نظم سیاسی و عناصر اساسی دولتها هستند.
ظهور کشاورزی پیشنیاز سکونتگاههای طولانی مدت انسانی - شهرها - با هر اندازهی قابل توجهی بود. این امر باعث به وجود آمدن جوامع بزرگتر شد که قادر به جنگهای بزرگتر و پیچیدهتر بودند.
🛡برای سلسلههای چین باستان، امپراطوریهای بینالنهرین و قرنها بعد، پادشاهیهای اروپا، جنگ یکی از دلایل وجودشان بود. فردریک ویلیام پروس را برای جنگ علیه بسیاری از همسایگان متخاصم خود تأسیس کرد و ساخت. درگیریهای پروس با رقبای منطقهای در طول قرنهای 17 و 18، کشوری را ساخت که امروز با نام آلمان میشناسیم. در سراسر اقیانوس اطلس، در اواسط قرن هجدهمْ جنگ هفت ساله کمک کرد تا مستعمره نشینانِ آمریکایی را علیه بریتانیاییها تحریک کرده و آنها را در مسیر تشکیل یک ملت قرار دهد.
در طول این تاریخ طولانی از عصر حجر تا عصر مدرن، فرمول اصلی سیاسی یکسان باقی ماند. عناصر ناهمگون یک جامعه یاد گرفتند که خارج از ساختارهای خانوادگی همکاری کنند تا خود را برای غارت یا دفاع، یا هر دو، مسلح سازند. آنها سلسله مراتب، بوروکراسی و نهادهایی را تشکیل دادند که پایدار و تکامل یافتند. برای ملتهای نوظهور، عواقب پس از جنگها تجربیات مشترک مهمی نیز به ارمغان آورد؛
″شکست میتواند متحدکنندهتر از پیروزی باشد.″🔴
ایران و عراقآخرین جنگ بزرگ ملتسازی در سال 1980 اتفاق افتاد. زمانی که عراق در زمان صدام حسین پس از انقلاب ایران، به ایران حمله کرد. زمانی که حسین حمله وحشیانهای را آغاز کرد که یادآور جنگ جهانی اول بود، ایران به طرز غمانگیزی آماده نبود. انقلابیون ایران از تعهدات مذهبی برای کمک به تقویت لشکر مبارزان استفاده کردند. مردم پیر و جوان ایرانی بارها و بارها خود را مقابل حملات تانکهای عراقی پرتاب کردند تا اینکه پیشروی عراق متوقف شد. در باب ایران دشوار است که درمورد مشروعیتی که این دستاورد به رژیم جدید داد و انسجامی که جنگ به ایران داد، اغراق کرد. جامعه ایران در پاسخ به مهاجمان عرب، اعم از سنی و شیعه، حول غم، ترس و احساس تازهای از هویت ایرانی منسجم شد.
از زمان جنگ ایران و عراق (1980-1988)، جنگها عمدتاً نیروهای مخرب برای ملتها بوده است.
اکنون به نظر میرسد کشورهایی که در بحبوحه جنگند، به جای قیامْ در حال فروپاشی هستند. در کشورهای امروزی از لیبی گرفته تا میانمار، درگیریها دولتها را تضعیف کرده و نیز تهدید میکنند که ملتها را تا حدی که درگیریها، یوگسلاوی سابق را در دهه 1990 از هم پاشید، نابود خواهد کرد. در عراق، جنگی که در ابتدا 14 سال پیش توسط ایالات متحده برای نجات کشور آغاز شد، همچنان ادامه دارد و به منبعی برای زوال داخلی کشور تبدیل شده است. در همین حال، سودان جنوبی، جدیدترین کشور جهان، در مارپیچ نزولی خشونت داخلی قرار دارد. این کشور پس از بیش از دو دهه جنگ، استقلال خود از سودان را به دست آورد.
الگوهای تاریخ حاکی از آن است که سودان جنوبی باید با وجود چالشهای فراوانی که این کشور به عنوان یک کشور جوان با آن مواجه بود، از آن مصیبت یکپارچه بیرون میآمد. در عوض، اساساً در بحبوحه نبردهای داخلی پس از استقلال فروپاشید و جنگ دیگری را آغاز کرد که بیش از 2 میلیون نفر از 12.5 میلیون نفر را آواره کرد.
تجربه سودان جنوبی هنجار جدیدی است.
درگیریهای مسلحانه، منشأ و پیامدهایش هر چه باشد، وقفهای در پیشرفت جوامع ایجاد میکند، توسعه را عقب میاندازد و چشماندازها را تاریک میکند. در واقع، جنگ در کشورهای مدرن به یک بیماری مرگبار تبدیل شده است.📝 آرین رسولی
#اندیشه_کنیم
ادامه مقاله👇
https://52hertzz.com/52war-once-helped-build-nations-now-it-destroys/⚖️
@Book_L_P