ملاحظاتی در باب منسوبیت قومی مولانا جلالالدین رومی (بخش دوم)
آتیلا اورمو
باغریما باسارام داشلار (۸ هجا)
آخیتدیم گؤزومدن یاشلار (۸ هجا)
یاوروسون آلدیران قوشلار (۸ هجا)
یاوروسونا دؤنر گلر (۸ هجا)
(مجموعاً ۳۲ هجا)
قوجادیم چکنمم نازی (۸ هجا)
باغریما تؤکنمم کؤزو (۸ هجا)
یارین منه کؤتو سؤزو (۸ هجا)
قارا باغریم دلر گلر (۸ هجا)
(مجموعاً ۳۲ هجا)
حال دو بیت از یک غزل مولانا را در نظر میگیریم:
مطرب روح من تویی، کشتی نوح من تویی
فتح و فتوح من تویی، یار قدیم و اولین
(مجموعاً ۳۲ هجا)
ای ز تو شاد جان من، بیتو مباد جان من
دل به تو داد جان من، با غم توست همنشین
(مجموعاً ۳۲ هجا)
اگر این ابیات را بصورت زیر بنویسیم خواهیم دید که دقیقاً در قالب یک گرایلی نوشته شده است:
مطرب روح من تویی (۸ هجا)
کشتی نوح من تویی (۸ هجا)
فتح و فتوح من تویی (۸ هجا)
یار قدیم و اولین (۸ هجا)
ای ز تو شاد جان من (۸ هجا)
بیتو مباد جان من (۸ هجا)
دل به تو داد جان من (۸ هجا)
با غم توست همنشین (۸ هجا)
در غزلیات مولانا که استفاده از قافیههای درونی در داخل یک بیت بسیار دیده میشود، تأثیر قالبهای اشعار تورکی که مولانا با آن آشنا بوده به وفور به چشم میخورد. حال اینکه شاعران غیر تورک در اشعار خود از چنین تکنیکی استفاده نکردهاند.
جالب این است که بدانیم گرایلی نام یک گوشه ضربی در دستگاه شور از موسیقی سنتی قاجاری است که به علت اینکه از موسیقی مناطق تورکنشین ایران اقتباس شده، در اجرای آن از غزلهایی استفاده شود که هر بیت آن (مانند هر بند یک گرایلی) باید ۳۲ هجا داشته باشد. (در دوره پهلوی نام این گوشه به گریه لیلی! تغییر پیدا کرده است)
۵. مدارا (تساهل / تُلِرانس) به معنی پذیرش و تحمل دیگرانی است که از لحاظ قومی، مذهبی، اعتقادی و... با ما فرق دارند و در اقلیت قرار دارند. افراد، جوامع و دولتهایی که دارای چنین خصوصیات اخلاقی باشند، عقاید، جوامع، مذاهب، ادیان، تفکرات و... دیگر را قبول کرده و با آنها رفتار خوبی داشته و آزادی این گروههای اقلیت را به رسمیت میشناسند. یکی از بارزترین خصوصیات ملت تورک در تاریخ داشتن تساهل و تلرانس نسبت به ادیان و ملل دیگر میباشد. مثلاً در اواخر قرن ۱۵ میلادی که در اسپانیا یهودیان را اذیت و کشتار میکردند، دولت عثمانی آنها را نجات داد و قبول کرد که یهودیان به سرزمین عثمانی آمده و در آرامش به زندگی خود ادامه دهند. تاریخ تورکها پر است از نمونههایی که نشان میدهد اقلیتهای مذهبی و قومی در میان ملت تورک و زیر لوای دولتهای تورک بدون هیچگونه تبعیض و در آرامش کامل زندگی نمودهاند. با بررسی زندگی مولانا میبینیم که وی در میان مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، تورکها، رومها و... دارای احترام بسیار بود و در کلاسهای درس مولانا از هر قوم و مذهبی تا ۴۰۰ نفر شرکت میکردند که این موضوع نشانگر رفتار مداراگرانه مولا است. همچنین با بررسی اشعار و آثار مولانا اندیشهها و افکار مداراگرایانه و مملو از تساهل و تلرانس وی را به سادگی مشاهده خواهیم کرد که این رفتارها و اندیشهها در خاورمیانه و جغرافیای شرق مخصوص تورکها است که در تاریخ نمونههای فراوانی برای آن وجود دارد. بعنوان مثال به این رباعی از حضرت مولانا دقت کنیم:
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بتپرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
@TurkUygarligi
آتیلا اورمو
باغریما باسارام داشلار (۸ هجا)
آخیتدیم گؤزومدن یاشلار (۸ هجا)
یاوروسون آلدیران قوشلار (۸ هجا)
یاوروسونا دؤنر گلر (۸ هجا)
(مجموعاً ۳۲ هجا)
قوجادیم چکنمم نازی (۸ هجا)
باغریما تؤکنمم کؤزو (۸ هجا)
یارین منه کؤتو سؤزو (۸ هجا)
قارا باغریم دلر گلر (۸ هجا)
(مجموعاً ۳۲ هجا)
حال دو بیت از یک غزل مولانا را در نظر میگیریم:
مطرب روح من تویی، کشتی نوح من تویی
فتح و فتوح من تویی، یار قدیم و اولین
(مجموعاً ۳۲ هجا)
ای ز تو شاد جان من، بیتو مباد جان من
دل به تو داد جان من، با غم توست همنشین
(مجموعاً ۳۲ هجا)
اگر این ابیات را بصورت زیر بنویسیم خواهیم دید که دقیقاً در قالب یک گرایلی نوشته شده است:
مطرب روح من تویی (۸ هجا)
کشتی نوح من تویی (۸ هجا)
فتح و فتوح من تویی (۸ هجا)
یار قدیم و اولین (۸ هجا)
ای ز تو شاد جان من (۸ هجا)
بیتو مباد جان من (۸ هجا)
دل به تو داد جان من (۸ هجا)
با غم توست همنشین (۸ هجا)
در غزلیات مولانا که استفاده از قافیههای درونی در داخل یک بیت بسیار دیده میشود، تأثیر قالبهای اشعار تورکی که مولانا با آن آشنا بوده به وفور به چشم میخورد. حال اینکه شاعران غیر تورک در اشعار خود از چنین تکنیکی استفاده نکردهاند.
جالب این است که بدانیم گرایلی نام یک گوشه ضربی در دستگاه شور از موسیقی سنتی قاجاری است که به علت اینکه از موسیقی مناطق تورکنشین ایران اقتباس شده، در اجرای آن از غزلهایی استفاده شود که هر بیت آن (مانند هر بند یک گرایلی) باید ۳۲ هجا داشته باشد. (در دوره پهلوی نام این گوشه به گریه لیلی! تغییر پیدا کرده است)
۵. مدارا (تساهل / تُلِرانس) به معنی پذیرش و تحمل دیگرانی است که از لحاظ قومی، مذهبی، اعتقادی و... با ما فرق دارند و در اقلیت قرار دارند. افراد، جوامع و دولتهایی که دارای چنین خصوصیات اخلاقی باشند، عقاید، جوامع، مذاهب، ادیان، تفکرات و... دیگر را قبول کرده و با آنها رفتار خوبی داشته و آزادی این گروههای اقلیت را به رسمیت میشناسند. یکی از بارزترین خصوصیات ملت تورک در تاریخ داشتن تساهل و تلرانس نسبت به ادیان و ملل دیگر میباشد. مثلاً در اواخر قرن ۱۵ میلادی که در اسپانیا یهودیان را اذیت و کشتار میکردند، دولت عثمانی آنها را نجات داد و قبول کرد که یهودیان به سرزمین عثمانی آمده و در آرامش به زندگی خود ادامه دهند. تاریخ تورکها پر است از نمونههایی که نشان میدهد اقلیتهای مذهبی و قومی در میان ملت تورک و زیر لوای دولتهای تورک بدون هیچگونه تبعیض و در آرامش کامل زندگی نمودهاند. با بررسی زندگی مولانا میبینیم که وی در میان مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، تورکها، رومها و... دارای احترام بسیار بود و در کلاسهای درس مولانا از هر قوم و مذهبی تا ۴۰۰ نفر شرکت میکردند که این موضوع نشانگر رفتار مداراگرانه مولا است. همچنین با بررسی اشعار و آثار مولانا اندیشهها و افکار مداراگرایانه و مملو از تساهل و تلرانس وی را به سادگی مشاهده خواهیم کرد که این رفتارها و اندیشهها در خاورمیانه و جغرافیای شرق مخصوص تورکها است که در تاریخ نمونههای فراوانی برای آن وجود دارد. بعنوان مثال به این رباعی از حضرت مولانا دقت کنیم:
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بتپرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
@TurkUygarligi