.
عصر جمعه بود و مشقهای ننوشته
و چشمهایت چه زیبا میترسیدند
شانه بالا انداختی:
«از کجا معلوم
شاید فردا و هرگز
شنبه نباشد
بهانهای برای بازی بیاور»
ترسیده بودی
مثل من که ترسیده بودم و
با دلم بازی میکردم
ولی آن را در دستهایت گذاشتم
که نترسی
به همین سادگی
تو بهانهات را به دست آوردی و
من بهانهام را از دست دادم
دیر است...
حالا که مرا بازی نمیدهی
بگذار مشقهایم را بنویسم!
#رضا_نظری_ایلخانی
@payunn
عصر جمعه بود و مشقهای ننوشته
و چشمهایت چه زیبا میترسیدند
شانه بالا انداختی:
«از کجا معلوم
شاید فردا و هرگز
شنبه نباشد
بهانهای برای بازی بیاور»
ترسیده بودی
مثل من که ترسیده بودم و
با دلم بازی میکردم
ولی آن را در دستهایت گذاشتم
که نترسی
به همین سادگی
تو بهانهات را به دست آوردی و
من بهانهام را از دست دادم
دیر است...
حالا که مرا بازی نمیدهی
بگذار مشقهایم را بنویسم!
#رضا_نظری_ایلخانی
@payunn